گفتوگو با زهرا پرهون بازیگر «باران نم نم خواهد بارید»
من راوی سکوتهای ناگفته هستم
«باران نمنم خواهد بارید» تنها یک نام برای نمایش نیست؛ دعوتی است به ایستادن در آستانه؛ جایی که واقعیت با وهم برخورد میکند و خاطرهها زیر باران مداوم تردید، رنگ میبازند. در این هتل غریب که فضایش به قلمرو آثار هاروکی موراکامی پهلو میزند، شخصیتها در حالِ گم کردن یا بازیافتنِ خود هستند. در این میان، زهرا پرهون در قامت «مسئول پذیرش»، حضوری متفاوت دارد. او نه یک کارمند معمولی هتل، که ناظری است در مرز میان زندگی و مرگ؛ کسی که کلید اتاقها را دارد اما خودش در هیچکجا خانه ندارد. با زهرا پرهون پژوهشگر، مدرس بازیگری و بازیگر درباره دشواریهای زیستن در این نقش، حفظ خونسردی موراکامیوار و چالش تبدیل شدن به پلی میان حقیقت و حافظه در اجرای این نمایش گفتوگو کردیم.
در جهان موراکامی، هتلها معمولاً مکانهای گذر و تعلیق هستند. مسئول پذیرش، کسی است که این مکان را مدیریت میکند اما خودش متعلق به هیچجاست. شما برای رسیدن به این «بیطرفیِ توأم با کنجکاوی» در بازیتان، به چه ویژگیِ درونی در این شخصیت رسیدید؟
برای من، مهمترین ویژگی این شخصیت، «پذیرش» است؛ نه فقط به معنای پذیرش مسافر، بلکه پذیرفتن آدمها با همه رازها، سکوتها و تناقضهایشان، بدون قضاوت. او انگار سالهاست در این هتل زندگی میکند و بخشی از هویت آن شده است. نه در زندگی مسافران مداخله میکند و نه نسبت به آنها بیتفاوت است. این تعادل میان فاصله و همدلی، چیزی بود که بیش از هر چیز برای رسیدن به شخصیت روی آن کار کردم. او بیش از آنکه ناظر آدمها باشد، ناظر عبور زمان و تکرار تنهایی انسانهاست.
مسئول پذیرش در این قصه، ناظر خاموش بحرانهای آن زن و مرد است. شما در میزانسنها، چقدر خودتان را «شاهد بیرونی» قصه میدانید و چقدر «عامل محرک» که با حضورش، روند گمگشتگی آنها را تسریع یا کند میکند؟
به نظرم این شخصیت دقیقاً روی مرز این دو قرار دارد. در ظاهر، شاهدی خاموش است؛ اما حضورش منفعل نیست. او با ریتمی که به صحنه میدهد، با سکوتهایش، با ورود و خروجهایش و حتی با انجام دقیق و وسواسگونه کارهای روزمره، بر جریان نمایش تأثیر میگذارد. برای من، این شخصیت بیشتر از آنکه اتفاقی را رقم بزند، شرایطی را حفظ میکند که در آن، شخصیتها ناچار میشوند با خودشان روبهرو شوند. به همین دلیل، او را بخشی از سازوکار جهان نمایش میبینم، نه صرفاً یکی از ساکنان آن.
بازیگران موراکامی معمولاً با نوعی «خونسردی عمیق» شناخته میشوند. چطور تعادل برقرار کردید که بازیتان به سمت رباتیک شدن نرود و همچنان آن حس «انسانیت فروخورده» و تنهایی شخصیتتان برای تماشاگر ملموس باشد؟
برای من، تفاوت زیادی میان سکون و بیاحساسی وجود دارد. تلاش کردم احساسات شخصیت را حذف نکنم، بلکه آنها را مهار کنم. به نظرم شخصیت من همهچیز را میبیند و درک میکند، اما سالهاست یاد گرفته واکنشهایش را در سکوت، نگاه و کیفیت حضورش پنهان کند. اگر بازیگر فقط به سمت خونسردی ظاهری برود، شخصیت مکانیکی میشود؛ اما اگر آن زندگی درونی را حفظ کند، حتی یک مکث یا یک نگاه هم میتواند حامل احساس باشد. من بیشتر به این لایهی پنهان فکر کردم تا نمایش مستقیم احساسات.
هتل برای کاراکتر شما یک «محل کار» است یا یک «زندان خودخواسته»؟ این تصور که شخصیت شما چقدر با این فضا پیوند خورده، چطور در نحوهی حرکت، نگاهها و سکوتهایتان در صحنه نمود پیدا کرده است؟
برای من، هتل نه فقط محل کار است و نه زندان؛ بلکه جهانی است که شخصیت در آن تعریف میشود. احساس میکنم اگر او را از این هتل جدا کنیم، بخش مهمی از هویتش را از دست میدهد. به همین دلیل، سعی کردم در حرکتها، نگاهها و حتی نحوه انجام دادن سادهترین کارها، این حس تعلق را حفظ کنم؛ انگار هر گوشه این فضا را میشناسد و سالها با آن زندگی کرده است. نظم، وسواس و تکرار در رفتار او، فقط عادت نیست؛ زبان ارتباط او با این جهان است.
اگر تمام اتفاقات نمایش در ذهن یکی از شخصیتها باشد، مسئول پذیرش در واقع «وجدان» این ماجراست یا «حافظهای» که نمیگذارد شخصیتها حقیقت را فراموش کنند؟ نگاه خودتان به این نقش چیست؟
فکر میکنم زیبایی جهان موراکامی همین است که پاسخ قطعی به چنین پرسشهایی نمیدهد. اگر بخواهم از زاویه نگاه خودم به شخصیت نزدیک شوم، او را بیشتر «حافظه» میبینم تا «وجدان». حضوری که نه قضاوت میکند و نه مسیر شخصیتها را تعیین میکند، بلکه یادآور چیزی است که نمیتوان بهسادگی از آن عبور کرد. انگار خود هتل از طریق او به یاد میآورد و فراموش نمیکند. شاید به همین دلیل است که حضورش، حتی در سکوت، روی همه چیز اثر میگذارد.
گفتنی است اجرای نمایش «باران نم نم خواهد بارید…» بهکارگردانی تارا برزی که از ۹ تیر ۱۴۰۵ در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه رفت، تا جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ تمدید شده است.
شهرام احمدزاده، نویسنده و آرش دادگر مشاور کارگردان این اثر هستند و بازیگران این نمایش (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از: زهرا پرهون، فروزان حسینی و محمد دهملایی. در خلاصه داستان این اثر چنین آمده است: «باران نم نم خواهد بارید…»
مهسا بهادری ـ اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید