گفتوگو با حسین محسنی، مدیر آرتفر تهران
تهران در تراز جهانی؛ تحلیل جایگاه بازار هنر ایران در برابر مدل امارات
بخش نمایشگاهی «دور از دید» از رویداد «ماه هنر تهران» این روزها بهطور همزمان در شش گالری خانهی هنرمندان ایران یعنی گالریهای بهار، پاییز، زمستان، استاد نامی، استاد ممیز و استاد میرمیران در حال برگزاری است. این رویداد در پی ایجاد پیوندی نو میان بدنه شهری، گردشگری فرهنگی و بازار هنرهای تجسمی است. برای واکاوی اهداف، سازوکار کیوریتوری و چشمانداز این رویداد، با حسین محسنی، مدیر آرتفر تهران به گفتوگو نشستیم که میخوانید.
درباره پیشینه و شکلگیری رویداد «ماه هنر تهران» بفرمایید.
نخستین دورهٔ آرتفر تهران با محوریت «کاغذ» شکل گرفت و این دوره با یک فستیوال گستردهٔ شهری تحت عنوان «ماه هنر تهران» فعالیت خود را آغاز کرد. این رویداد در مقیاس شهری طراحی شده و هماکنون حدود ۳۰۰ رویداد هنری در ۱۰۰ نقطهٔ مختلف پایتخت در قالب این فستیوال در حال برگزاری است.
در بخش نمایشگاهی خانهٔ هنرمندان ایران و این شش گالری، در مجموع چه تعداد اثر و از چند هنرمند به نمایش درآمده است؟
این بخش با کیوریتوری بهرنگ صمدزادگان شکل گرفت. هدف اصلی این بود که مجموعهای از آثار هنرمندان گردآوری شود که در نهایت به گردآمدن نزدیک به ۶۰ اثر انجامید. این آثار از مدیومهای متنوع هنری — از جمله ویدیوآرت، چیدمان، نقاشی و هنرهای تجسمی — انتخاب شدهاند و تلاش بر این بوده تا منتخبی جامع و کیوریتشده از آثار هنرمندان نسل جدید پیش روی مخاطبان قرار گیرد.
اساساً رویکرد «آرتفر» و نسبت آن با رویدادی مانند «ماه هنر تهران» چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟
ما با دو مفهوم مواجهیم؛ یکی ساختار کلاسیک «آرتفر» است که معمولاً توسط گالریها و با رویکرد پروجکتمحور، بازاریابی، شبکهسازی و فروش آثار برگزار میشود تا هر گالری فضایی فشرده و متمرکز برای ارائه داشته باشد. اما رویدادی در قوارهٔ «ماه هنر تهران» با هدفی فراتر یعنی توسعهٔ «گردشگری فرهنگی و هنری» و درگیر کردن عموم جامعه طراحی شده است؛ الگویی که در فستیوالهای معتبر شهری در جهان نیز نمونههای بارزی دارد. هدف این است که شهر و شهروندان در یک بازهٔ زمانی مشخص، مواجههای مستقیمتر و ملموستر با هنرهای تجسمی داشته باشند تا از این مسیر، مخاطب عام به یک «مخاطب بالقوه و آگاه» برای هنر بدل شود.
تنوع آثار حاضر در این نمایشگاه بسیار بالاست؛ از کارهای انتزاعی و عکس گرفته تا آثاری که با متریالهای نامتعارفی چون کیسهٔ زباله خلق شدهاند. این گستردگی در نگاه اول شاید نوعی آشفتگی فرمی ایجاد کند. منطق کیوریتوری و چیدمان این آثار در کنار یکدیگر چه بوده است؟
بخش اصلی نمایشگاه «ماه هنر تهران» به آقای صمدزادگان سپرده شد؛ هنرمند و مدرسی که تجارب متعددی در پروژههای کیوریتوریال و آموزشی داشتهاند. این در حالی است که سایر رویدادهای فستیوال توسط گالریها و هنرمندان در نقاط مختلف شهر سامان یافته است. دعوت از ایشان به دلیل شناخت عمیق از مدیومهای گوناگون، تسلط بر بازار هنر منطقه و رویکرد بینالمللیشان بود.
هدف ما نمایش تنوعی معنادار از مدیومها، ژانرها و رویکردهای هنرمندانی بود که نیازمند دیده شدنِ بهتر در بسترهای حرفهای، اتصال به فضاهای رزیدنسی و فرصتهای بینالمللی هستند. کارکرد اصلی «کیوریتور» دقیقاً همین است؛ چیدمان و سازماندهی حرفهای اجزایی که شاید در ظاهر کنار هم نامتجانس به نظر برسند، اما در نهایت روایتی ساختارمند، منسجم و استاندارد از هنر معاصر را خلق میکنند.
آیا برنامهای برای انتقال یا بازتولید این رویداد در سایر شهرهای کشور وجود دارد؟
خیر؛ «ماه هنر تهران» ذاتاً یک فستیوال متمرکز بر تهران است، چرا که هستهٔ اصلی و جریان پرتوان بازار هنرهای تجسمی کشور در حال حاضر در پایتخت متمرکز است. البته این بدان معنا نیست که سایر شهرها ظرفیت ندارند، اما ایجاد بازار هنر در استانهای دیگر سازوکار و پروژه متفاوتی را میطلبد. ما در این دوره از گالریداران و هنرمندان برای حضور و مشارکت در تهران دعوت کردیم، اما اجرای رویدادی از این دست در سایر شهرها نیازمند تعریف پروژهای مجزا و متناسب با شرایط همان بوم خواهد بود.
اگر بخواهیم وضعیت تهران را با کشور امارات مقایسه کنیم؛ جایی که دبی، ابوظبی و شارجه هرکدام بخشهای مختلفی از بازار هنر را پوشش میدهند، جایگاه تهران چگونه است؟ و آیا در این فستیوال، گالریهای خارج از پایتخت هم سهمی دارند؟
بله، در امارات شاهد یک تقسیمبندی هوشمندانه هستیم؛ در حالی که دبی و ابوظبی بخشهای خاصی از بازار را پوشش میدهند، شهرهایی مثل شارجه رویکرد و جنس متفاوتی دارند. در ایران نیز تهران به دلیل تعدد بینظیر گالریها، حجم بالای هنرمندان و وجود مجموعهداران متعدد، نقش مرکزیت را ایفا میکند.
ما تلاش میکنیم در رویدادهای خود، این مرکزیت را با دعوت از گالریهای خارج از پایتخت و انجمنهای شهرستانی، به یک شبکهٔ سراسری تبدیل کنیم تا توازن میان مرکز و پیرامون برقرار شود.
در مسیر شکلگیری رویدادهای فعلی، ریشههای تاریخی و تجربیات گذشته چه نقشی داشتهاند؟
آنچه امروز شاهد آن هستیم، سنگبنای خود را از تجربیات گذشته گرفته است. ما دورههای مختلفی را پشت سر گذاشتهایم؛ از دورهای که در پاییز با رویکرد «کاغذ» برگزار شد تا رویداد کنونی یعنی «ماه هنر تهران». البته نباید از نقش پیشگامان فراموش کرد؛ رویدادهای بسیار حرفهای مانند «هفته هنر» (TIAF) که توسط دوستان و متخصصان دیگر برگزار شد، مسیر را برای ما هموار کرد. ما اکنون با تکیه بر آن تجربیات و با یک مأموریت متفاوت، رویکرد جدیدی را تعریف کردهایم که هدفش گستردگی بیشتر مخاطب و فراتر رفتن از ساختارهای سنتی است.
شما بر تغییر رویکرد از «رویدادهای تخصصی» به «رویدادهای با مخاطب عام» تأکید دارید. این تغییر مسیر چه تأثیری بر جامعه هنری خواهد داشت؟
هدف ما این است که هنر از فضای بسته خارج شده و به یک «پناهگاه امن» برای جامعه تبدیل شود. ما میخواهیم هنر به بخشی از گردشگری و حتی بخشی از «سبد خرید» روزمره مردم تبدیل شود؛ نگاهی که به هنر، نگاهی اتفاقی و گذرا نباشد. من معتقدم این پتانسیل در ایران بسیار عظیم است و اگر به درستی مدیریت شود، بسیار سریعتر از آنچه تصور میشود، به واقعیت تبدیل خواهد شد.
اگر بخواهید جایگاه تهران را در سطح منطقه غرب آسیا خلاصه کنید، چه میگویید؟
واقعیت این است که تهران بیشترین تعداد رویداد هنری را در منطقه ما در اختیار دارد. هدف ما از برگزاری این نوع فستیوالها، تنها برگزاری یک نمایشگاه نیست، بلکه ما در پی «رسمیت بخشیدن» به این تعداد رویداد و «مرکزیتبخشی» به جایگاه تهران در سطح منطقهٔ غرب آسیا هستیم. ما میخواهیم جایگاه اصلی تهران را به عنوان قطب هنری منطقه بازتعریف و تثبیت کنیم.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید