برنامه ششصد و پنجاهم سینماتک خانه هنرمندان ایران

فرار از ساختارهای پوسیده در «یک عاشقانه اداری»

فیلم سینمایی «یک عاشقانه اداری» (۱۹۷۷) ساخته الدار‌ ریازانف ساعت ۱۷ دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و پنجاهم سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد و پس از نمایش این فیلم ۱۴۰ دقیقه‌ای با زیرنویس فارسی، نشست نقد و بررسی آن با حضور محسن خیمه‌دوز (منتقد سینما) برگزار شد.
به گزارش اتاق خبر خانه هنرمندان ایران، محسن خیمه‌دوز، منتقد سینما، در جلسه نقد و بررسی فیلم «یک عاشقانه اداری» ساخته الدار ریازانف، گفت: این فیلم نمونه‌ای برجسته از سینمای اجتماعی دهه هفتاد شوروی است که با ظرافت و طنز، روابط انسانی و بروکراسی اداری را به تصویر می‌کشد.
او ادامه داد: الدار ریازانف توانسته است با روایت ساده و شخصیت‌پردازی دقیق، دنیای اداری را نه تنها خسته‌کننده، بلکه پر از لحظات کوچک شادی و تأمل نشان دهد.
این منتقد سینما بیان کرد: فیلم، در عین حال که یک داستان عاشقانه را روایت می‌کند، نقدی لطیف بر ساختارهای خشک و رسمی اداری نیز ارائه می‌دهد و همین تضاد، جذابیت اصلی اثر است. یکی از نکات جالب، استفاده هوشمندانه ریازانف از فضای کار و جزئیات روزمره است که نه تنها شخصیت‌ها را باورپذیر می‌کند، بلکه مخاطب را به تفکر درباره روابط انسانی و عشق در محیط‌های رسمی دعوت می‌کند.
او در ادامه گفت: تماشای فیلم «یک عاشقانه اداری» تجربه‌ای دلنشین است؛ فیلمی که هم خنده‌آور و هم آموزنده است و هنوز پس از سال‌ها، حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد.
خیمه‌دوز ادامه داد: این فیلم تضادی ظریف میان سردی و خشکی محیط اداری و بافت درون‌جنسی شخصیت‌ها ایجاد می‌کند. طنز فیلم بیشتر از طریق مد لباس، طراحی چهره و رفتارهای کوچک شخصیت‌ها منتقل می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه روابط عاطفی افراد با وظایف خشک اداری گره خورده است.
او ادامه داد: در شخصیت زن فیلم، شاهد هستیم که او هنوز به همکلاسی قدیمی‌اش که حالا معاون اداره شده علاقه‌مند است، در حالی که رابطه‌اش با مدیر اداره و مسیر ارتقای شغلی خودش هم در جریان است. این تضاد میان زندگی حرفه‌ای و عاطفی، یک چالش درونی ایجاد می‌کند و در عین حال طنزی رفتاری و تصویری به وجود می‌آورد.
این منتقد سینما بیان کرد: یکی از نکات جالب فیلم این است که طنز الزاماً از طریق نگاه شخصیت‌ها به ما منتقل نمی‌شود، بلکه دیدگاه سوم شخص مخاطب است که آن را دریافت می‌کند. برای مثال، وقتی خرابکاری یک همکار موجب می‌شود مدیر احساس کند «رو دست خورده» و کارمند به ظاهر ابراز علاقه می‌کند تا ارتقای شغلی بگیرد، ما از بیرون صحنه، طنز ماجرا را می‌بینیم.
خیمه‌دوز افزود: فیلم با ویژگی‌های خاص کاراکترها حماقت، تنهایی، پوچی زندگی، خرابکاری‌ها و قابلیت‌های هر کدام، لایه‌ای عمیق از طنز و واقعیت را نشان می‌دهد و نهایتاً به پیروزی عاطفی زن و مرد ختم می‌شود. این پیروزی نه از دل ساختار اداری بلکه با عبور از آن و رهایی در فضای آزاد اتفاق می‌افتد.
او ادامه داد: لایه‌های زیرین فیلم هم شامل طنز سیاسی است. ریازانف به نقد ساختار بسته شوروی دهه ۷۰ و ۸۰ می‌پردازد. یک شوخی معروف آن زمان بود که یک آمریکایی و یک روسی درباره دموکراسی صحبت می‌کنند و هرکدام سعی دارند خود را بهتر نشان دهند. همین لایه‌های ظریف فیلم، نشان‌دهنده سردی و درهم‌ریختگی جامعه و محدودیت‌هایی است که مردم حتی در حق عاشق شدن داشتند.
این منتقد سینما بیان کرد: فیلم نشان می‌دهد که برای رسیدن به عشق و زندگی آزاد، باید از ساختارهای پوسیده فرار کرد؛ زن و مرد زمانی به هم می‌رسند که از اداره خارج می‌شوند، قوانین و کاغذها را کنار می‌گذارند و وارد فضای باز و آزاد جامعه می‌شوند. طنز فیلم در ترکیب این آزادی با محدودیت‌های اداری و رفتارهای انسانی نمایان می‌شود و تجربه‌ای هم‌زمان خنده‌آور و آموزنده ارائه می‌دهد.
محسن خیمه‌دوز، منتقد سینما، در پایان جلسه گفت: فیلم خیلی ماندگار شد و مخاطبین خوبی داشت. اگر بخواهیم مشابه‌هایی در سینمای ایران مثال بزنیم، می‌توان به «اجاره‌نشین‌ها» ساخته داریوش مهرجویی اشاره کرد که فقط یک قسمت آن ساخته شد و دنباله‌ای نداشت، و همچنین سریال «دایی جان ناپلئون» از ناصر تقوایی. بعد از این آثار، در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، طنزهای مربوط به جنگ هم ساخته شد که جنبه سیاسی داشت، اما آن قدرت و تأثیرگذاری آثار پیشین را نداشتند، زیرا ساختن طنز سیاسی کار دشواری است.