گزارش رونمایی از جلدهای نهم و دهم مجموعه کتاب‌ تاریخ شفاهی حقوق‌ ایران

وقتی «حقوق» از «جامعه» عقب می‌ماند…

علی خالقی:

دکتر فیروز شهیدی، هیچ‌گاه برای رسیدن به نتیجه مطلوب، به روش‌های غیرصادقانه متوسل نمی‌شد؛ بلکه همواره برای کشف حقیقت رفتاری صادقانه داشت و در این مسیر هیچ کوتاهی نمی‌کرد، ضمن آن که متانت به عنوان یک ویژگی شخصیتی، هم در تعاملات او با همکاران و وکلا و هم در مواجهه با قضات، همواره بارز و ستودنی بوده است.

وحید آگاه:

با کنار گذاشتن تعارفات مرسوم باید درباره «صفر مطلق» بودن حمایت‌های سازمانی از پروژه «شرح حق» سخن گفت. کل این پروژه ۱۰ جلدی با تیمی چهارنفره (عرفان حاج‌بابایی، زهره برادران، زهرا سلطانی‌نژاد و احمد مشکی) و بدون یک ریال بودجه دولتی یا حمایت وزارت علوم انجام شده است. در ایران آدم‌ها دو دسته‌اند؛ یا حرف می‌زنند یا کار می‌کنند. ما دسته‌ی دوم هستیم و وقتی برای توجیه کردن در شوراهای ۱۵ نفره برای کار کردن نداریم…

جلدهای نهم و دهم از مجموعه کتاب‌ تاریخ شفاهی حقوق‌ ایران از پروژه‌ی تاریخ شفاهی حقوق دانشگاه علامه‌ی طباطبایی، عصر سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ در سالن استاد شهناز خانه‌ی هنرمندان ایران رونمایی شد.


به گزارش اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران،
رونمایی از جلدهای نهم و دهم در یک مجلد کتاب با عنوان تاریخ شفاهی حقوق‌ ایران ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۰ سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ در سالن استاد شهناز خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار شد.

وحید آگاه، تهمورث بشیریه، محمد جلالی و امیرحسین سلیمیان از برپا کنندگان و زینب تعالی مجری این رویداد بود.

در این برنامه پروژه تاریخ شفاهی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، از جلدهای نهم و دهم این پروژه با حضور فیروز شهیدی، محسن محبی و علی نجفی توانا  و پخش کلیپ‌هایی از این اساتید برجسته رونمایی شد. همچنین کلیپ‌هایی از مجموع ۳۴ استادی که در این مجموعه با آنها مصاحبه شده و همه افراد دخیل در تاریخ شفاهی حقوق ایران پخش شد.

این گنجینه باید در دسترس همگان باشد
سپس غلامرضا رفیعی، وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و روی صحنه آمد و در ابتدای سخنانش با ادای احترام به اساتید پیشکسوت حقوق، از زنده‌یاد دکتر محمود آخوندی و دکتر محمد مصدق یاد کرد و تأکید کرد: در تمام دوران تحصیل و تدریس، همواره جایگاه والای این اساتید قدیمی را گرامی داشتم که در سال‌های گذشته، همواره در اندیشه این بودم که اگر روزی به ایران بازگردم، فرصتی برای پاسداشت کسانی که حق استادی بر گردن جامعه حقوقی داشتند، پیدا کنم.

رفیعی با ابراز خرسندی از رونمایی جلدهای نهم و دهم پروژه «شرح حق»، عنوان کرد: این مجلدات با نام استاد فرزانه‌ام، دکتر نجفی توانا، متبرک شده. من از اینکه به عنوان یکی از حامیان این پروژه در کنار استادی از خطه خراسان قرار گرفته‌ام، ابراز افتخار می‌کنم و آن را توفیقی برای ادای دین اندک به تاریخ شفاهی حقوق و اساتیدی همچون دکتر بشیریه می‌دانم.

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به مسئولیت خود در کمیسیون کارآموزی کانون وکلای دادگستری اشاره کرد؛ جایی که هم‌اکنون با بیش از هشت هزار وکیل کارآموز در حال فعالیت است و با تأکید بر اهمیت این جایگاه آموزشی، گفت: نخستین توصیه من به کارآموزان وکالت، قدر دانستن این مجموعه ده جلدی» است که به مدد فناوری‌های نوین و امکان ضبط دیداری و تصویری، فرصتی بی‌نظیر برای آیندگان فراهم کرده تا دانش، تجربه و منش اساتید حقوق را ثبت و ضبط کنند و این گنجینه باید در دسترس همگان باشد.

رفیعی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به تداوم این مسیر، عهد بست که تا زمانی که در قید حیات است، از طریق معاش معلمی در دانشگاه و وکالت، به گسترش و نشر آثار و یاد و خاطره اساتیدش بپردازد و گفت: در نهایت از استادان، دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، حامیان این برنامه و همچنین خانم زینب تعالی که اداره این مراسم را بر عهده داشت، با نهایت سپاسگزاری یاد کرد.

حقیقت، صداقت و متانت

در ادامه، علی خالقی، استاد حقوق جزایی دانشگاه تهران در ابتدای سخنانش با اشاره به سابقه آشنایی دیرینه خود با دکتر فیروز شهیدی، به سال ۱۳۷۱ و نخستین تجربه‌اش در کانون وکلا اشاره کرد و گفت: پس از قبولی در آزمون و دریافت پروانه کارآموزی در سال ۱۳۷۳، به پیشنهاد دکتر آزمایش، دکتر شهیدی را به عنوان وکیل سرپرست خود انتخاب کرد. به گفته خالقی، این ارتباط که از یک دوره کارآموزی آغاز شد، با پایان یافتن آن دوره قطع نشد و به پیوندی وثیق و دوستانه تبدیل گشت که تا امروز تداوم یافته است.
خالقی در تحلیل ویژگی‌های حرفه‌ای دکتر شهیدی، بر سه مؤلفه «حقیقت، صداقت و متانت» تأکید کرد و درباره شاخصه «حقیقت» توضیح داد: دکتر شهیدی پیش از پذیرش هر پرونده، تمامی وقایع را از موکل جویا می‌شد تا به حقیقت امر دست یابد و تنها در صورتی که دفاع از موکل را حق می‌دانست، وکالت او را می‌پذیرفت. خالقی اذعان داشت که خود نیز تحت تأثیر همین منش، اکنون در وکالت‌های معدود سالانه‌اش، پیش از هر اقدامی وسواس زیادی برای احراز حقانیت موکل به خرج می‌دهد و همواره به کارآموزان جوان توصیه می‌کند که بیش از منافع موکل، به دفاع از «حق» بیاندیشند.
او همچنین به ویژگی «صداقت» دکتر شهیدی در ارائه مدارک و دلایل به دادگاه پرداخت و گفت: استادش هیچ‌گاه برای رسیدن به نتیجه مطلوب، به روش‌های غیرصادقانه متوسل نمی‌شد؛ بلکه همواره برای کشف حقیقت رفتاری صادقانه داشت و در این مسیر هیچ کوتاهی نمی‌کرد.
خالقی با ستایش متانت دکتر شهیدی، تصریح کرد: این ویژگی شخصیتی، هم در تعاملات او با همکاران و وکلا و هم در مواجهه با قضات، همواره بارز و ستودنی بوده است.
خالقی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر ضرورت رعایت آداب حرفه‌ای گفت: همواره در جلسات آموزشی به دانشجویانش گوشزد می‌کند که احترام به وکیل طرف مقابل و حتی خود طرف دعوا، از ارکان اجتناب‌ناپذیر وکالت است.
او تصریح کرد: وکلا هرگز نباید برای پیشبرد پرونده، به تمسخر، تحقیر یا به‌کاربردن واژگان توهین‌آمیز علیه طرف مقابل متوسل شوند؛ اصولی که به گفته‌ او، مستقیماً از منش اخلاقی دکتر شهیدی الگوبرداری شده است.
او در ادامه به تداوم همکاری‌های حرفه‌ای خود با دکتر شهیدی تا دوران بازنشستگی او اشاره کرد و تعبیری ماندگار از استادش درباره‌ این پیوند کاری نقل کرد و گفت: من وکیلی هستم که در کنار یک معلم درس می‌گیرم و تو معلمی هستی که در کنارش وکالت می‌کنی.
خالقی در پایان درباره‌ درخواست‌های دانشجویانش برای پذیرش وکالت سرپرستی آن‌ها گفت: به آن‌ها می‌گویم من گزینه مناسبی نیستم، چرا که وکیل تمام‌عیاری نیستم و بهتر است سراغ کسی بروید که کارش وکالت محض است.
کاش کسی شرح ناحق می‌نوشت
در ادامه محسن محبی، حقوقدان و یکی از اساتید برجسته و پیشکسوت این حوزه با لحنی متأثر از شرایط روز کشور، فضای آیین رونمایی را به عرصه‌ای برای تأمل درباره مسئولیت اجتماعی حقوق‌دانان تبدیل کرد. او با اشاره به دشواری‌های جاری و وقایع تلخی که بر کشور می‌گذرد، با نگاهی انتقادی گفت: در این روزها و ساعاتی که بر ما می‌گذرد، ای‌کاش کسی می‌آمد و شرح ناحق را می‌نوشت؛ روایتی از نامردمی‌ها و ستم‌هایی که بر این سرزمین رفته است.
محبی با تأکید بر اینکه حقوق‌دانان نمی‌توانند در برابر آسیب‌های وارده به کشور بی‌تفاوت باشند، خطاب به «قبیله حقوق‌دانان» افزود: همه ما از بابت وقایع اخیر اندوهگین هستیم، اما به عنوان کسانی که عمر خود را در این عرصه صرف کرده‌ایم، باید بپرسیم وظیفه ما چیست؟
او با استناد به آموزه‌های نهج‌البلاغه، بر ماندگاری «حق» و ناپایداری «باطل» تأکید کرد و یادآور شد: تردیدی در این نیست و نباید از وظیفه مراقبت از حق ناامید شد.
این حقوقدان در تحلیل وضعیت کنونی جامعه، نکته‌ای تأمل‌برانگیز را مطرح کرد: در روزگار غریبی به سر می‌بریم؛ عده‌ای با تکرار نادانی و جعل، سعی در تبدیل آن به حکمت و بصیرت دارند.
محبی با مقایسه‌ی جایگاه‌های مدیریتی در نسل‌های گذشته و امروز، از افول شأن کرسی‌های قدرت ابراز تأسف کرد و افزود: روزی بر صندلی‌های این مملکت انسان‌های شریفی چون دکتر مصدق، مشیرالدوله و فروغی تکیه زده بودند و در نسل‌های بعد افرادی چون مهندس بازرگان و یدالله سحابی حضور داشتند، اما اکنون مصلحت‌اندیشی‌های ناروا و انفعال، کار را به شرایط کنونی کشانده است.
محبی در ادامه سخنانش با اشاره به این‌که «انسان ناصادق ۴۰ سال به یک حال می‌ماند» گفت: تغییر نکردن و جاماندن در یک حالت، اسمش ثبات نیست بلکه نوعی ایستایی و توهم است. او توضیح داد که برخی افراد برای خود فضایی خیالی می‌سازند، آن را باور می‌کنند و بعد همان توهم را به‌عنوان حقیقت جا می‌زنند؛ در حالی که این مسیر، به‌گفته او، نه کشف است و نه بصیرت.
او با انتقاد از وضعیتی که به تعبیر خودش امروز بر کشور حاکم است، گفت: از زمان سعدی و گلستان تا امروز، کتابی درخور درباره «آیین زندگی» نداشته‌ایم و همین خلأ باعث شده بسیاری از رفتارهای نادرست در جامعه تکرار شود. محبی برای توضیح این وضعیت گفت: هوشمند روشن‌رای را نباید به فرومایه‌کارهای خطیر گماشت»؛ زیرا پارلمان یک کشور باید جای نمایندگان برخاسته از مردم و اهل درایت باشد.
او در بخش دیگری از سخنانش با قدردانی از تلاش‌های برگزارکنندگان پروژه «شرح حق» گفت: این کارِ بزرگ پایانی ندارد و حقوقدانانی مانند دکتر آگاه و دیگر استادان و همکاران، زحمت بسیاری برای ثبت و ضبط شرح زندگی استادان کشیده‌اند. محبی افزود: کار شما مأجور است و اجرتان محفوظ است.
او یادآور شد: نخستین جلسه این پروژه در تیر ۱۴۰۱ برگزار شد و اکنون نیز فرصت یافته تا به نمایندگی از استادانی که شرح زندگی‌شان ثبت شده، از این تلاش ارزشمند قدردانی کند.
محبی در پایان با اشاره به ماجرای حضرت یوسف در سوره یوسف، گفت: همان‌طور که برادران یوسف برای جبران خطاهایشان بازگشتند، او نیز می‌خواهد از جانب استادانی که زندگی‌شان در این مجموعه ثبت شده، بگوید این کار برای جبران بخشی از کمبودها و خطاها در ثبت تاریخ شفاهی حقوق ایران اهمیت فراوانی دارد.

 

جامعه از همه ما جلوتر است

وحید آگاه، مدیر پروژه «شرح حق»، در سخنان خود از دشواری‌های مسیر گردآوری این مجموعه گفت و توضیح داد: مهم‌ترین چالش آن‌ها، جلب اعتماد استادان برای انجام مصاحبه بوده است.
او گفت: در فضای پر از سوءتفاهم و بی‌اعتمادی حاکم بر ایران، بسیاری از استادان در آغاز تصور می‌کردند این پروژه حتماً «پشت پرده‌ای» دارد و به‌سادگی حاضر به گفت‌وگو نمی‌شدند. آگاه برای نمونه از دکتر فیروز شهیدی یاد کرد و گفت پس از ماه‌ها پیگیری، حتی برای دیدار با او نیز نیاز به واسطه‌گری دکتر خالقی داشتند؛ با این حال، در نهایت این گفت‌وگوها به ثمر نشست.
او با اشاره به فضای مصاحبه با دکتر شهیدی، از انضباط کم‌نظیر، دقت در پاسخ‌گویی و شخصیت متفاوت او سخن گفت و افزود: استاد در مدت مصاحبه بسیار کوتاه و فشرده پاسخ می‌داد، به‌گونه‌ای که گاه چهار دقیقه سؤال، به سی ثانیه جواب ختم می‌شد. آگاه این ویژگی را نشانه نظم، تمرکز و جدیت او دانست. سپس درباره دکتر محسن محبی گفت که با وجود مشغله‌های بسیار، از جمله جلسه دفاع در همان روز، با نهایت لطف و همراهی در پروژه حضور یافت و همکاری کرد. او همچنین از دکتر نجفی‌تو‌انا با احترام یاد کرد و گفت در گفت‌وگو با او نیز همان صراحت، صلابت و منش حرفه‌ای برجسته بود.
آگاه در ادامه تأکید کرد: این مجموعه، صرفاً یک پروژه مصاحبه‌ای نیست، بلکه تلاشی برای ثبت حافظه حقوقی ایران و نشان دادن منش، اندیشه و سیره عملی استادان حقوق است. او گفت در مجموع، این طرح در ۱۰ جلد و ۹ کتاب تدوین شده که یکی از مجلدات به خراسان و یکی دیگر به کانون سردفتران اختصاص دارد. به گفته او، هدف اصلی پروژه این بوده که چهره‌های اثرگذارِ کمتر دیده‌شده در استان‌ها نیز معرفی شوند و نقش آنان در تاریخ حقوق ایران نادیده نماند.
مدیر پروژه سپس بر مفهوم «همگرایی» تأکید کرد: نمونه‌ای روشن از آن را رابطه دوستانه دو استاد با دیدگاه‌های سیاسی متفاوت در خراسان دانست؛ افرادی که با وجود تفاوت‌های فکری، یکدیگر را حذف نکردند و هر دو به حقوق ایران خدمت کردند. او این همزیستی فکری را الگویی مهم برای جامعه حقوقی و فرهنگی کشور دانست و گفت: نباید انسان‌ها را صرفاً به دلیل تفاوت اعتقادی از میدان خدمت کنار گذاشت.
آگاه در بخش دیگری از سخنانش از دانشگاه علامه طباطبایی و حمایت نیروی انسانی آن قدردانی کرد، اما در عین حال از برخورد روتین و اداری ساختار دانشگاه با پروژه‌های فرهنگی انتقاد کرد و توضیح داد: با وجود همراهی و لطف بسیاری از استادان و مدیران، سازوکارهای مالی و اداری دانشگاه‌ها در ایران معمولاً برای پروژه‌های فرهنگی کفایت نمی‌کند و همین مسئله، کارهای پژوهشی و فرهنگی را دشوار می‌سازد.
همچنین توضیح داد: برگزاری این مراسم در خانه‌ی هنرمندان نیز تا حدی به این دلیل بوده که فضای دانشگاه‌های دولتی، به‌ویژه برای جلسات آزاد و بدون سانسور، محدودیت‌های جدی دارد.
وحید آگاه در بخشی از سخنانش با کنار گذاشتن تعارفات مرسوم، «صفر مطلق» بودن حمایت‌های سازمانی از پروژه «شرح حق» را افشا کرد و با تأکید بر اینکه کل این پروژه ۱۰ جلدی با تیمی چهارنفره (عرفان حاج‌بابایی، زهره برادران، زهرا سلطانی‌نژاد و احمد مشکی) و بدون یک ریال بودجه دولتی یا حمایت وزارت علوم انجام شده، گفت: در ایران آدم‌ها دو دسته‌اند؛ یا حرف می‌زنند یا کار می‌کنند. ما دسته‌ی دوم هستیم و وقتی برای توجیه کردن در شوراهای ۱۵ نفره برای کار کردن نداریم.
آگاه با نگاهی آسیب‌شناسانه معتقد است: حقوق در ایران «بسیار عقب‌تر از جامعه» حرکت می‌کند.
او تأکید کرد: حقوقدانان نه راهبر، بلکه در خوش‌بینانه‌ترین حالت، توجیه کننده‌ وقایعی هستند که سال‌هاست در بطن جامعه اتفاق افتاده است. او مثال می‌زند: ما نمی‌توانیم جامعه را اصلاح کنیم؛ جامعه ده قدم از دانشکده حقوق و بیست قدم از حکومت جلوتر است.
آگاه با اشاره به موج مهاجرت دانشجویان از دوره کارشناسی، به یک بن‌بست عاطفی و حرفه‌ای در محیط آموزشی اشاره کرد و گفت: وقتی دانشجو می‌خواهد برود، ما در کلاس درس چه بگوییم؟ برای چه بماند؟ با چه کسی بسازد؟ استادان محافظه‌کارتر از آن هستند که پاسخی داشته باشند و خودِ دانشگاه هم به یک فضای بی‌ارتباط با واقعیت تبدیل شده است.
او دانشگاه ایرانی را ساختاری می‌بیند که عملاً کارکرد خود را از دست داده است. از نظر آگاه، حکومت نیازی به دانشگاه ندارد و فقط در مواقع لزوم، چند امضا از حقوقدانانِ دست‌چین شده می‌گیرد و باقیِ سیستم دانشگاهی عملاً بیکار است با کنایه گفت: ما در دانشگاه به حکومت کاری نداریم، حکومت هم به ما کاری ندارد؛ دانشجوها هم به ما کاری ندارند.
آگاه این وضعیت را بخشی از چرخه روتین و بی‌فایده در سیستم آموزشی می‌داند که خروجی‌اش، دانش‌آموختگانی است که هیچ مهارتی برای زیستن در دنیای واقعی ندارند.