از خرس چخوف تا سنت‌شکنی

در سالن استاد انتظامی خانه‌ی هنرمندان ایران، نمایش «بچه خرس» هر شب روی صحنه می‌رود؛ اثری که با دراماتورژی از «خرس» چخوف، روایت یک زن سنت‌شکن و قدرتمند را در دل دورانی می‌سازد که زنان اغلب منفعل تصویر می‌شدند. پشت این تجربه‌ی نخست، کارگردانی ایستاده که سال‌ها دستیاری کرده، اما این بار قصد دارد با رقص، حرکت و لحظات کمیک کنترل‌شده، تجربه‌ای کوتاه، مفید و شیرین برای تماشاگر بسازد. پای صحبت «مریم نورالدینی» کارگردان نمایش «بچه خرس» نشسته‌ایم.

خوانشی معاصر از تراژدی شاهنامه

احسان سلیمیان کارگردان نمایش «سفرنامه گم‌جای» درباره خاستگاه‌های ایدئولوژیک متن، مقتدر شدن شخصیت تهمینه در روزگار کنونی و تقابل جامعه‌شناختی دو مفهوم کهن «پسرکشی شرقی» و «پدرکشی غربی» به ارائه توضیحات خود پرداخت.

همه چیز رنگ‌ می‌بازد جز عشق / «گردبادک» ادای دین به یک قدرت اسطوره‌ای

«مصطفی فرهادمهر»، بازیگر و مشاور کارگردان نمایش «گردبادک» که خود زیستی طولانی در اقلیم خوزستان داشته است، از رویکرد عرفانی‌اش به نقش‌آفرینی و چگونگیِ برقراری پیوند عاطفی با مخاطب فراتر از مرزهای زبانی سخن گفت.

خوانش نو از مناظره کهن

رحیم رشیدی‌تبار نمایشنامه‌نویس و کارگردان «گردبادک» با اشاره به شاخصه‌های این اثر، گفت: پیش از این اقتباس‌هایی از «درخت آسوریک» انجام شده بود که البته برای من چندان جاذبه‌ای نداشت و تصمیم داشتم خوانشی متفاوت و نو از این مناظره کهن ارائه دهم...

هملت در قاب مینیمال؛ روایتی زنانه از یک تراژدی کلاسیک

پرهام یدالهی کارگردان نمایش «خفتن و شاید خواب‌دیدن» گفت: از یک نقطه به بعد احساس کردم چارچوب اولیه دیگر برای من پاسخگو نیست؛ بنابراین از متن «هملت» کمک گرفتم و تلاش کردم حضورش پررنگ‌تر شود و جایگاه خودش را پیدا کند. با این حال، همچنان تمرکز اصلی روی دو کاراکتر ماند و این دو نفر هستند که قصه را پیش می‌برند و به همین دلیل سایر عناصر کمی کم‌رنگ‌تر و مینیمال باقی ماندند.

وقتی خانه به رینگ بوکس تبدیل می‌شود / واکاوی تضادها در «ایرلندی»

صدرا عیسی‌پور با نگاهی متفاوت به آثار مارتین مک‌دونا، سعی کرده است تضاد میان دو نسل را نه در قالب یک روایت رئالیستی، بلکه در فضایی استعاری و با ریتمی تند و پرتحرک به تصویر بکشد. او با استفاده از استعاره‌ی «رینگ بوکس»، تقابل میان مادر و دختر را به یک نبردِ بی‌پایان و بی‌رحمانه تبدیل کرده است؛ نبردی که در آن، حتی رنگ از جهانِ صحنه نیز رخت برمی‌بندد...

گزارش تصویری | اجرای نمایش «ایرلندی» | سالن استاد انتظامی | شهریور 1405

اجرای نمایش «ایرلندی» به‌‌تهیه‌کنندگی و کارگردانی صدرا عیسی‌پور در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران ادامه دارد.

من راوی سکوت‌های ناگفته هستم

«باران نم‌نم خواهد بارید» تنها یک نام برای نمایش نیست؛ دعوتی است به ایستادن در آستانه؛ جایی که واقعیت با وهم برخورد می‌کند و خاطره‌ها زیر باران مداوم تردید، رنگ می‌بازند. در این هتل غریب که فضایش به قلمرو آثار هاروکی موراکامی پهلو می‌زند، شخصیت‌ها در حالِ گم کردن یا بازیافتنِ خود هستند. در این میان، زهرا پرهون در قامت «مسئول پذیرش»، حضوری متفاوت دارد...

مینیمالیسم در خدمت سکوت / برای آنها که اهل پرسش‌اند

تارا برزی در نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید»، سراغ ترجمه جهان غبارآلود و سورئال هاروکی موراکامی به زبان عریان تئاتر رفته است. او در این اقتباس، نه به دنبال بازسازی فیزیکی قصه‌ها، که در پی بازنمایی آن فقدان مبهم و تنهاییِ وجودی است که شخصیت‌های موراکامی با آن دست‌وپنج نرم می‌کنند...

سکوتی که خنجر می‌شود

رضا بهکام کارگردان «نامقصد» می‌گوید: اهداف شخصی در واقعیت گاهی به مقصد نمی‌رسند و طبعا سرگردانی شخصیت «آبان» در این نمایش که به بی‌مقصد بودن او منجر شده، بیانگر پرونده‌های راکدی است که گاهی در بازخوانی‌ها، نیازمند تاباندن نور به بخش‌های تاریکی از آن است و دوگانگی نوع مرگ او، تفاسیر و قضاوت‌هایی را برای مخاطبان اثر به همراه دارد.

رفتن به بالا