اکران و نقد بسته فیلم کوتاه در سینماتک خانه هنرمندان ایران

اخلاق و واکاوی زنانه در قاب سینمای کوتاه مستقل

اکران و نشست نقد و بررسی فیلم‌های کوتاه «او اینجا نیست» ساخته سعید سیری، «اُرُسی» ساخته محمد هرمزی و «سوداد» ساخته آرزو ساعدی، با اجرای پوریا نوری (فیلمساز) و با حضور محمدجواد فراهانی (منتقد سینما)، سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

به گزارش اتاق خبر خانه هنرمندان ایران، در ابتدای این نشست، آرزو ساعدی کارگردان فیلم «سوداد» گفت: فیلمنامه این فیلم حدود ۳ سال زمان برد تا در نهایت به این رسیدیم. این فیلم قرار بود در لوکیشن و شهر دیگری ساخته شود اما همه چیز تغییر کرد و در نهایت به اینجا رسیدیم.

سعید سیری کارگردان فیلم «او اینجا نیست» نیز گفت: اولین بار است که فیلم «او اینجا نیست» در ایران اکران شده است‌. پخش فیلم به صورت بین‌المللی انجام شده و در ۲۶ فستیوال شرکت کرده است.

محمد هرمزی کارگردان فیلم کوتاه «ارسی» گفت: اولین اکران این فیلم را در خانه هنرمندان ایران انجام دادیم. ایده اصلی فیلم مشخص است و اینکه به صورت ناخودآگاه شکل گرفته و حدود یکسال روی آن کار شده و در چهار شب هم تولید شده است. اولین نمایش این فیلم در آلمان بود و تا حالا به ۱۵ فستیوال رفته و همچنان هم این روند ادامه دارد.

او ادامه داد: هرچند شاید این فیلم تم سیاسی داشته باشد اما محوریت آن، نگاه انسان‌دوستانه است و متاسفانه با غرض‌ورزی به آن نگاه می‌شود.

محمد جواد فراهانی منتقد با اشاره به نقش زنان در سینمای ایران گفت: می‌دانیم که ساخت فیلم در شکل مستقل بسیار دشوار است و به هر سه بزرگوار تبریک می‌گویم که توانستند کارهای تماشایی ارائه دهند.

او ادامه داد: دغدغه فمنیستی در گام اول یک دغدغه انسانی است. در هر سه اثر اخلاق فمنیستی را می‌بینیم که به نقش زنان حاضر و غایب اشاره دارد.

او با این مقدمه تاکید کرد: در «سوداد» بیش از هر چیز، تقابل میان «اخلاق مبتنی بر عدالت» و «اخلاق مبتنی بر مراقبت» یا همان اخلاق زنانه دیده می‌شود.

او با اشاره به تصاویر ابتدایی فیلم بیان کرد: شخصیت زن از همان نماهای اول، در تنهایی تصویر می‌شود؛ چه وقتی قدم می‌زند، چه در ماشین و چه در فضاهایی که به‌تنهایی در آن حضور دارد. فیلم تمام المان‌هایی را که برای نزدیک شدن به این زن نیاز داریم، در اختیارمان می‌گذارد.

فراهانی افزود: ورود شخصیت به کافه نیز همین وضعیت را ادامه می‌دهد و از خلال تقابل جمع و فرد، تنهایی زن را برجسته‌تر می‌کند.

او در عین حال گفت: درست است که لانگ‌شات‌ها به فهم تنهایی شخصیت کمک می‌کنند، اما شاید فیلمساز می‌توانست در بعضی لحظه‌ها کمی به کاراکتر نزدیک‌تر شود تا فضا برای مخاطب همدلانه‌تر و همسازتر شود.

فراهانی یکی از صحنه‌های مهم فیلم را لحظه‌ای دانست که زن مرد را سوار ماشین می‌کند و گفت: اینجا با یک کنش‌مندی از سوی زن روبه‌رو هستیم. این حرکت فقط یک اتفاق ساده نیست، بلکه نشان می‌دهد او انگار به دنبال وجوه از دست‌رفته زندگی شخصی خودش می‌گردد و منتظر است چیزهایی را از این مرد بشنود.

او با تاکید بر اهمیت دیالوگ این بخش اضافه کرد: آن جمله که می‌گوید کاش یک نفر آن‌طور صدایت کند که فقط خودش بتواند صدایت بزند، نکته بسیار مهمی است. این دیالوگ لایه عاطفی عمیقی را در شخصیت زن آشکار می‌کند و او را به درون خودش می‌برد.

این منتقد در ادامه توضیح داد: دقیقا در همین نقطه است که نسبت بحث نظری ما با فیلم روشن می‌شود. زن تا قبل از آن می‌توانست از موقعیتی که برایش مطلوب نیست، کنار برود و حتی مرد را نادیده بگیرد، اما اینجا دوباره اخلاق مراقبتی در او پررنگ می‌شود. انگار به این نتیجه می‌رسد که باید ببیند آیا واقعاً راه‌حل همین بریدن و فاصله گرفتن است یا نه.

به گفته فراهانی، همین کشمکش درونی یکی از مهم‌ترین وجوه تماتیک فیلم را شکل می‌دهد و به «سوداد» عمق بیشتری می‌بخشد.

او با اشاره به سکانس پایانی فیلم و بارانی که در آن می‌بارد، گفت: وقتی زن در خانه پنجره را باز می‌کند و دوربین همچنان در لانگ باقی می‌ماند، فیلم در واقع تمام فرضیه‌هایی را که از ابتدا در ذهن ما ساخته، تایید می‌کند.

فراهانی افزود: مرد، در حالی که خودش در تصویر دیده نمی‌شود، به‌خوبی نشان می‌دهد که او نسبت به زن بی‌اهمیت است. همین‌جا تفاوت نگاه مردانه و زنانه آشکار می‌شود؛ زنی را می‌بینیم که هنوز از موضع تعهد، مراقبت و هویت‌مندی به رابطه نگاه می‌کند.

کارگردان «سوداد» در پاسخ به منتقد برنامه گفت: هدف ما این بود که در تنهایی زن، به او نزدیک نشویم. درباره تنهایی هم باید بگویم تمام شخصیت‌های فیلم آدم‌های تنهایی هستند، شاید می‌توانستیم برای نمایش تنهایی شکل دیگری هم انتخاب کنیم اما پرسه زدن را ترجیح دادیم.

محمدجواد فراهانی در بخشی از صحبت‌هایش درباره فیلم «اُرُسی» به کارگردانی محمد هرمزی، گفت: در این فیلم، قانون به‌عنوان یک عنصر مهم سیاسی، تقابلی جدی ایجاد می‌کند؛ تقابل میان یک قانون خشک، پلیسی و به اصطلاح مردانه با نگاهی دیگر که در برابر این ساختار قرار می‌گیرد.

او افزود: این فضا از یک‌سو نماینده تحکم، سلطه و نگاه مطلق‌گرایانه است و از سوی دیگر با شخصیتی مواجه می‌شود که در برابر این خشونت ساختاری، مسیر متفاوتی را نمایندگی می‌کند.

فراهانی با این حال تاکید کرد: قطب اصلی این تقابل، شخصیت آرزو است؛ شخصیتی که به گفته او، به‌عنوان یک موزیسین، در نقطه مقابل فضای خشک و توتالیتر فیلم قرار می‌گیرد.

او توضیح داد: آرزو شخصیتی است که بر مبنای اخلاق مراقبت شکل گرفته و در تمام لحظات سعی می‌کند خودش و هویت خودش را در این بلبشو و در این فضای خشک حفظ کند و اجازه ندهد این فضا جهان ذهنی‌اش را به هم بریزد.

فراهانی با اشاره به برخی جزئیات اجرایی فیلم گفت: فیلمساز در چند موقعیت رفتاری، این ویژگی را درباره شخصیت آرزو برجسته می‌کند؛ از صحنه‌ای که گوشی او را می‌گیرند تا لحظه‌ای که در پس‌زمینه دعوا جریان دارد و او در پیش‌زمینه، با حالتی در خودفرورفته، گوشش را گرفته است.

او توضیح داد: این طراحی تصویری تلاشی است برای نشان دادن لطافت درونی کاراکتر در میانه خشونت و آشوب پیرامونش؛ امری که به شکل‌گیری تقابل اصلی فیلم کمک می‌کند.

او در ادامه، درباره شخصیت‌پردازی آرزو به یک ملاحظه ساختاری هم اشاره کرد و گفت: موزیسین بودن شخصیت زن کمی دیر به فیلم اضافه می‌شود و در وجوه شخصیت‌پردازانه هم کم‌رنگ است.

این منتقد گفت: برای اینکه تماشاگر بتواند این ویژگی را به‌طور کامل باور کند، لازم بود فیلم پیوند عمیق‌تری میان شخصیت و جهان موسیقایی او برقرار کند.

او افزود: اگر این درهم‌تنیدگی بیشتر دیده می‌شد، وجوه شخصیتی آرزو هم برای مخاطب باورپذیرتر می‌شد.

این منتقد در بخش دیگری از صحبت‌هایش به عنوان فیلم پرداخت و گفت: خودِ «اُرُسی» یک نکته مهم در فیلم است و به نظرم شاید نیازی نبود این‌قدر با دیالوگ توضیح داده شود، چون مخاطب این نوع فیلم‌ها به اندازه کافی باهوش هست که خودش به معنای آن برسد.

محمد هرمزی کارگردان «اُرُسی» نیز درباره فیلم گفت: من سال ۱۳۹۱ در سینماتک خانه هنرمندان ایران حضور داشتم و آنجا یاد گرفتم که به عنوان سازنده نباید کارم را توضیح دهم.

او ادامه داد: آهنگساز و نوازنده این اثر که یک نفر است، وقتی موسیقی فیلم را نوشت نامش را «اُرُسی» گذاشت و من هم دنبال همین بودم. فیلم یک درونمایه خشک را به یک موضوع لطیف تبدیل می‌کند.

این کارگردان درباره انتخاب قاب ۴ به ۳ در این فیلم گفت: این قاب برای محتوا مناسب است. چون فضا به تنگنا می‌خورد.

محمدجواد فراهانی در بخشی از صحبت‌هایش درباره فیلم «او اینجا نیست» به کارگردانی سعید سیری، با اشاره به تلاش فیلمساز برای تصویر کردن جهان درونی کودک گفت: یکی از مشکلات همیشگی سینما، به‌ویژه در ایران، این است که معمولا نمی‌تواند برای تنش‌های درونی شخصیت‌ها معادل تصویری مناسبی پیدا کند، اما اینجا فیلمساز واقعا تلاش کرده این تنش‌ها و افکار دختر بچه را به تصویر بکشد.

او تاکید کرد: فیلم در این زمینه، به‌ویژه در نحوه بازنمایی آشفتگی ذهنی کودک، قابل توجه عمل کرده است.

او در ادامه با اشاره به جایگاه شخصیت دختر بچه در جهان فیلم بیان کرد: در امتداد همان بحث کلی، اینجا هم با صدایی مواجهیم که برای ادامه پیدا کردن نظم موجود، باید حذف شود و آن صدا، صدای دختر بچه است.

فراهانی توضیح داد: بی‌قراری و ناآرامی این کودک، برای اطرافیان نوعی مزاحمت تلقی می‌شود و به همین دلیل، در منطق جهان فیلم، او نیز به یکی از همان صداهای متفاوت و حذف‌شده بدل می‌شود.

این منتقد درباره مسیر بازیابی شخصیت اصلی گفت: راه‌حل برای اینکه این دختر بچه دوباره خودش را بازیابی کند، نه از دل یک نیروی بیرونی و تحمیلی، بلکه از مسیر بازخوانی فرد غایب می‌گذرد؛ فرد غایبی که در اینجا مادر است.

فراهانی در عین حال، به یکی از نکات فیلمنامه‌ای فیلم هم اشاره کرد و گفت: در مرحله فیلمنامه، نشانه‌هایی مثل کفش‌ها به‌درستی کاشته می‌شوند و می‌توانند آغازگر این تحول باشند، اما تاکید روی آنها تا پایان فیلم کم است.

او افزود: همین کم‌رنگ شدن نشانه‌ها در طول روایت، باعث می‌شود تحول پایانی شخصیت دختر بچه تا حدی ناگهانی به نظر برسد و تماشاگر به‌طور کامل برای پذیرش آن آماده نشود.

او توضیح داد: این نشانه‌ها در چند مقطع دیده می‌شوند، اما فاصله و کم‌توجهی میان آنها، از قدرت تدریجی این روند می‌کاهد.

سعید سیری کارگردان «او اینجا نیست» نیز توضیح داد: من یک دوست روانشناسی دارم که او به من مشورت داد، کودکانی که دچار تروما می‌شوند و آسیب دیده هستند یک نقطه امنی دارند، که در اینجا کفش مادر است.

محمد هرمزی نیز گفت: فیلم سعید من را یاد یکی از داستان‌های چخوف انداخت. پسری که در خانه تنهاست مادرش را از دست داده و پدری قاضی دارد که کارهای سیاسی می‌کند، به همین دلیل از کار لذت بردم.

سیری درباره نحوه اجرای انیمیشن در این فیلم گفت: چون همه چیز اینجا درباره یک کودک است و تلاش کردم همه چیز ساده باشد. در تمریناتی که با کودک داشتیم که یک هفته هم طول کشید به او گفتم بکش و انیماتور هم همان را اجرا کرد و همه چیز خیلی ساده اجرا شد.