گزارش نشست تخصصی «بزرگان فرهنگ ایران در ادبیات کودک و نوجوان»
دعوتی برای بازخوانیِ بزرگان فرهنگ در قامتِ کودکانه
*سهم خالی مفاخر در سبد فرهنگی کودک؛ از فقدان روایت تا بیتوجهی رسانهها

نشست تخصصی «بزرگان فرهنگ ایران در ادبیات کودک و نوجوان» از سلسله نشستهای تخصصی آیین مهرماه دیار خراسان «جایزهی آینهدار دوران»، عصر پنجشنبه یکم مرداد ۱۴۰۵ در سالن استاد امیرخانی خانهی هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای نشست عباس دعایی، دبیر رویداد «آینهدار دوران»، با اشاره به برنامههای این رویداد فرهنگی گفت: برای بزرگداشت بزرگان خراسان، در برنامهای با عنوان «از روز تا زادروز فردوسی» رویدادی به نام «آیین مهرماه» با این هدف درنظر گرفته شده است. به گفته او، در این رویداد تلاش میشود با بهرهگیری از زبان هنر، برخی از اساتید دیار خراسان معرفی شوند.
او افزود: یکی از بخشهای مهم این برنامه، برای آشنایی با آثار اساتید هنر تصویرگری است که این رویداد با همکاری انجمن تصویرگران، برای اشعار استاد شفیعی کدکنی با نام “اگر میشد صدا را دید” است و اطلاعرسانی آن از طریق صفحات اینستاگرام و رسمی رویداد و انجمن تصویرگران از امروز آغاز شده و در کانال تلگلرام رویداد با نام همان صفحه رویداد «Mirror-Award» منتشر شده است.
دعایی ادامه داد: این بخش با برنامههای دیگر که اطلاع رسانی شده در رویداد آیین مهرماه و با برنامه نقاشی خط تا زادروز استاد شجریان دنبال میشود. به گفته او، بخش کودک و نوجوان نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است و برگزارکنندگان تلاش کردهاند از این ظرفیت به بهترین شکل استفاده کنند.
دبیر رویداد «آینهدار دوران» در پایان گفت: برای برگزاری این برنامه، از فعالان شناخته شده حوزه کتاب کودک درخواست شد همراه باشند تا از فضای این نشست برای معرفی برخی دیگر از چهره های فرهنگی دیار خراسان نیز استفاده شود. او ابراز امیدواری کرد که مجموعهداران و حامیان فرهنگی نیز در حد توان از این رویدادها در پیشبرد اهداف آن حمایت کنند.

ادبیات کودک جای تحمیل و سفارش نیست
سیدعلی کاشفی خوانساری با تاکید بر اینکه ادبیات کودک و نوجوان نباید حامل نگاه دستوری یا تحمیلی باشد، گفت: اگر قرار است شخصیتی به کودکان معرفی شود، این معرفی باید بر پایه نیاز، علاقه و خواست خود بچهها باشد، نه صرفا به دلیل اهمیت تاریخی، ایدئولوژیک یا جایگاه بیرونی آن شخصیت.
او افزود: ما برای کودکان، ضرورتی نمیبینیم که حتما با زندگی هر شخصیت بزرگ تاریخی، سیاسی یا مذهبی آشنا شوند. بزرگی یک شخصیت بهخودیخود دلیلی نیست که شناخت او برای کودک الزامآور باشد. آنچه در ادبیات کودک اهمیت دارد، جذابیت، تناسب با دنیای کودک و پاسخگویی به سلیقه و نیاز اوست.
این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان ادامه داد: اگر آشنایی با یک شخصیت برای کودکان مفید، شیرین و خواستنی باشد، میتوان آن را معرفی کرد؛ اما اگر اثری بدون توجه به جهان کودک و صرفا بر اساس نگاه دستوری نهادها یا سلیقه بزرگسالان تولید شود، از سوی بچهها پس زده خواهد شد.
کاشفی خوانساری همچنین با اشاره به سابقه اینگونه تجربهها در تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران گفت: شاید رد نخستین تلاشها برای معرفی شخصیتها به کودکان را بتوان حتی در سالهای پیش از مشروطه جستوجو کرد. او به اثری از میرزا عبدالرحیم طالبوف اشاره کرد که به معرفی پیامبر اسلام برای کودکان و نوجوانان، نخبه سپهری، اختصاص داشته و در استانبول چاپ شده است.
سیدعلی کاشفی خوانساری در ادامه سخنان خود، با اشاره به پیشینه معرفی شخصیتها و متون ادبی به کودکان و نوجوانان در ایران گفت: در این زمینه نمونههایی در دورههای گذشته دیده میشود؛ از جمله محمود مفتاحالملک که در کتاب «خلاصهالتواریخ» با گزیدهای از شاهنامه فردوسی، تلاش کرده این اثر را به زبانی قابل فهم برای کودکان ارائه کند.
او افزود: همچنین شیخ محمدعلی کاتوزیان تهرانی نیز با انتشار سه جلد کتاب با نام اخلاق اساسی، منتخبی از متون کهن فارسی را برای کودکان فراهم کرده و آثاری از جمله گزیدههایی از «گلستان» را در دسترس مخاطبان کودک و نوجوان قرار داده است.
کاشفی خوانساری با بیان اینکه فعالیت مجموعه «آینهدار دوران» بر معرفی چهرههای معاصر متمرکز است، ادامه داد: اگر بخواهیم به نخستین تلاشها برای بازنمایی چهرههای معاصر در ادبیات کودک و نوجوان اشاره کنیم، به نظر میرسد یکی از نمونههای قابل توجه، باز هم به میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی بازمیگردد؛ نویسندهای که در زمان حیات خود در یک کتاب داستانی حضور یافت که در رمان سیاحت نامه ابراهیم بیگ نوشته زین العابدین مراغهای در دوره مظفرالدین شاه قاجار به این نویسنده به عنوان شخصیتی داستانی پرداخته شده و حضور دارد.
او در پایان، با اشاره به اهمیت پرداختن به بزرگان فرهنگ و هنر در ادبیات کودک و نوجوان، از حاضران برای مشارکت در بحث دعوت کرد و گفت: حضور نویسندگان و پژوهشگران در این نشست مغتنم است و امیدوارم این گفتوگو با مشارکت جمعی ادامه پیدا کند.
وی همچنین از نویسندگان پیشکسوت و مهمانان حاضر در جلسه قدردانی کرد.
ادبیات کودک حاصل رنج و کوشش نسلهای پیشین است
پروین پناهی، نویسنده و پژوهشگر، در سخنانی با اشاره به پیشینه ادبیات کودک و نوجوان گفت: کسانی که در آغاز راه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کردند، دشواریهای بسیاری را پشت سر گذاشتند تا امروز بتوان درباره این حوزه با جدیت و آگاهی سخن گفت. به گفته او، یادآوری تلاشهای پیشگامان این عرصه، مسئولیتی است که بر دوش فعالان امروز قرار دارد.
او افزود: از عمر ادبیات کودک و نوجوان به معنای امروزی آن، حدود یک قرن تا کمی بیشتر میگذرد؛ هرچند تعیین تاریخی دقیق برای آغاز آن ممکن نیست. پناهی تاکید کرد: اگرچه میتوان زمان مکتوب شدن برخی آثار را مشخص کرد، اما نمیتوان با قطعیت گفت نخستین لالایی یا نخستین قصهای که مادری برای فرزندش گفته، به چه زمانی بازمیگردد.
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: ریشههای ادبیات کودک را باید در دوره باستان جستوجو کرد؛ در لالاییها، قصههای شفاهی، روایتهایی که پدران و مادران برای فرزندان خود نقل میکردند و حتی در نخستین نقاشیها و نشانههایی که از انسانهای اولیه بر جای مانده است.
پناهی بخش دیگری از این سیر تاریخی را به ظهور داستانهای مذهبی اختصاص داد و گفت: روایتهای دینی نیز زمانی که به زبان سادهتر برای کودکان بازگو میشوند، در شمار منابع موثر ادبیات کودک قرار میگیرند و در انتقال مفاهیم به نسلهای مختلف نقش دارند.
او با تاکید بر اهمیت ثبت و مکتوب کردن فعالیتهای فرهنگی افزود: یکی از مهمترین مراحل در تاریخ ادبیات کودک، گذار از روایت شفاهی به ادبیات مکتوب است. به گفته پناهی، بسیاری از فعالیتها و تجربههای ارزشمند اگر ثبت نشوند، برای آیندگان قابل استفاده نخواهند بود.
این پژوهشگر در ادامه به شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از مهمترین نمونههای ادبیات مکتوب ایران اشاره کرد و گفت: هرچند بسیاری از اسطورهها و روایتها پیش از فردوسی نیز وجود داشتهاند، اما شاهنامه جایگاهی استوار به این میراث بخشیده و سبب شده هویت اسطورهای و روایی ایران به شکلی ماندگار ثبت شود.
پناهی همچنین با اشاره به تحولات دوره معاصر گفت: در شکلگیری و رشد ادبیات کودک و نوجوان در دوران جدید، بهویژه از دهههای ۴۰ و ۵۰ به بعد، تاسیس مدارس و نهادهای آموزشی نقشی اساسی داشته است. او در این میان از تلاشهای امیرکبیر و تاسیس دارالفنون به عنوان یکی از نقاط مهم در مسیر گسترش آموزش و تولید متون تربیتی و درسی یاد کرد.
پروین پناهی در ادامه با اشاره به دورهبندی ادبیات کودک و نوجوان در ایران گفت: یک دوره مهم، به عصر مشروطه بازمیگردد و دوره دیگر از سال ۱۳۲۰ به بعد آغاز میشود؛ دورهای که میتوان آن را زمان شکلگیری جدی و مکتوب ادبیات مدرن کودک در ایران دانست.
او افزود: در دوره مشروطه، با چاپ کتابها و نشریات ویژه کودکان، ادبیات کودک وارد مرحلهای تازه شد. در این دوران، مفاهیمی چون میهن، بهداشت، علمآموزی و رفتار اجتماعی به شکلی مستقیم به کودکان آموزش داده میشد. پناهی از عباس یمینی شریف، جبار باغچهبان و فضلالله صبحی به عنوان برخی از چهرههای اثرگذار این دوره نام برد و گفت: زبان آثار این دوره ساده، مستقیم و آشکارا آموزشی بود.
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: از سال ۱۳۲۰ به بعد، نگاه به کودک تغییر کرد و کودک به عنوان مخاطبی مستقل با نیازها و ویژگیهای خاص خود شناخته شد. به گفته او، پیش از آن کودک بیشتر همچون «بزرگسال کوچک» دیده میشد، اما از این دوره به بعد، به تدریج توجه به دنیای کودک، تخیل، آفرینش ادبی و نیازهای ویژه او پررنگتر شد.
پناهی با اشاره به تحولات این دوره گفت: در فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۴، نشریاتی مانند «کیهان بچهها» و «پیک» و نیز فعالیت ناشران و نویسندگانی چون مهدی آذریزدی، نقشی مهم در رشد ادبیات کودک داشتند. او افزود: بازآفرینی داستانهای کلاسیک ایرانی و افسانهها در این سالها از جریانهای مهم و اثرگذار به شمار میرفت.
او همچنین تاسیس شورای کتاب کودک را یکی از نقاط عطف تاریخ ادبیات کودک ایران دانست و گفت: این نهاد به همت توران میرهادی شکل گرفت و تاثیری عمیق بر جریان ادبیات کودک و نوجوان گذاشت، تا آنجا که میتوان از ادبیات کودک پیش و پس از شورای کتاب کودک سخن گفت.
پناهی در ادامه، از دورهای طلایی در ادبیات کودک و نوجوان یاد کرد و افزود: در این دوره، چهرههایی چون نورالدین زرینکلک و مرتضی ممیز در تصویرگری و تولید آثار فرهنگی نقشآفرین بودند.
به گفته او، ویژگی مهم این دوره، اوجگیری تخیل و فاصله گرفتن از آموزش مستقیم بود؛ بهگونهای که کودکان بیش از گذشته مجال پیدا کردند با دنیای خیال و آفرینش ادبی ارتباط برقرار کنند.
او در بخش پایانی سخنانش با تاکید بر نقش چهرههای کمتر شناختهشده در پیشبرد فرهنگ و آموزش گفت: در کنار نامهای برجسته، افراد بسیاری بودهاند که زحمت فراوان کشیدهاند اما نامشان کمتر در تاریخ ثبت شده است.
او در جمعبندی سخنان خود گفت: آنچه امروز در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به دست آمده، حاصل کوشش نسلهای بسیاری است؛ کسانی که پیش از ما راه را هموار کردند و با وجود دشواریها، امکان گفتوگو و تولید اثر برای کودکان و نوجوانان را فراهم آوردند.
آنچه خود داریم ز بیگانه تمنا میکنیم
آرش تنهایی، با اشاره به مباحث مطرحشده درباره تاریخچه و سیر پرداختن به ادبیات کودک گفت: عنوان این نشست خود میتواند موضوع یک کتاب یا پژوهش مستقل باشد؛ کتابی با محور «بزرگان فرهنگ ایران در ادبیات کودک». ادامه دادن این مسیر از سوی پژوهشگران و نویسندگانی چون سیدعلی کاشفی خوانساری میتواند بسیار راهگشا باشد.
در یکی از گفتوگوها، کتابی درباره آموزش و مدارس ایران مطرح شده بود و او با شگفتی دیده که برخی مخاطبان حتی از حضور نویسنده آن در ایران آگاه نبودند. او این موضوع را نشانهای از فاصله میان آثار ارزشمند و مخاطبان واقعی دانست و تاکید کرد: کنار هم قرار گرفتن تجربهها و تخصصهای مختلف میتواند به شناخت بهتر این حوزه کمک کند.
این نویسنده و طراح گرافیک ، همچنین با اشاره به نقش تصویرگران و گرافیستها در کتاب کودک گفت: در دورهای که عضو هیاتمدیره انجمن طراحان گرافیک بوده، از نزدیک دیده است که هنرمندان حوزه تصویر چه خدمات مهمی به کتاب کودک کردهاند؛ خدماتی که به گفته او همسنگ کار نویسندگان است.
او از چهرههایی مانند نورالدین زرینکلک و پرویز کلانتری ، ژانت میخائیلی ، مرتضی ممیز به عنوان هنرمندانی یاد کرد که حضورشان در این حوزه تأثیری ماندگار داشته است.
آرش تنهایی در بخش دیگری از سخنانش، «هویت فرهنگی» و «برندینگ فرهنگی» را از مهمترین موضوعاتی دانست که میتوان در چنین نشستهایی به آن پرداخت وگفت: وقتی درباره انتشار کتاب یا مجلهای درباره چهرههایی مانند رشدیه، باغچهبان و میرهادی صحبت میکنیم، باید بپرسیم هدف از این کار چیست و چه چیزی قرار است به نسل جدید منتقل شود.
او برای توضیح این دغدغه، به یک تجربه خانوادگی اشاره کرد و گفت: در گفتوگویی از یک نوجوان ۱۲ ساله پرسیده شد که چه خواننده ایرانی را میشناسد؛ و پاسخ او نامهایی بود که نشان میداد چهرههای شاخص فرهنگ و هنر ایران چندان به نسل جدید معرفی نشدهاند. به گفته تنهایی، این مسئله نشان میدهد که انتقال درست هویت فرهنگی به کودکان و نوجوانان هنوز یک ضرورت جدی است.
آرش تنهایی در ادامه سخنانش با تاکید بر اهمیت «برندینگ فرهنگی» گفت: کاری که ما برای چهرههای شاخص فرهنگ ایران انجام دادهایم نیز هنوز کافی نبوده است.
او افزود: وقتی چنین روایتهایی از طریق کتاب، فیلم و تولیدات فرهنگی شکل میگیرد، حتی یک کودک هم میتواند با این شخصیتها ارتباط بگیرد و آنها را بهصورت عمیق بشناسد. تنهایی گفت: خود او نیز بارها به این فکر کرده که با چه سازوکاری با مشاهیر فرهنگی آشنا شده و کدام شخصیتها بهدرستی برای جامعه معرفی شدهاند.
این ناشر با اشاره به تجربهای درباره تختی گفت: سالها پیش نمایشگاهی درباره تختی طراحی و اجرا کرده که در آن نوشتهها، عکسها، نقاشیها و آثار هنرمندان مختلف درباره او گردآوری شده بود. او افزود: علاقهاش به تختی از قصههایی آغاز شد که پدرش در کودکی برایش تعریف میکرد؛ قصههایی که بیشتر بر شخصیت تختی تکیه داشت.
تنهایی همچنین با طرح این پرسش که چرا باید بسیاری از چهرههای جهانی را بشناسیم اما از بزرگان خودمان بیخبر بمانیم، گفت: در فرهنگ ما نامهایی وجود دارند که حتی در میان دانشجویان هنر و مجسمهسازی هم چندان شناختهشده نیستند. او به «لیلیت تریان» به عنوان نخستین زن مجسمهساز ایران اشاره کرد و افزود که نبود منابع آموزشی و تاریخی در حوزههایی مانند مجسمهسازی و گرافیک، یکی از دلایل این ناآشنایی است.
او با انتقاد از کمکاری نهادهای رسمی در این زمینه گفت: بسیاری از این پروژهها با تلاش شخصی او و همکارانش پیش رفته و هیچ مؤسسه یا بنیاد دولتی برای حمایت از آنها پیشقدم نشده است. تنهایی همچنین به دشواریهای دریافت مجوز برای برخی کتابها اشاره کرد و گفت همین موانع، راه معرفی درست مشاهیر فرهنگی را سختتر کرده است.
این ناشر در ادامه با مثال آوردن از شجریان و همایون شجریان گفت: بسیاری از کودکان و نوجوانان تنها نام همایون را شنیدهاند و شجریان را از طریق او میشناسند، نه از مسیر یک معرفی فرهنگی درست و مستقل.
او همین مسئله را درباره علی دایی نیز مطرح کرد و گفت بسیاری از بچهها این چهره ملی را نمیشناسند، در حالی که نام او باید بخشی از حافظه فرهنگی نسل جدید باشد.
تنهایی در پایان با اشاره به نفوذ و برتری روایتهای بیرونی در ذهن کودکان گفت: استعمار فرهنگی باعث شده ما آنچه را خود داریم از بیگانه طلب کنیم.
بزرگان ما باید با استانداردهای امروز بازآفرینی شوند
جمشید حقیقتشناس در ادامه نشست با اشاره به نگاه اقتصادی به سینمای کودک گفت: سینما وقتی برای کودک ساخته میشود، فقط مخاطب کودک ندارد؛ چون کودک بهتنهایی به سالن نمیآید و خانواده را هم با خود همراه میکند. به همین دلیل، از نظر سرمایهگذاری و فروش، این حوزه همواره جذاب بوده و همین نگاه اقتصادی باعث شده بهتدریج بازارهای جداگانهای برای کودک شکل بگیرد.
او افزود: در گذشته، تجربهها و دانش بزرگترها از طریق روایتهای خانوادگی و شفاهی به کودکان منتقل میشد، اما امروز برای بچهها لباس، مدرسه، اسباببازی و حتی سرگرمیهای جداگانه ساخته میشود؛ بخشی از این تفکیک از نیازهای اقتصادی و تولید انبوه آمده است.
حقیقتشناس با طرح این پرسش که چرا با وجود این همه ظرفیت فرهنگی، هنوز آثار کافی و استانداردی برای معرفی بزرگان خودمان به کودکان نداریم، گفت: ما شخصیتها و روایتهای ارزشمندی داریم، اما بسیاری از آنها در قالبی مناسب و امروزی عرضه نشدهاند. به اعتقاد او، داشتن میراث فرهنگی بهتنهایی کافی نیست و این میراث باید در ظرفی متناسب با استانداردهای امروز و نیاز مخاطب کودک ارائه شود.
او تأکید کرد: تاریخ و فرهنگ ایران، زبان تصویری و بیانی ویژهای برای انتقال فکر و تجربه داشته است، اما برای ارتباط با کودک امروز باید این زبان را بازآفرینی کرد و با استانداردهای معاصر، روایت مناسب و کیفیت بصری دقیق به نسل جدید رساند.
جمشید حقیقتشناس با نگاهی آسیبشناسانه به سیر تطور زبان و فرهنگ در تاریخ ایران، گفت: در هر دورهای، زبان و تلقی ما از جهان دستخوش تغییر و تحول بوده است؛ از دوران ایران باستان و زبان پهلوی تا گذار به زبان دری و بهرهگیری از خط و فرهنگ عربی، همواره شاهد نوعی بازتولید فرهنگی بودهایم.
او «دوران ترجمه» را یکی از نقاط عطف تاریخ فرهنگ ایران دانست و تأکید کرد: این دوره، فرصتی برای رسیدن به استانداردهای جهانی در پالایش علم و فرهنگ بود. بزرگانی چون فردوسی و ابنسینا در عرصههای مختلف، از موسیقی گرفته تا معماری، در بستری از این تعاملات جهانی بالیدند. به اعتقاد حقیقتشناس، دوران مشروطه نیز شباهتهای بسیاری به آن عصر ترجمه دارد؛ چرا که تلاش برای استانداردسازی و انطباق پیشینه فرهنگی با معیارهای مدرن، یکی از دغدغههای اصلی آن دوره بود.
این هنرمند درباره تأثیر این تطبیقها بر هنرهای تجسمی امروز گفت: زمانی که ما در هنرهای تجسمی به گرتهبرداری از آثار نقاشان غرب روی آوردیم، هدف تنها کپیبرداری نبود؛ بلکه مسیری بود تا بتوانیم آن زبان هنری را درک کنیم. امروز که به آن تجربهها نگاه میکنیم، میبینیم هنر معاصر ما در حال تغییر است؛ تغییری که تنها در فرم و ظاهر خلاصه نمیشود، بلکه به ما این امکان را میدهد که با زبانی جهانی درباره مسائل بومی و دغدغههای خود سخن بگوییم.
حقیقتشناس با تأکید بر لزوم صبر در رسیدن به دستاوردهای بزرگ فرهنگی، افزود: نباید انتظار داشت این تغییرات یکشبه به نتیجه برسند. ما باید این روند را بپذیریم و باور داشته باشیم که در حال حرکت به سمت بازآفرینی پیشینه خود در قالبی نوین هستیم؛ همانگونه که در قرون گذشته، میراث یونان و مصر باستان به بدنه تمدن اسلامی وارد شد و جان تازهای گرفت.
او در پایان نقش تکنولوژی را در کاهش شکافهای تاریخی تعیینکننده دانست و گفت: عصر جدید تکنولوژی به ما کمک میکند که فاصله زمانی و مکانی را کوتاه کنیم و با درک واقعیتهای نوین، راهی برای بازسازی و ارائه شایسته میراث فرهنگیمان در عرصه هنرهای تجسمی و دانش پیدا کنیم.
همچنین خانم مریم اسلامی معاون ادبی آفرینش های کانون پرورش فکری کوکان و نوجوانان به تلاشی آن مجموعه در این راه با انتشار بیشاز ده جلد از مجموعه نامداران اشاره کرد و به فعالیتی که برای معرفی یکی از شاعران معاصر آن دیار با حمایت فرزند مرحوم قدسی از خراسان انجام شده اشاره داشته و به مسائل موجود در حوزه نویسندگی کتاب کودک پرداخت.
تنهایی در پایان با اشاره به نفوذ و برتری روایتهای بیرونی در ذهن کودکان گفت: استعمار فرهنگی باعث شده ما آنچه را خود داریم از بیگانه طلب کنیم.

در این نشست، مریم اسلامی معاون ادبی آفرینش های کانون پرورش فکری کوکان و نوجوانان به تلاشی آن مجموعه در این راه با انتشار بیشاز ده جلد از مجموعه نامداران اشاره کرد و به فعالیتی که برای معرفی یکی از شاعران معاصر آن دیار با حمایت فرزند مرحوم قدسی از خراسان انجام شده اشاره داشته و به مسائل موجود در حوزه نویسندگی کتاب کودک پرداخت.
در ادامه دیگر شرکت کنندگان در صحبتهای خود به بررسی این حوزه پرداختند و مریم شاهمرادی از اهالی رسانه حوزه کودک نیز دغدغههای این بخش را مطرح کرد. همچنین مهتاب شریفی نویسنده کتاب کودک و سید علی محمد رفیعی پیشکسوت این حوزه پاسخیهایی درباره دغدغههای مطرح شده بیان و تاکید کردند حضور فعالان مختلف در کنار هم در این حوزه میتواند باعث پیشرفت در این راه شود و مسائلی مانند شناخت زبان کودک را برای بهتر شدن کارها روشنتر سازد.
همچنین مسائلی مانند کمداشتهای این حوزه برای کودکان نابینا مطرح شد.
باید ریشههای فرهنگی را برای نسل نو زنده کنیم
علیرضا تابش، مدیر فرهنگی در بخشی از این نشست، با اشاره به اهمیت راهبردی معرفی بزرگان فرهنگ به نسل نو، تلاشهای گروه برگزارکننده رویداد «آینهدار دوران» را ستود و گفت: عنوان این نشست، موضوعی بسیار کلیدی است؛ چرا که معرفی چهرههای برجسته فرهنگی کشور در قالبهای متنوع و هنری، ضرورتی انکارناپذیر برای نسل امروز است.
او با یادآوری تجربه موفق سال گذشته برای تصویرگری آثار استاد باستانی پاریزی و حضور گروهی از هنرمندان در کرمان برای رویداد گذشته «آینهدار دوران»، و بازتابهای فرهنگی آن، این حرکت را ارزشمند دانست و افزود: هدفی که این مجموعه برای دوره جدید و تمرکز بر آثار و نوشتههای بزرگان در پیش گرفته، بسیار هوشمندانه است.
تابش پیشنهاد داد: بهتر است با بهرهگیری از ظرفیت انجمنهای تخصصی، اطلاعرسانی گستردهتری صورت گیرد تا هنرمندان بیشتری در سراسر کشور از این فراخوان مطلع شوند.
او ابراز امیدواری کرد این اقدام به خلق آثار هنری جدید و خلاقانهای از سوی خوانندگان و علاقهمندان به آثار بزرگان منجر شود.
این مدیر فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش با تجلیل از سیدعلی کاشفیخوانساری، او را یکی از چهرههای نجیب و فرهیخته ادبیات ایران دانست که در چهار دهه گذشته با متانت و پیوستگی، مسیر پرفراز و نشیب این حوزه را پیموده است. تابش همچنین انتشار مجله «شهرزاد» را میراثی ارزشمند دانست که متأسفانه در هیاهوی رسانهای امروز، آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته است
او در پایان ضمن قدردانی از نویسندگان و منتقدان حاضر در جلسه، تأکید کرد: امیدوارم روزی فرا برسد که رسانههای رسمی از جمله صداوسیما و همچنین متولیان تدوین کتابهای درسی، قدر بزرگان فرهنگ کشور را بیش از پیش بدانند و با تولید آثار متنوع، جذاب و خلاقانه، ریشههای فرهنگی ایران را در ذهن نسل جدید زنده نگه دارند.
در پایان به پاس حمایتهای علیرضا تابش، نشان «آینهدار دوران» توسط علی کاشفیخوانساری به وی اهدا شد و در انتها، جهت سپاس از حضور تمامی فعالان این حوزه، یک عکس دستجمعی به یادگار در کنار پوستر برنامه گرفته شد.


دیدگاه خود را بنویسید