نشست فیلم سینمایی «بیلیاردباز» در سینماتک

عبور از شکست

فیلم سینمایی «بیلیاردباز» (۱۹۶۱) ساخته‌ی رابرت راسن عصر دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و نود و سوم سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران به نمایش درآمد و‌پس از‌ اکران آن، نشست نقد و بررسی فیلم با حضور سامان بیات (مجری کارشناس) و شاهین امین (منتقد سینما) برگزار شد.

به گزارش اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران، در ابتدای نشست شاهین امین، منتقد و کارشناس سینما، با اشاره به طراوت و پیوند عمیق فیلم سینمایی «بیلیاردباز» با تماشاگر پس از گذشت سال‌ها، تم بنیادین اثر را مفهوم «شخصیت» و بلوغ درونی انسان دانست و گفت: فیلم مدام بر این نکته پافشاری می‌کند که برای پیروزی تنها داشتن استعداد کافی نیست و فرد باید به قوام شخصیتی برسد؛ اما سیر تحول «ادی فلسن» ملقب به «ادی تنددست» فراتر از غلبه بر رقیب روی میز بازی است و معنای حقیقی بردن را در تکامل اخلاقی و وجودی او بازتعریف می‌کند.

امین با تحلیل دوقطبی‌های دراماتیک اثر و وزن کاراکترها در پیشبرد پیرنگ، نقش «سارا» را در این درام کاملا مردانه محوری و تعیین‌کننده خواند و افزود: در جهانی به‌شدت مردانه که زنان حضوری گذرا در حاشیه کافه‌ها دارند، سارا تنها قطب مؤثر و فعال فیلم است که در تقابل با برت گوردون، نیروی محرک دگرگونی درونی ادی می‌شود؛ شخصیتی که اگر از داستان حذف شود، رخدادها به یک بازی و باختِ بی‌پایان تنزل می‌یابد، در حالی که حضور غریب اوست که مسیر آگاهی و تحول ادی را شکل می‌دهد.

این منتقد سینما با تأکید بر شگردهای موجز و دقیق فیلم‌نامه در دو سکانس آغازین برای معرفی جهان اثر گفت: فیلم‌ساز بدون پرداختن به جزییات غیرضروری تبارشناسی آدم‌ها، در سکانس نخست بازی فریبکارانه ادی و شریکش در کافه‌ای شلوغ را برای سرکیسه کردن حریفان نشان می‌دهد و سپس در سکانسی متضاد، فضایی خاموش و شبیه به کلیسا را برای رویارویی با بشکه مینه‌سوتا به تصویر می‌کشد؛ تقابلی هوشمندانه که از همان دقایق نخست، عیار سنجش و آزمون دشوار کاراکتر را پیش روی مخاطب ترسیم می‌کند.

او با توصیف فضای سکانس دوم و مقایسه‌ آن با محیط پرسروصدای کافه‌ پیشین، به تشریح فضای آیینی و تقدس‌گونه‌ این بازی پرداخت و گفت: فضای مسابقه با بشکه مینه‌سوتا، عاری از هرگونه هیاهو، ماشین یا بولینگ و کاملاً سوت‌وکور است؛ فضایی شبیه به یک معبد یا کلیسا که میز بیلیارد در آنجا نه ابزاری برای سرگرمی، بلکه محلی برای عشاق این مسیر و آزمونی جدی برای سنجش عیار آدم‌هاست.

این منتقد سینما با اشاره به ماندگاری نام و شمایل «بشکه مینه‌سوتا» در حافظه‌ جمعی چند نسل از مخاطبان سینما افزود: شخصیت‌پردازی و مواجهه در این فیلم به گونه‌ای است که نام‌ها و فضاها از کودکی تا بزرگ‌سالی در ذهن نقش می‌بندد؛ چنان‌که در دهه‌های گذشته، دیدن این اثر چنان موجی در جامعه ایجاد کرده بود که بسیاری از جوانان و نوجوانان با الهام از آن، میزهای غذاخوری خانه را به میز بیلیارد تبدیل می‌کردند و شیفته‌ این جهان پررمز و راز می‌شدند.

شاهین امین با تحلیل تمایزهای رفتاری و ساختار شخصیت‌پردازی در این اثر، به تضاد چشمگیر میان کاراکترهای جهان مردانه فیلم اشاره کرد و گفت: ادی برخلاف دیگر شخصیت‌ها که به‌شدت عبوس، منضبط و حساب‌گرند، انسانی شوخ‌وشنگ، عاصی و خلاف جریان است؛ در حالی که رقبای او مانند بشکه مینه‌سوتا مثل یک جنتلمن شیک و باوقار سر ساعت حاضر می‌شوند و افرادی چون برت گوردون کاسب‌کارانه از شکست و مکیدن خون دیگران تغذیه می‌کنند، بیلیارد برای ادی تنها مأمن و میدانی است که در آن خود را بازمی‌یابد و احساس هویت می‌کند.

این منتقد سینما با تأکید بر نقش بنیادین کاراکتر سارا به عنوان تنها عنصری که از جنسی کاملا متفاوت است، درباره پیوند عاطفی این دو کاراکتر افزود: سارا دختری تنها، افسرده، کتاب‌خوان و دارای نقص جسمانی است که نقاب بر چهره ندارد و در مواجهه با ادی، شور زندگی و صداقت عریان یک آدم کف خیابان را می‌بیند؛ شوری اصیل که اگرچه مسیر زندگی سارا را با امید، نظم و نشاطی تازه روشن می‌سازد، اما تحول بنیادین را در جان ادی رقم می‌زند، چرا که او را در بزنگاه قمار نهایی نسبت به درندگان نقاب‌دار هشدار می‌دهد و با آموختن گوهر عشق، زمینه درک عمیق‌تر از خود و جهان را برایش فراهم می‌کند.

او‌در ادامه با بازخوانی تراژدی سهمگین اثر، ضربه نهایی روایت را برآمده از تمام فراز و فرودهای مسیر دانست و گفت: تمامی بردها، باخت‌ها و کشمکش‌ها رقم می‌خورند تا درام به آن نقطه عطف ویرانگر برسد؛ صحنه‌ای که هنوز پس از گذشت سال‌ها و با هر بار تماشای دوباره فیلم، سنگینی شوک‌آور آن را حس می‌کنم. تصمیم سارا برای پایان دادن به زندگی‌اش، کنشی کاملاً خودخواسته و برآمده از یک آگاهی تلخ است که از دهه هفتاد تا امروز و در هر مواجهه با اثر، همچنان مخاطب را تکان می‌دهد و حیرت‌زده بر جای می‌گذارد.

امین با پیوند زدن جهان داستانی «بیلیاردباز» به زیست سیاسی و روانی رابرت راسن، این اثر را بازتابی از ترومای دوران مک‌کارتیسم و دوران لیست سیاه هالیوود دانست و گفت: رابرت راسن پس از فشارهای سنگین و محرومیت‌های چندساله از فعالیت حرفه‌ای، سرانجام ناچار شد در برابر کمیته فعالیت‌های ضدآمریکایی حاضر شود و نام برخی از رفقایش را به زبان بیاورد؛ تصمیمی که تا پایان عمر کوتاه و مرگ زودهنگامش در ۵۷ سالگی، بار سنگینی از عذاب وجدان و احساس گناه بر روح او تحمیل کرد و بیش از یک دهه دوران اوج فیلم‌سازی‌اش را در حاشیه و زیر نام‌های مستعار پیش برد.

این منتقد سینما با هم‌پوشان دانستن فروپاشی روحی فیلم‌ساز با سرنوشت قهرمان فیلم گفت: احساس گناه کشنده‌ای که ادی در پی مرگ سارا تجربه می‌کند، آینه‌ای از همان فروپاشی درونی و تلاش راسن برای بازسازی خویشتن پس از بحران‌های خردکننده است. نقطه قوت اثر در این است که تمایلات چپ‌گرایانه و رویکرد عدالت‌خواهانه‌ی راسن به شعارهای گل‌درشت و ایدئولوژی‌زده تبدیل نمی‌شود، بلکه در دل یک درام اجتماعی قوام می‌یابد؛ جایی که ارزش بنیادین نه در صرفِ پیروزی بر سر میز بیلیارد، بلکه در عبور از شکست و دستیابی به شخصیتی اصیل و قوام‌یافته تجلی پیدا می‌کند.

امین با بازتعریف مفهوم پیروزی در فرجام اثر، دستاورد ادی را فراتر از کامیابی‌های معمول در بازی دانست و گفت: این بردن، نه صرفاً یک پیروزی ورزشی، بلکه رستگاری برای انسان بودن، شدن و دستیابی به قوام وجودی است؛ تا جایی که اگر ادی در پایان تصمیم به کنار گذاشتن همیشگی بیلیارد بگیرد، این کناره‌گیری دیگر به معنای خودکشی روحی نیست، زیرا او اکنون از محدوده گوی و میز بیلیارد فراتر رفته و به مرتبه‌ای والاتر از بلوغ و درک انسانی گام نهاده است.

این منتقد سینما با اشاره به مسیر حرفه‌ای و حضور پل نیومن در این نقش افزود: نیومن که برخلاف چهره‌هایی چون جیمز دین در سنین بالاتر و پس از سال‌ها آزمودن خود در تئاتر و تلویزیون به سینما آمد و چهره شد، در آستانه رد کردن این پروژه به دلیل تعهدات دیگر بود، اما با گره خوردن اتفاقات و اصرار برای ایفای نقش، فرصت یافت تا یکی از پیچیده‌ترین پرسوناژهای تاریخ سینما را بازآفرینی کند؛ بازیگری برآمده از مکتب اکتورز استودیو که تأخیر در درخشش هالیوودی‌اش، در نهایت پختگی و تشخص ویژه‌ای به تصویر ادی بر پرده نقره‌ای بخشید.

مهسا بهادری – اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران