گفت‌وگو با یدالله کابلی در بازدید از نمایشگاه «کاریز»

روایتی از پیوند ریشه‌ها با نوگرایی

یدالله کابلی استاد مجرب خوشنویسی در بازدید از نمایشگاه «کاریز» گفت: فاطمه حسنی در آثارش با استفاده از شناخت دقیقِ قوس‌ها و حرکت‌های اصیل، موفق شده‌ هویت سنتی هنر را با نگاهی نو، در فضای کالیگرافی امروز تعریف کند.

نمایشگاه انفرادی «کاریز» با آثاری از فاطمه حسنی در گالری زمستان خانه هنرمندان ایران، فرصتی بود تا یدالله کابلی، از چهره‌های ماندگار خوشنویسی ایران، به تماشای این آثار بنشیند. او که بیش از نیم‌قرن در عرصه آموزش و پژوهش خوشنویسی فعالیت داشته، در این گفت‌وگو به تحلیل نسبت هنر نوگرا با میراث کلاسیک و بازخوانی آثار فاطمه حسنی پرداخته است.

شما دهه‌هاست که در این عرصه حضور دارید؛ نگاهتان به مسیر تحولات هنر خوشنویسی به سمت گرایش‌های نوین چیست؟

هنر، ژرف‌ترین گفت‌وگوی انسان‌های صاحب‌دل و منشوری چندوجهی از خلاقیت است. در میان تمام رویدادهای بشری، هنر می‌تواند «صلح» باشد؛ چرا که هنرمندان با خلق آثار، در مسیر تلطیف روح و شادابی جامعه گام برمی‌دارند. خوشنویسی به عنوان یک هنر معناگرا، همواره میراث‌دار هویت ایرانی بوده است. هنرمندان نیم‌قرن اخیر، با تکیه بر این میراث عظیم، آثار درخشانی را در دوران معاصر عرضه کردند. ما شاهد بودیم که بزرگانی چون شادروان رضا مافی، شادروان فرامرز پیلارام و استاد محمد احصایی، به عنوان آغازگران گرایش‌های نوین یا «نقاشی‌خط»، سنگ‌بنای نوآوری را گذاشتند.

این پیوند میان «سنت» و «مدرنیته» در آثار هنرمندانِ امروز چگونه باید برقرار شود؟

آنچه در آثار این اساتید مشهود است، وجودِ یک قابلیت شگرف و اتکا به ریشه‌هاست؛ حتی اگر کار به سمت انتزاع رفته باشد. در نقاشی‌خط، این آزادی عمل وجود دارد که با تکیه بر بن‌مایه‌های عمیق فرهنگی، هنرمند بتواند بر بوم یا کاغذ، ذوق و قریحه معاصر خود را برای جامعه‌ای که نگاه متفاوتی به خط دارد، عرضه کند. آزادی هنری نباید منجر به گسست از اصالت شود.

آثار نمایشگاه «کاریز» را از این منظر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در آثار خانم حسنی، ردپای دلبستگی عمیق به بنیادهای خوشنویسی کاملاً پیداست. ایشان هنرمند خوشنویس متبحری هستند و سوابقشان نشان می‌دهد که سال‌ها در این مسیر مسئولیت‌پذیر بوده‌اند. در کارهای ایشان، حتی اگر با یک حرف یا قوسِ مجرد مواجه شویم، هویتی از خط نستعلیق یا شکسته حس می‌شود.

به طور مشخص، چه ویژگی‌هایی در سبک فاطمه حسنی برای شما برجسته بود؟

نکته مهم در آثار ایشان، تلفیق شناختِ رنگ با یک «لطافتِ زنانه» است. این لطافت در کارهای ایشان به وضوح دیده می‌شود؛ به طوری که هر مخاطبی با ورود به نمایشگاه، فوراً درک می‌کند که با نگاه یک هنرمند بانو روبروست. خانم حسنی با استفاده از شناخت دقیقِ قوس‌ها و حرکت‌های اصیل، موفق شده‌اند هویت سنتی هنر را با نگاهی نو، در فضای کالیگرافی امروز تعریف کنند.

از نظر تکنیکی و ترکیب‌بندی، آثار ایشان را چطور دیدید؟

آثار در عین تنوع، از کمپوزیسیون‌های بسیار هوشمندانه‌ای برخوردارند. مدیریت فضاهای پر و خالی در کارها به مخاطب این فرصت را می‌دهد که به عمق اثر سفر کند. در بخش‌هایی که فضای باز بیشتری وجود دارد، همچنان قدرت قلم و استحکامِ ساختار حروف دیده می‌شود؛ این چیزی است که آثار ایشان را از کارهای خام یا بی‌هویت برخی هنرمندان جوان متمایز می‌کند. کاملاً پیداست که یک هنرمند تمام‌عیار خوشنویس پشت این اثر است.

چه توصیه‌ای به ایشان دارید؟

به ایشان توصیه می‌کنم که در عین حفظ نگاه شخصی، نقشِ خوشنویسی را در کارهایشان پررنگ‌تر کنند. به نظر من، بخشِ «اتودهای» این نمایشگاه از موفق‌ترین قسمت‌هاست؛ جایی که جوشش درونی هنرمند با فرم خط و رنگ پیوند عمیقی پیدا کرده است. اینکه هنرمند می‌تواند با دو واو یا یک الف و دو نون، مفهوم «آزادی» را به شکلی عمیق خلق کند، نشان می‌دهد که پتانسیل‌های بسیاری در آثار ایشان نهفته است. اگر این مسیر با همین نگاهِ عمیق ادامه یابد، قطعاً شاهد اتفاقات بسیار درخشانی خواهیم بود.

مهسا بهادری – اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران