نشست «نگاه اورسن ولز» در مستندات یکشنبه؛

«اورسن‌ولز» از نقاشی تا سینما؛ زیبایی‌شناسی یک نابغه

فیلم مستند «نگاه اورسون ولز» به‌‌کارگردانی مارک کازینز (محصول ۲۰۱۵) در قالب صد و چهلمین برنامه‌ی «مُستنداتِ یکشنبه» در خانه‌ی هنرمندان ایران روی پرده رفت و نشست نقد و بررسی آن با حضور امیررضا فخری مترجم و منتقد و با مشارکت مخاطبان برگزار شد.

به گزارش اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران، امیررضا فخری، مترجم و منتقد سینما، مستند مارک کازینز درباره اورسن ولز را اثری متمایز از جریان غالب مستندهای زندگی‌نامه‌ای دانست که با عبور از ساختارهای کلیشه‌ای و زمان‌مند (کرونولوژیک)، روایتی فرم‌محور و متفاوت ارائه داد.

فخری با اشاره به رویکرد نوآورانه کازینز در این اثر گفت: برخلاف اکثر مستندهایی که در داخل و خارج از کشور درباره شخصیت‌های سینمایی ساخته می‌شوند، این فیلم از چارچوب‌های خطی فاصله می‌گیرد و به‌جای تمرکز صرف بر وقایع‌نگاریِ زندگی، از نقاشی‌ها و پیش‌طرح‌های اورسن ولز آغاز می‌کند.

علی افشار مدیر اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران و مجری برنامه نیز با برشمردن شاخصه‌های زیبایی‌شناسانه این اثر گفت: انتخاب ایده نامه‌نگاری از سوی کازینز خطاب به ولز گویی پاسخی پس از سی سال به یک پاکت‌نامه خالی و باز نشده است‌ و به فیلم‌ساز اجازه می‌دهد به‌جای ستایش‌گری، دیالوگی عمیق و زنده با سوژه خود برقرار کند.

فخری در ادامه با تحلیل پیوند میان زیست شخصی و زبان بصری ولز در مستند، توضیح داد: فیلم‌ساز با تمرکز بر دوران کودکی او و فقدان مادر در ۹ سالگی، ردپای این اندوه را به‌درستی در پیش‌طرح‌ها و اسکیس‌های او جست‌وجو کرده اس. این حس غم و نگاه خاص او به جهان، نه تنها در نقاشی‌ها که در کادربندی‌های آثار سینمایی‌اش، از جمله «همشهری کین» یا «نشانی از شر»، کاملاً مشهود است. در اصل کازینز با درکی درست از جهانِ ولز، حتی دیدگاه‌های ضد استبدادی و کنایه‌های تصویری او در بیلبوردها را نیز به شیوه‌ای تحلیلی واکاوی می‌کند.

فخری در بخش دیگری از نقد خود، ضمن اشاره به اعتبار علمی مارک کازینز نویسنده کتاب تاریخ سینما‌ و از برجسته‌ترین منتقدان فعلی جهان تفاوت بنیادین نگاه او را با سنت مستندسازیِ ایران مقایسه کرد و گفت: بسیاری از مستندهای پرتره در کشور ما در دام خاطره‌گویی صرف یا ستایش‌نامه‌های فاقد پیرنگ گرفتار می‌شوند، در حالی که کازینز با شکستن قالب مستند پرتره و حضور فیزیکی به‌عنوان راوی، سوژه را از نو کشف می‌کند.

به باور این مترجم و منتقد، چنین روشی در فیلم‌سازی مستند، الگویی موفق برای پرورش نگاه تحلیلی و تقویت حس فیلم‌ساز در مواجهه با تاریخ سینماست، او توضیح داد: کازینز به‌جای تکرار الگوهای شکست‌خورده، ساختار فرمی اثر را به موازات محتوای زندگی ولز بازسازی می‌کند.

فخری در ادامه تحلیل خود بر رویکرد بصری مارک کازینز، تأکید ویژه‌ای بر انتخاب‌های فرمی او داشت و گفت: فیلم‌ساز به‌جای آنکه در نریشن فیلم، ادعاهای سیاسی مطرح کند یا صرفاً جملات مستقیم ولز را بازگو نماید، زبان تصویر را برگزیده است.از دیدگاه او، کازینز با واکاوی نما‌به‌نمای قاب‌بندی‌های ولز، جهان‌بینی سیاسی او را عیان می‌کند؛ رویکردی که در آن، فرم سینمایی، خود به رسانه‌ای برای انتقال مفاهیم عمیق سیاسی تبدیل می‌شود و تأثیری به‌مراتب ماندگارتر از بیان مستقیم کلمات دارد.

افشار، مجری برنامه نیز گفت: روایت کازینز با ورود به حریم خصوصی اورسن ولز و به‌ویژه کندوکاو در رابطه‌ی او با دخترش، حال‌وهوای بسیار شخصی‌تری به خود می‌گیرد؛ رویکردی که به باور این منتقد، در مواجهه با فیلم‌سازی مؤلف و صاحب‌سبک، جذابیت و گیرایی فیلم را دوچندان می‌کند.

او در این باره گفت: فیلم در این لحظات، از یک مستند‌بیوگرافی صرف فراتر می‌رود و با نزدیک‌شدن به سویه‌های ناگفته‌ زندگی شخصی ولز، تماشاگر را به شکلی متفاوت با دنیای ذهنی این هنرمند پیوند می‌زند؛ تجربه‌ای که برای هر علاقه‌مند به سینمای مؤلف، بسیار کنجکاوی‌برانگیز و جذاب است.

فخری در ادامه، با اشاره به پیشینه تئاتری ولز و پژوهش‌هایی که درباره پیوند او با شکسپیر و جهان شعر انجام شده، این بستر را عامل استحکام بصری آثارش دانست و حتی ردپای کادربندی‌های ضد استبدادی و مواجهه کنایی با برج‌های سرمایه‌داری را در آثار فیلم‌سازان نسل‌های بعد، نوعی تأثیرپذیری ناخودآگاه از نگاه ولز ارزیابی کرد.

او در تشریح اهمیت کشف گنجینه ناشناخته ولز گفت:لحظه‌ای که در فیلم آن جعبه مرموز باز می‌شود، تماشاگر گمان می‌برد با دست‌نوشته‌های فیلم‌ها روبه‌روست، اما کازینز شگفت‌زده نشان می‌دهد که ولز پیش از هر چیز، نقاش و طراح بود؛ طراحی‌هایی که دخترش سال‌ها بعد به بنیاد ملی فیلم سپرد و همین نقاشی‌های اولیه، بذرهای بصری آثاری ماندگار مانند او شدند که در جای جای مستند به آنها پرداخته می‌شود.

فخری با بسط این الگو به جریان سینمای مؤلف در ایران و جهان، تفکیک اثر از زیست مؤلف را رویکردی ناقص دانست و گفت: هیچ شاهکاری جدا از تجربیات، شکست‌ها، روابط خانوادگی و قاب‌هایی که سینماگر در زندگی شخصی دیده شکل نمی‌گیرد؛ همان‌طور که فیلم‌های برجسته مسعود کیمیایی مانند «قیصر»، آثار هیچکاک نظیر «سرگیجه» یا سینمای عباس کیارستمی از زیست فردی‌شان سیراب شده‌اند، ولز نیز فرم منحصر‌به‌فرد خود را از دل رنج‌ها و نقاشی‌هایش بیرون کشید و هنر کازینز در این مستند، بازآفرینی همین قاب‌ها و جست‌وجوی صادقانه برای کشف پیوند ناگسستنی میان زندگی شخصی و زیباشناسی یک هنرمند مؤلف است.

امیررضا فخری، مترجم و منتقد سینما، با خواندن یادداشت کازینز درباره این مستند گفت: کارگردان درباره این مستند نوشته در این اثر قصد ندارم درباره «همشهری کین» صحبت کنم، می‌خواهم درباره هنرمندی حرف بزنم که کمتر کسی سراغ وجوهی از آثارش رفته که بیرون از سینما قرار می‌گیرند.

او مستند مارک کازینز درباره اورسن ولز را ادای دین و نامه‌ای عاشقانه از سوی یک منتقد به فیلم‌سازی دانست که حدود ۳۰ سال پیش از دنیا رفت و افزود: این مستند می‌تواند راهنمایی برای مستندسازانی باشد که می‌خواهند از مسیر زندگی و جهان هنری یک فیلم‌ساز، به آثار او نزدیک شوند.

فخری در توضیح انگیزه کازینز برای ساخت این مستند گفت که او در مقدمه یکی از کتاب‌هایش به اثری با عنوان «نابغه» اشاره کرده است؛ مستندی که تمرکزش بر وجوه فنی «همشهری کین»، به‌ویژه فیلم‌برداری آن، بود و کمتر به زندگی شخصی ولز می‌پرداخت.

فخری واکاوی زندگی شخصی فیلم‌سازان را راهی برای فهم بهتر فرم سینمایی آنان دانست و توضیح داد: تجربه‌های کودکی، تحصیلات، روابط خانوادگی و قاب‌هایی که یک فیلم‌ساز در زندگی دیده، می‌توانند در شکل‌گیری زبان بصری او نقش داشته باشند.

مهسا بهادری – اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران