روایت «آرش رئیسیان» از پیوند سینما و هنرهای تجسمی
مخاطب باید به کشف درون خود برسد

آرش رئیسیان گفت: همواره با این پرسش دستبهگریبان بودم که با چه ترفند و تمهیدی میتوان مخاطب را دقایقی طولانیتر روبهروی یک اثر متوقف کرد تا به درون تابلو نقب بزند؛ چراکه هدف، کشف خود اثر نیست، بلکه مخاطب باید از دریچه تابلو به «کشف درون خود» برسد.
به گزارش اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران ، نام آرش رئیسیان برای علاقهمندان به هنر بیش از هر چیز با سینمای مستند و پیوند عمیق او با چهرههای نامآشنای فرهنگ و هنر گره خورده است. با این حال، او سالهاست که فراتر از قاب تصویر، در بطن رویدادهای تجسمی کشور بهعنوان گالریدار و کیوریتور حضور دارد. نمایشگاه «موسیقی محبوب من» تازهترین پروژهای است که به کیوریتوری او در سه گالری بهار، تابستان و نامی خانه هنرمندان ایران برپا شده است. در گفتوگوی پیشرو، رئیسیان از چگونگی ورودش به عرصه تجسمی، نقش تأسیس گالری «دارگون» در مواجهه با یک بحران روحی، دشواریهای صنفی گالریداری در پایتخت، دلایل مهاجرت به لواسان و در نهایت علت انتخاب خانه هنرمندان برای نمایش این پروژه گفته است، که در ادامه میخوانید.
شما را سالها پیش از این، بیش از هر چیز در قامت یک مستندساز و در سینما شناختهایم. هرچند نزدیکی این دو جهان غریب نیست، اما چه مسیری طی شد که اینقدر جدی و پررنگ از مدیوم سینما وارد دنیای هنرهای تجسمی شدید؟
همه چیز از ساخت اولین فیلم مستندم آغاز شد؛ پیشنهادی کاملاً اتفاقی از سوی هنرمندان تجسمی دریافت کردم و فیلم «شش روز، شش نقاش» را ساختم که در واقع پایاننامه دانشگاهیام هم شد. همان پروژه نقطه عطف ورود من به حوزه مستندسازی تجسمی شد؛ فیلم دیده شد، پروژههای بعدی از راه رسیدند و این زنجیره ادامه پیدا کرد تا جایی که شناخت و ارتباط عمیقی میان من و بدنه جامعه نقاشان و هنرمندان تجسمی شکل گرفت. اما چرخش اصلی به حوالی سالهای ۹۴ و ۹۵ برمیگردد؛ دورهای که دچار بحران روحی شدیدی شده بودم؛ نوعی افسردگی، درخودماندگی و انزوا که باعث شد به مشاور مراجعه کنم. در جلسات رواندرمانی متوجه شدم منفعل شدهام و ارتباطم با جامعه تا حد زیادی قطع شده است. تصمیم گرفتم فضایی کاری ایجاد کنم تا دوباره بتوانم با آدمها، بهویژه قشر فرهنگی و فرهیخته، در تماس مداوم باشم. در آن برهه، تأسیس گالری بهترین گزینه بود؛ با سوابقی که در مستندسازی تجسمی و عکاسی داشتم، اقدام کردم و توانستم مجوز بگیرم. «گالری دارگون» متولد شد و در حقیقت، همان پاتوقی شد که به دنبالش بودم؛ جایی برای رفتوآمد و تبادل اندیشه. میتوانم بگویم راهاندازی گالری در آن مقطع، مسیر درمان روحی و روانی من بود.
با این حال تجربه گالریداری در تهران مسیر همواری نبود. فعالیت شما در آن سالها چگونه پیش رفت و چرا متوقف شد؟
از سال ۹۵ تا ۹۷ دوره آزمون و خطا بود؛ میخواستم سازوکار این فضا و اقتصاد هنر را از نزدیک لمس کنم. اما واقعیت این بود که بار سنگین اجارهبها و فشار اقتصادی فضا، کار را فرسایشی میکرد؛ گویی بخش عمده زحمات ما تنها سود مالک را تأمین میکرد که هر سال هم بر رقم اجاره میافزود.
علاوه بر این، چالشهای صنفی و نهادی عجیبی هم پیش آمد. برخوردهای شهرداری نمونه بارز آن بود؛ درکی از مفهوم گالری نداشتند و میگفتند: «گالری یعنی چه؟ اینجا مغازه است یا آموزشگاه؟ ما فقط تابلوی آموزشگاه را میشناسیم و اگر آموزشگاه نیست، پلمب میشود!» در چنین شرایطی احساس کردم انرژی فرسایندهای صرف اموری غیرهنری میشود؛ بنابراین عطایش را به لقایش بخشیدم، گالری را تعطیل کردم و از شلوغی، ازدحام و تنشهای تهران فاصله گرفتم. زندگیام را جمع کردم و راهی لواسان شدم؛ زمینی خریدم، ساختوساز را شروع کردم و سپس همزمان با بحران کرونا در سال ۹۸، دورهای از سکوت و انزوا سپری شد.
حدود دو، سه سال پیش تصمیم گرفتم «دارگون» را بازتعریف و دوباره فعال کنم. نمیخواستم به شکل پیشین در تهران فضای فیزیکی اجاره کنم؛ بنابراین تصمیم بر این شد که دفتر مرکزی گالری در لواسان مستقر باشد، اما حوزه فعالیت، نمایشگاهگردانی و تعامل فرهنگی را به داخل پایتخت و فضاهای معتبر هنری بیاوریم.
با توجه به اینکه خودتان صاحب گالری دارگون هستید، چرا تصمیم گرفتید نمایشگاه بزرگی مانند «موسیقی محبوب من» را در سالنهای خانه هنرمندان ایران برگزار کنید؟
این تصمیم دو دلیل عمده دارد؛ نخست اینکه لواسان در حال حاضر پتانسیل کافی برای جذب گسترده مخاطب عموم و تخصصی هنر را ندارد، مگر آنکه در آینده بستری فراهم شود و رویدادهای ویژهای در آنجا تعریف کنیم که برای مخاطب انگیزه جدی سفر به خارج از تهران را ایجاد کند.
دلیل دوم به مقیاس خود رویدادها برمیگردد؛ پروژههایی که من کیوریت میکنم از نظر تعداد و ابعاد آثار بسیار حجیم هستند و متراژ فیزیکی دارگون در لواسان گنجایش چنین رویدادهایی را ندارد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم با گالریهای استاندارد در تهران تعامل داشته باشم که ظرفیت پذیرش چنین حجمی از آثار را دارند؛ خوشبختانه خانه هنرمندان ایران یکی از فضاهایی است که بهترین تعامل و همکاری را تا امروز با آن داشتهایم.
از ابعاد و تنوع مدیومهای نمایشگاه بگویید؛ چه تعداد اثر و در چه قالبهایی در این سه گالری گرد هم آمده است؟
در این دوره ۹۲ اثر از ۹۲ هنرمند در سه گالری بهار، تابستان و نامی روی دیوار رفته است. نکته حائز اهمیت، تنوع کمنظیر مدیومهاست؛ از نقاشی و نقاشیخط گرفته تا عکاسی، دیجیتالآرت، مجسمه، نمونههایی از چاپ دستی و حتی آثاری که من آنها را هنرهای ترکیبی دیواری مینامم، در نمایشگاه حضور دارند. میتوان گفت تقریباً تمامی شاخهها و گرایشهای هنرهای تجسمی در این رویداد بازنمایی شدهاند.
عنوان نمایشگاه «موسیقی محبوب من» است و آثار بر پایه پیوند با قطعات موسیقی خلق شدهاند. ایده مرکزی و فلسفه این همنشینی صدا و تصویر از کجا شکل گرفت؟
رویکرد بنیادین من در گالری دارگون، برقراری پیوند میان طبقه متوسط جامعه با هنر است. من هیچ تمایلی به ورود به بازیهای رایج کلکتوری، حراجیها و بازارهایی که در آنها هنر صرفاً به کالایی برای تجارت و دادوستد کلان بدل میشود، ندارم؛ اصلاً ساختار فکری و شخصیتیام با آن جریان همخوان نیست. دغدغه من مردم و مخاطب عام هستند؛ هرچند متأسفانه با دشوارتر شدن شرایط اقتصادی، این کار روزبهروز پیچیدهتر و سنگینتر میشود.
همواره با این پرسش دستبهگریبان بودم که با چه ترفند و تمهیدی میتوان مخاطب را دقایقی طولانیتر روبهروی یک اثر متوقف کرد تا به درون تابلو نقب بزند؛ چراکه هدف، کشف خود اثر نیست، بلکه مخاطب باید از دریچه تابلو به «کشف درون خود» برسد. اینجا بود که این جرقه در ذهنم زده شد.
تجربه دیداری در نگاه اول سریع اتفاق میافتد، اما شنیدن موسیقی یک کنش زمانبر است. وقتی اثر با یک قطعه موسیقی همراه میشود، این صدا به فضا بعد میدهد و مخاطب را مقید و متعهد میکند که در طول مدتزمان قطعه، روبهروی اثر بایستد. در این لحظه، ادراک یک امر انتزاعیِ شنیداری با یک کاوشگری بصری پیوند میخورد و مخاطب را وارد دیالوگی عمیق با اثر هنری میکند. بازخوردی که در مراسم افتتاحیه گرفتیم فراتر از انتظار بود؛ طوریکه حس کردم این شیوه یک تجربه مقطعی و تمامشده نیست، بلکه آغازی برای یک زبان بیانی جدید است که میتواند بارها و در قالبهای دیگر تکرار شود.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید