نشست نقد «زنگ تفریح» در سینماتک
واکاوی سویهی تاریک مدرنیته
فیلم سینمایی «زنگ تفریح» ساخته ژاک تاتی عصر دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و نودم سینماتک خانهی هنرمندان ایران روی پرده رفت و پس از اکران این اثر، نشست نقد و بررسی آن با حضور محسن خیمهدوز (منتقد) برگزار شد.
به گزارش اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران ، محسن خیمهدوز، منتقد سینما، در تحلیل فرم بصری فیلم «زنگ تفریح» اثر ژاک تاتی، به ویژگیهای تکنیکی این اثر در مواجهه با فضای پیرامون پرداخت و گفت: نماهای طولانی و عمق میدان بالا در این فیلم، با رنگآمیزی سرد و خاکستری، علیرغم همزمانی با اوج شکوفایی تجاری سینمای جهان در دهه ۶۰ میلادی، نگاهی متفاوت را بازتاب میداد.
افسردگی در اوج زرقوبرق
این منتقد با بیان اینکه تاتی در این فیلم به سویه تاریک و افسردهی مدرنیته توجه کرده است، توضیح داد: اگرچه او از المانهای رایج مدرنیته مانند تکنولوژیهای روز استفاده کرد، اما ریتم آرام و نوعی خمودگی در فضای فیلم، شکست کلانروایتهای مدرن را به تصویر میکشید.
خیمهدوز افزود: رمز شکست تجاری این فیلم در آن زمان نیز همین بود؛ چرا که تاتی در اوج درخشش جهان سرمایهداری و مصرفگرایی، دست روی نقطهای گذاشت که روایتهای قهرمانمحور هالیوودی در آن جایی نداشتند.
شکست کلانروایتها
خیمهدوز در ادامه، به ساختار روایی اثر اشاره کرد و گفت: در این فیلم، قهرمان و روایت به مفهوم کلاسیک وجود ندارد و تاتی با شکستن کلانروایتها، به مجموعهای از خردهروایتها دست یافته است؛ رویکردی که برای آن دهه سینمایی، کاملاً آوانگارد محسوب میشد.
او بیان کرد: تاتی متوجه شد که اساساً داستانی در کار نیست و تنها چیزی که ثابت میماند، حضور شخصیت خود اوست.
او، با نقل قولی از فرانسیس فورد کاپولا، به فداکاری تاتی برای ساخت این شاهکار اشاره کرد و گفت: کاپولا درباره تاتی توضیح داده است که او تمام اندوختههای خود را برای ساخت فیلمی که هیچکس حاضر به سرمایهگذاری روی آن نبود، خرج کرد و در نهایت در فقر از دنیا رفت.
خیمهدوز افزود: مردم تنها پس از مرگ او بود که دریافتند «زنگ تفریح» یک شاهکار بینظیر در تاریخ سینما است.
محسن خیمه دوز، با تمجید از این اثر گفت که «زنگ تفریح» سرچشمه شادی و اثری شگفت انگیز است؛ اگر تاتی آن را نساخته بود، هرگز ساخته نمیشد. او با مقایسهای به اپرای کارمن ساخت ژرژ بیزه، یادآور شد که مردم در زمانه خود فکر میکردند این اثر یک شکست است؛ بیزه در ۵۰ سالگی با حملهای قلبی از دنیا رفت در حالی که باور داشت اپرایش ناکام مانده است، اما امروز کارمن یکی از محبوب.ترین اپراهای جهان است.
در ستایش یک لذت ناب
این منتقد با ستایش فضیلت این اثر بیان کرد: همچنان که «زنگ تفریح» لذت ناب است، اگر روزی قرار شد جایزه ای ببرم، آرزومندم جایزه ژاک تاتی را بهره خود کنم.
او گفت: این نگاه از یک کشتی برخاست که ریشههایش در هالیوود بود و در اروپا رسته است؛ دنیای سرمایه. این فیلم بازتاب می.دهد که تاتی مسائلی را فهمیده بود که جلوتر از زمانه خودش قرار داشت. خود تاتی نماد سینمای فرانسه بود، اما پدرش روس و مادرش هلندی بود و تحت تاثیر مطالعات و فکر زمانه خویش و پیشرفتهای فلسفی آن دوران، این اثر را ساخت.
در بیان سویه نیهیلیستی مدرنیته
خیمه دوز در توصیف این اثر افزود: می توان گفت تاتی نیچه سینماست؛ به این معنا که از منظر مدیوم تصویر، موجود و نهفته را در پنهان مدرنیته فهمید.
او توضیح داد: در شش سکانس پیش از چشم ما، فرودگاه، ادارات مجهز به تکنولوژی، نمایشگاه تجاری مدرن، آپارتمانی که در شب تماما شیشهای است و همه چیز درونش پیدا، ظاهرا برای استراحت ساخته شده؛ از بیرون همه چیز معلوم است، اما هیچ کس نمیداند آنها از کجا و به کجا میروند. باغ سلطنتی رستوران، ترافیک خیابانها که سرشار از ماشین است اما صدای ما شنیده نمیشود؛ عابر پیادهای که در حرکت است و سرعتش از خود ماشینها بیشتر است؛ میدانی که همه در آن میچرخند اما ورود و خروجش پیدا نیست؛ انگار یک سیکل معیوب ماشین در دور خودش میچرخد.
این منتقد بیان کرد: اداره در این فیلم با طراحی خود و هزینه ساخت آن، به اصطلاح یک عمق میدانی دارد که تهش و سرش مشخص نیست؛ همه در دور همدیگر میچرخند. همه این نماها بازتاب سویه نیهیلیستی مدرنیتهاند. اگر کسی بخواهد این مفهوم سنگین فلسفی را به شکل تصویر و نه کلمه بیان بکند، کار بسیار دشواری را پیش گرفته است. در نوشته، امثال نیچه آمدند و کار کردند؛ و پس از این فیلم، جریان فلسفه پست مدرن شکل گرفت؛ لیوتار، فوکو، دریدا و کسانی که ساختارهای بعد از آن را بازبینی کردند.
او افزود: بیان این مفاهیم در مقام تصویر، کار سختی بود و به نظر من موفق شده است. اگر به عنوان پروژه نگاه بکنیم، موضوعی به این سنگینی را در نزدیک به دو ساعت به پیش ببرد، کار بسیار دشواری است.
رئالیسم تاتی؛ از روایت شکسته تا تحول سبکی
این منتقد، درباره سبک فیلم توضیح داد: به لحاظ روایتی، ما روایت های شکسته یا خورده روایت داریم و به لحاظ سبکی نیز تحول تازه ای ایجاد شده است.
او گفت: نمی خواهم بگویم این فیلم بی نظیر بود، اما کم نظیر است. سبک او رئال بود؛ اتفاقات واقعی را می بینی که به پیش میروند، نه سورئال که ردپای پدیدههای فراواقعی دیده شود و نه حتی رئالیسم جادویی برگرفته از ادبیات. تاتی سبکی را ادعا کرد و به کار برد که آن را «رئالیسم تاتی» مینامم.
سلطه تکنولوژی بر زیستجهان انسانی
محسن خیمهدوز، منتقد سینما، با اشاره به سکانس گیت در فیلم، نشانهی برخورد انسان با ساختارهای تکنولوژیک را تحلیل کرد و گفت: «درست در همانجا که تکنولوژی میخواهد از گیت عبور کند، مانعی ایجاد میشود؛ فرد نمیتواند از مسیر متعارف برود و در نهایت فرآیندی نامشخص و بیهویت شکل میگیرد.
او با تأکید بر این نکته که تکنولوژی در حال مسلط شدن بر حوزههای مختلف زندگی است، یادآور شد: این مسئله در آثار پیشین تاتی، از جمله عموی من، نیز بازتاب داشته است.
خیمهدوز با مقایسه رویکرد تاتی به آثار دیگر گفت : در حالی که در فیلمهایی مانند «آسمانخراش جهنمی» مسئلهی فساد معماران و سقوط ساختمانها با لحنی جدی و رئالیستی روایت میشود، تاتی در این اثر از طریق طنز و هجو به بازنمایی همین آشفتگیها پرداخته است.
او افزود: این فیلم با پیشبینی سلطه ماشین، اداره و بوروکراسی بر انسان، از نظر مفهومی یک اثر آوانگارد محسوب میشود؛ چرا که تحقق این سلطه در سالهای پس از تولید فیلم، به وضوح مشاهده شد.
آوانگاردیسم؛ اقلیت پیشرو در تاریخ هنر
منتقد سینما در ادامه سخنان خود به جایگاه هنرمندان غیرمتعارف پرداخت و گفت: فکر کردن به شیوهای متفاوت و نوعی دیگر از اندیشیدن، کاری نیست که از عهدهی هر کسی برآید؛ این ویژگی معمولاً اقلیتی از افراد را شامل میشود که تاریخ نیز همواره آنها را در گروههای اقلیت قرار داده است.
او با اشاره به جایگاه ماندگار چهرههایی چون حافظ و فردوسی، خاطرنشان کرد: آوانگاردها اگرچه در زمان خود در اقلیت هستند، اما نگاهشان پیشرو است. وی خلاقیت تاتی را در درک نکاتی دانست که همعصران او از آن بیخبر بودند؛ مفاهیمی همچون نیهیلیسم در مدرنیته، تخریب زیستجهان انسانی توسط تکنولوژی، و همعرض شدن انسان با کالا.
نمادپردازی بصری و بحران اطلاعات
خیمهدوز در بخش پایانی به تحلیل خلاقیت بصری تاتی پرداخت و سکانس میدان را یک نماد از چرخش بیهدف تکنولوژی دانست. وی گفت: تاتی با استفاده از عمق میدان بالا، میدانی را به تصویر میکشد که در آن تکنولوژی حرکت میکند اما ورودی و خروجی مشخصی ندارد؛ گویی یک میدان بسته که تنها میچرخد.»
او با اشاره به کندی حرکت ماشینها نسبت به انسان در این سکانس، آن را استعارهای از بار سنگینی دانست که تکنولوژی بر دوش انسان میگذارد و در نهایت با پیوند دادن این بحث به دوران کنونی، افزود: دوران انفجار اطلاعات و اینترنت، جایگزین کردن «کمخوانی» با «عمیقخوانی» را به دنبال داشته و «بیسوادی جدید» جایگزین بیسوادی قدیمی شده است؛ بهگونهای که انسانها امروزه بیش از آنکه اندیشنده باشند، حمال اطلاعات شدهاند.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران

دیدگاه خود را بنویسید