گفتوگو با لیلی گلستان در بازدید از نمایشگاه «برای ایران»:
«برای ایران» یک نمایشگاه فوقالعاده بود / افزایش خرید نقاشی در روزهای سخت!
لیلی گلستان در بازدید از نمایشگاه «برای ایران» درباره تنفس مصنوعی هنر، گالریداری در بحران آسیبهای چند سال اخیر به بدنه هنرهای تجسمی از دوران کرونا و قطعی اینترنت تا تناقضهای شگفتانگیز رفتار جامعه ایرانی سخن گفت که در اوج بحرانها نیز دست از هنر و زندگی نمیکشد…
به گزارش اتاق خبر خانه هنرمندان ایران، نمایشگاه هنری «برای ایران» در مجموعه گالریهای خانه هنرمندان ایران برگزار شد و طی 10 روز، آثاری از هنرمندان ایرانی در رشتهها نقاشی، مجسمه، خطنقاشی و نقاشیخط به نمایش درآمد.
لیلی گلستان، گالریدار پیشکسوت و مترجم در حاشبه بازدید از این نمایشگاه با توصیف حس و حال خود از حضور دوباره در فضای نمایشگاهی آغاز کرد و گفت: امروز پس از مدتها به خانه هنرمندان آمدم و یک نمایشگاه نقاشی را تماشا کردم. دیدن این آثار به من ثابت کرد که نقاشان ما همچنان با تمام توان کار خودشان را میکنند. نمایشگاه فوقالعادهای بود و کارهای بسیار خوبی دیدم؛ اما واقعیت این است که این هنرمندان منفعت مالی چندانی از تلاش خود نمیبرند.
او با اشاره به دلایل این رکود اقتصادی افزود: در سالهای گذشته، گالریها وضعیت پایداری نداشتند؛ گاهی باز بودند و گاهی بسته. مردم یا نمیآمدند یا اصلاً از برگزاری رویدادها خبر نداشتند. بعد هم که اینترنت قطع شد و ارتباطات به طور کامل آسیب دید، این بیخبری به اوج خود رسید و در نهایت، هم گالریها ضرر سنگینی متحمل شدند و هم نقاشان آسیب جدی دیدند.
این گالریدار باسابقه با به اشتراک گذاشتن تجربه شخصی خود از مدیریت گالری در دوران بحران گفت: من شخصاً بعد از دوران کرونا، گالری فیزیکیام را بستم و کارم را به فضای آنلاین منتقل کردم. تا زمانی که اینترنت بدون مشکل کار میکرد، اوضاع بسیار خوب بود؛ اما با بستن اینترنت، واقعاً ناامید شدم و فکر کردم دیگر خبری از فعالیت و فروش نخواهد بود.
با این حال، گلستان به ویژگی عجیبی در جامعه ایران اشاره میکند و توضیح میدهد که این شگفتی گاهی او را شگفتزده و گاهی عصبانی میکند. او در اینباره میگوید: این مملکت، مملکت عجیبی است و آدمهایش هم عجیب هستند. در شرایطی که هیچ اینترنتی نبود، ما همچنان کار میفروختیم و این برای خود ما هم مایه شگفتی است. گاهی اوقات حتی عصبانی میشوم و با خودم میگویم چطور ممکن است در شرایطی شبیه به جنگ، مردم باز هم نقاشی بخرند؟ این نشانه چیست؟
او در تشریح بازار خرید و فروش آثار در این روزها توضیح داد: طبیعی است که این روزها کارهای متوسط با برچسبهای خیلی گرانقیمت خریدار چندانی ندارند؛ اما در مقابل، خریداران حرفهای کارهای بسیار گرانقیمت را سفارش میدهند؛ مثلاً اثر درجهیک از سهراب سپهری میخواهند، ما برایشان پیدا میکنیم و میفروشیم. از طرف دیگر، استقبال مردم عادی هم باورنکردنی است. اگر به شما بگویم من همین دیروز ۲۰ اثر فروختم، شاید هیچکس باور نکند؛ اما این یک واقعیت است. کارهایی با کف قیمت ۵ میلیون و سقف ۱۵ میلیون تومان فروختم. این ارقام برای یک نقاشی، قیمت بسیار پایینی است، اما مردم میخرند؛ برای اینکه دلشان خوش شود، حالشان خوب شود یا هر دلیل دیگری که دارند. هرچند در تحلیل نهایی، کل سیستم دچار ضرر شده است؛ بحران، جنگ و ناآرامی یعنی ضرر و کار دیگری هم نمیشود کرد.
گلستان در پاسخ به این پرسش که خرید آثار هنری در این شرایط سخت نشاندهنده کدام جنبه از هنر است؛ زنده بودن، پویایی یا تسلیبخشی آن؟ گفت: این رفتار نشان میدهد که ایرانی جماعت هر کاری میکند تا زنده بماند و حال خودش را خوب نگه دارد. الان شما به کافهها و رستورانها نگاه کنید؛ همه پر هستند. مردم در خانهها مهمانی میدهند و به دید و بازدید میروند، حتی در شرایطی که فضا بحرانی است. کسانی که خارج از ایران هستند فکر میکنند ما در چه سیاهی، بدبختی و قحطی شدیدی زندگی میکنیم؛ اما وقتی به آنها میگوییم که دیشب مهمان داشتیم یا فلان رستوران و تئاتر رفتیم، باور نمیکنند. ما همه این کارها را انجام میدهیم. ایرانی جماعت واقعاً ملت غریبی است و به نظرم این ویژگی در بخشهایی، بسیار خوب و ارزشمند است.
این گالریدار پیشکسوت در پایان، درباره اقتصاد گالریها و آسیبهای ناشی از ورود و خروج ناگهانی بودجههای کلان دولتی یا سازمانی به چرخه اقتصاد هنر گفت: بحث اقتصاد هنر و بقای گالریها بسیار حیاتی است. اینکه چندین گالری همزمان فعال باشند و کارها به فروش برسد اتفاق خوبی است، اما ورود ناگهانی و بدون برنامهریزی سرمایهها و بودجههای موقت به این چرخه و سپس خروج زودهنگام آنها، میتواند ضربهای مهلک به ثبات بازار هنر بزند و تعادل طبیعی عرضه و تقاضا را میان هنرمند، گالریدار و خریدار واقعی مخدوش کند.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانه هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید