گفتوگو با آرش رئیسیان درباره نمایشگاه «سینمای محبوب من»
پرده عریض سینما بر بوم نقاشی / این نمایشگاهِ محبوب من است

آرش رئیسیان گفت: من در نمایشگاه «سینمای محبوب من» تأکید داشتم که کارهای کاملاً انتزاعی که هیچ پیوندِ قابلدرکی با موضوع سینمایی ندارند، پذیرفته نشوند. اصرار داشتم که حتماً باید عناصری از آن موضوع سینمایی در نقاشی یا اثر تجسمی وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند پیوند اثر با دنیای سینما را کشف کند.
به گزارش اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران، «سینمای محبوب من» عنوان نمایشگاهی است که این روزها در گالری بهار خانه هنرمندان ایران میزبان علاقهمندان است؛ مجموعهای که با رویکردی بینرشتهای تلاش کرده است مفاهیم سینمایی را از دریچه هنرهای تجسمی بازخوانی کند. آرش رئیسیان، هنرمند و برگزارکننده این نمایشگاه، در این گفتوگو از چالشهای پیوند میان این دو مدیوم هنری و ملاحظات اجرایی این نمایشگاه میگوید.
آقای رئیسیان، نمایشگاه «سینمای محبوب من» ادامه مسیرِ پروژههای بینارشتهای شماست. کمی درباره ایده اولیه و سیر این نمایشگاه بگویید.
بله، «موسیقی محبوب من» شروع این مسیر بود؛ پروژهای که با استقبال خوبی مواجه شد و به دلم نشست. تجربه این پیوندِ میانرشتهای، یعنی الهام گرفتن از یک هنر برای خلق اثری در مدیوم هنرهای تجسمی، به نظرم چالشی بسیار جذاب برای هنرمندان بود. بعد از موفقیت تجربه اول، چون خودم هم فیلمساز هستم، ایدهی «سینمای محبوب من» به ذهنم رسید و آن را پیاده کردیم.
چالش اصلی در انتقال مفاهیم سینمایی به هنرهای تجسمی چیست؟ سینما با موسیقی متفاوت است؛ موسیقی انتزاعیتر است اما سینما ماهیتی کاملاً بصری دارد.
دقیقاً نکته همینجاست. ماهیت سینما با موسیقی تفاوت دارد. موسیقی انتزاعی است و مخاطب میتواند برداشتهای آزاد و متنوعی از آن داشته باشد، اما سینما یک هنر بصری است. بنابراین، نمیتوان صرفاً با یک نگاه انتزاعیِ محض به سراغ آن رفت. من در این نمایشگاه تأکید داشتم که کارهای کاملاً انتزاعی که هیچ پیوندِ قابلدرکی با موضوع سینمایی ندارند، پذیرفته نشوند. اصرار داشتم که حتماً باید عناصری از آن موضوع سینمایی در نقاشی یا اثر تجسمی وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند پیوند اثر با دنیای سینما را کشف کند.
موضوعات سینمایی آثار چقدر تنوع دارند؟ آیا هنرمندان فقط به فیلمها پرداختهاند؟
محدوده موضوعی را بسیار گسترده تعریف کردیم. هنرمندان میتوانستند از یک فیلم خاص، کارگردان، بازیگر، یا حتی ژانرهای سینمایی الهام بگیرند. نکته جالب اینجاست که حتی دو اثر در این نمایشگاه داریم که مستقیماً به «مفهوم سینما» پرداختهاند، نه یک فیلم یا کاراکتر خاص. با این حال، اکثر آثار تحت تأثیر مستقیم فیلمها خلق شدهاند.
در مورد چیدمان آثار هم ملاحظات خاصی داشتید؟
بله، برای ایجاد نوعی نظم بصری در گالری، ابعاد مشخص و استانداردی را برای آثار روی دیوار تعیین کردم. این محدودیت در ابعاد کمک کرد تا مخاطب حس نزدیکتری به «پرده سینما» داشته باشد. البته این محدودیت مربوط به آثار دوبعدیِ روی دیوار بود و آثار حجم، شرایط متفاوتی داشتند. هدف نهایی من این بود که در چیدمان، وحدترویه و نظمی که متناسب با فضای سینمایی است، تجربه شود.
انتخاب ابعاد ۸۰ در ۴۰ سانتیمتر برای آثار نمایشگاه، یک تصمیمِ صرفاً زیباشناختی بود یا ملاحظات اجرایی خاصی داشت؟
تصمیم برای ابعاد ۸۰ در ۴۰ سانتیمتر ترکیبی از چند موضوع بود. هم بحثِ در دسترس بودنِ این ابعاد در بازار مطرح بود و هم نکته مهمتر، یعنی تناسباتِ بوم. میخواستیم بومهایی داشته باشیم که «کشیده» باشند و نسبت طول به عرض آنها بیشتر باشد. این کشیدگی مستقیماً به مفهومِ «پرده عریض» (Widescreen) سینما ارجاع میدهد. انتخاب این ابعاد باعث شد در چیدمانِ نمایشگاه، نظمِ بسیار جالب و یکپارچهای را تجربه کنیم که فکر میکنم پیشتر در نمایشگاهها کمتر دیده بودیم.
آیا در فرآیندِ طراحیِ این محدودیت، به گزینههای دیگری هم فکر کرده بودید؟
بله، در ابتدا تصمیمم این بود که یک نظم و محدودیتِ جدی در خلقِ آثار اعمال کنم. حتی به این فکر کردم که «فریمِ ضد سینما» را تعریف کنم تا هنرمند مجبور شود مفهوم را در تقابل با آن فریمِ غیرمعمول بسازد. اما نهایتاً به این نتیجه رسیدم که شاید بهتر باشد دست هنرمندان بازتر باشد. آن فرمِ عریض (Widescreen)، بهترین انتخاب بود تا هنرمندان بتوانند مفاهیم سینمایی را که ذاتاً در پردههای عریض دیده میشوند، بهتر منتقل کنند.
برنامهای برای ادامه این مسیرِ بینرشتهای دارید؟
بله، این مسیر برای من بسیار جذاب است. قصد دارم همنشینیِ هنرهای دیگر با هنرهای تجسمی را حتماً ادامه دهم؛ کار روی حوزههایی مثل ادبیات، شعر و رمان در برنامههای آیندهام است و قطعاً این ماجرا را پیگیری خواهیم کرد.
نمایشگاه در چه ابعادی برگزار شده و چه تعداد هنرمند در آن حضور دارند؟
در این نمایشگاه ۲۹ اثر از ۲۷ هنرمند به نمایش درآمده است.
و سخن پایانی؟
«سینمای محبوب من»، نمایشگاه محبوب من است.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید