اکران و نقد بسته فیلم کوتاه در خانه‌ی هنرمندان ایران

سلامت از دریچه دوربین سینمای کوتاه

سومین بسته فیلم کوتاه ـ فصل جدید در یازدهمین برنامه «سینماسلامت» ـ سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری خانه‌ی هنرمندان ایران به نمایش درآمد و با حضور رضا درستکار (منتقد سینما و مدیر جلسات سینماسلامت) و سازندگان آثار مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
به گزارش اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران، در یازدهمین برنامه‌ی «سینماسلامت» در سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران فیلم‌های کوتاه «حدود سیزده کیلوگرم» ساخته مهدی برزکی، «جوجه رنگی» ساخته فرید حاجی، «مورچه» ساخته فرهاد شنتیایی و «اسب در خاطرش می‌دوید» ساخته هادی معنوی‌پور به نمایش درآمد.
رضا درستکار مجری برنامه در ابتدای مراسم گفت: از ویژگی هر چهار فیلم می‌توان به خالص و روان بودن آن اشاره کرد. در هیچ یکی از این چهار اثر خودنمایی و فرم نمایی دیده نمی‌شد و علت موفقیت هر چهار فیلم همین است.
ورود من به سینما از ام‌اس شروع شد
حسین کاکاوند تهیه‌کننده‌ی «حدود ۱۳ کیلوگرم» درباره‌ی ورودش به سینما گفت: ورود من به سینما از ام‌اس شروع شد. من ۱۸ سال است که ام‌اس دارم. فیلم غلطِ «طلا و مس» و تحقیقات نادرست در این زمینه باعث شد وارد این حوزه شوم و تلاش کنم آثاری در حوزه بهداشت، سلامت و روان تولید کنم.
او ادامه داد: هنوز در دنیا مشخص نشده که ام‌اس دقیقا چگونه ایجاد می‌شود، اما پزشکان آن را به دو عامل ژن و محیط مرتبط می‌دانند. در ایران هر ساعت یک نفر به این بیماری مبتلا می‌شود و معمولا به دلیل اطلاعات اشتباه، این بیماری پنهان می‌ماند.
کاکاوند افزود: از آنجا که ام‌اس در هر فرد متفاوت است، هر کسی می‌تواند از نگاه شخصی خود به آن بپردازد. مهم این است که با کمک گرفتن از تجربه‌های درست، روایت انسانی‌تری از این بیماری ارائه شود.
او با اشاره به این که ام‌اس در جامعه به‌درستی شناخته نشده است، گفت: بسیاری از مبتلایان در ظاهر کاملاً سالم به نظر می‌رسند و سینما می‌تواند به اصلاح نگاه جامعه و افزایش آگاهی کمک کند.
لاغری و چاقی ملاک نیست
مهدی برزکی، کارگردان فیلم «حدود ۱۳ کیلوگرم» نیز درباره این اثر گفت: پخش جشنواره‌ای این فیلم در سال ۱۴۰۳ انجام شد. من از سال‌ها پیش که در حوزه سلامت کار می‌کردم، نسبت به موضوعات این حوزه دغدغه پیدا کردم. پیش‌تر هم درباره ناشنوایان و افراد دارای اوتیسم فیلم ساخته‌ام.
او ادامه داد: همیشه موضوع اضافه‌وزن و شیوه مواجهه با آن برایم مهم بود. موضوع اسلیو معده را هم زیاد دیده بودم؛ برخی از آن راضی‌اند و برخی ناراضی. اما نکته‌ای که برایم پررنگ شد این بود که بعضی افراد حتی برای انجام این عمل، بیشتر به رضایت دیگران فکر می‌کنند تا رضایت خودشان. در فیلم هم می‌بینیم که زن به‌دلیل اضافه‌وزن از سوی همسرش طرد می‌شود.
این کارگردان با اشاره به این که فشار فضای مجازی و معیارهای زیبایی، بر تصویر بدنی فرد اثر می‌گذارد، توضیح داد: باید درباره استانداردهای تحمیلی زیبایی بیشتر صحبت کرد. فضای مجازی و تبلیغات، الگوهایی از بدن ایده‌آل می‌سازند و همین موضوع می‌تواند موجب نارضایتی از بدن، احساس شرم، تصمیم‌های عجولانه برای تغییر ظاهر و وابستگی ارزش فرد به تأیید دیگران شود. من می‌خواستم نشان دهم که لاغری یا چاقی ملاک نیست و نباید مقایسه و قضاوت را به جامعه سپرد. فرد باید خود مشکلش را حل کند.
سینما برای من بسیار مهم است
هادی معنوی‌پور، کارگردان فیلم کوتاه «اسب در خاطرش می‌دوید»، با قدردانی از همکارانش گفت: من سال ۱۳۷۹ برای اولین‌بار سر صحنه رفتم و هنوز هم سر صحنه‌ام. سینما برای من بسیار مهم است، چون به من زندگی داد. من در این سن، مثل کودکی‌ام هستم؛ شوریده‌حال.
او ادامه داد: ساخت این فیلم برایم نوعی مواجهه با بخشی از کودکی و ترس‌ها و شرم‌های قدیمی‌ بود. در این فیلم می‌خواستم با دراماتیک‌ترین دوران کودکی‌ام مواجه شوم. در کودکی زیاد قصه می‌بافتم و خیال‌پردازی می‌کردم. مرز میان خیال و واقعیت برای من همیشه مبهم بود و چکیده همین تجربه به فیلمنامه این اثر رسید. درک شخصی من از این فیلم بسیار روانکاوانه بود، چون فقط بلد بودم بومی فکر کنم؛ همان‌جا زیسته‌ام و آن فضا را می‌شناسم. 
معنوی‌پور همچنین در این نشست گفت: قصه‌ها و داستان‌ها را خود ما می‌سازیم، در این فیلم آیین‌ها و رفتارهایی وجود دارد که طبیعتا زاییده تفکر و خیال من است. هرچند که افسانه‌ها را شنید‌ه‌ام، اما آنچه که در فیلم روایت شده را ترکیبات ذهنی من ساخته است. البته این را هم اضافه کنم که هرجا از کلمه من استفاده می‌کنم منظور ما و همه گروه است.
او توضیح داد: البته بگویم وقتی فیلم را به جشنواره‌های خارجی فرستادم، کشورهای اروپایی متوجه آن نمی‌شدند، اما مخاطبان سینمای آمریکای جنوبی، کلمبیا و شیلی، این اثر را درک می‌کردند چون فرهنگ آن‌ها هم این دست داستان‌ها را درک می‌کند. هدفم این بود که تماشاگر موضوع را درک کند.
تحت تاثیر سینمای لینچ هستم
فرید حاجی، کارگردان فیلم «جوجه رنگی» نیز درباره‌ی ساخته خود گفت: خیلی دوست داشتم فیلم کوتاهی بسازم که از نظر فرمی بازیگوشی کنم و در عین حال به آن، حس هولناک بدهم. تلاش کردم شخصیت‌ها بتوانند حس شومی را منتقل کنند. همیشه تحت تأثیر دیوید لینچ بوده‌ام و دوست داشتم فضای فیلم، در همان حال‌وهوا باشد.
او با اشاره به سوابق تحصیلی و حرفه‌ای خود افزود: کارشناسی و کارشناسی‌ارشد من در حوزه روان‌شناسی است و همچنان کار تراپی انجام می‌دهم.
حاجی درباره شخصیت اصلی فیلم هم توضیح داد: اختلالی که این فرد دارد، اختلال سلوک است و رفتارهای پرخاشگرانه این نوجوان می‌تواند ریشه در یک مسئله پزشکی یا اختلالی در مغز داشته باشد.
نشنیدن، استعاره‌ای از نفهمیدن در جامعه است
فرهاد شنتیایی، کارگردان فیلم «مورچه» نیز گفت: این فیلم در سال ۱۴۰۲ ساخته شد و از دغدغه ناشنوایی شکل نگرفت. برای من بیشتر این معنا را داشت که یک کودک که شرایطی مانند دیگران ندارد، چه آسیب‌هایی را تجربه می‌کند. شنیدن و نشنیدن هم در این فیلم استعاره‌ای از فهمیدن و نفهمیدن است.
شنتیایی ادامه داد: به علت اینکه مخاطب باید فیلم را ببیند و بفهمد، درباره شکل و شمایل مشکل شنوایی تحقیق کردم. واقعیت این است که اگر بخواهیم درباره انسان‌های شنوا یا ناشنوا صحبت کنیم من حرف زیادی برای گفتن ندارم، بیشتر تمرکز بر روی سلامت روان است. ضمن اینکه لازم است بگویم اگر قرار است ما بزرگ شویم حتما باید زخمی شویم.
این کارگردان بیان کرد: تلاش کردم تا برخی از اخلاقیات و خاطرات خودم را در قصه بگنجانم تا بتوانم با شخصیت ارتباط برقرار کنم و آن را دوست داشته باشم.
شنتیایی در بخش دیگری از این نشست، گفت: فکر می‌کنم که ما نباید فراموش کنیم فیلمساز و کارگردان زمانی که یک اثر را تولید می‌کند درواقع آنچه از درون خودش نشات گرفته را بازتاب می‌دهد. حالا باتوجه به درونیات هر آدمی، قصه متفاوت است. این یک چیز سلیقه‌ای‌ست که فیلم به گونه‌ای تعریف شود که همه آن را درک کنند. برخی از لحظات و احساسات به گونه‌ای هستند که اصلا نمی‌توان آن‌ها را تعریف کرد یا حتی توضیح داد. درست مثل مزه لواشک سیب! به همین دلیل هم باید اجازه دهیم که کارگردان‌ها مسیر خودشان را پیدا کنند. چیزی را به تصویر بکشند که از درونشان می‌آید.
فیلم می‌سازم چون مسأله دارم
رضا درستکار در بخشی از این نشست گفت: اگر از من بپرسند که چرا فلان فیلم را ساختی یا چرا فلان نقد را نوشتی در پاسخ می‌گویم چون مسئله ذهنی است. نافهمی‌های گسترده‌ای وجود دارد و کارگردانان تلاش دارند تا با زیباترین شکل ممکن مسائلی را که منجر به فاجعه می‌شود، به تصویر بکشند. به عنوان مثال باور کردن موضوع جن و ازدواج آن یک ایده هزار ساله است. مسئله‌ای است که حالا کارگردان می‌خواهد به آن پاسخ دهد. حالا چرا من فیلمساز در این شرایط با سماجت فیلم می‌سازم؟ چون مسئله هست به همین دلیل فیلم ساخته می‌شود.
او همچنین در بخشی دیگر از صحبت هایش در نشست متذکر شد: سینما می‌تواند مسائل پزشکی و اجتماعی را از سطح اطلاعات خشک فراتر ببرد و به تجربه‌ای انسانی، عاطفی و قابل‌همدلی تبدیل کند.

این منتقد اظهار داشت: وقتی فیلم‌هایی با چنین موضوعاتی می‌بینیم، دید عمیق‌تری نسبت به موضوعات پیدا می‌کنیم. نمایش فیلم در خانه‌ی هنرمندان ایران هم اساسا اتفاق خوبی است، به ویژه این که تا این اندازه به فیلم کوتاه پرداخته شده است. زمانی که ما این فیلم‌ها را می‌بینیم، متوجه خلاقیت بچه‌ها می‌شویم. شاید این کارگردان‌ها اگر در جغرافیای دیگری بودند، بیش از این به آن‌ها توجه می‌شد. ما باید با نقد جدی و تاثیرگذار فضا را برای ساخت آثار بعدی این هنرمندان مستعد هموار کنیم.

مهسا بهادری ـ اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران