گفتوگو با «رضا بهکام» کارگردان نمایش «نامقصد» در سالن استاد انتظامی
سکوتی که خنجر میشود
رضا بهکام کارگردان «نامقصد» میگوید: اهداف شخصی در واقعیت گاهی به مقصد نمیرسند و طبعا سرگردانی شخصیت «آبان» در این نمایش که به بیمقصد بودن او منجر شده، بیانگر پروندههای راکدی است که گاهی در بازخوانیها، نیازمند تاباندن نور به بخشهای تاریکی از آن است و دوگانگی نوع مرگ او، تفاسیر و قضاوتهایی را برای مخاطبان اثر به همراه دارد.«نامقصد» از همان آثاری است که بیش از آنکه قصهای ساده روایت کند، تجربهای از زیستن در دل یک زخم اجتماعی را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ زخمی که از یک واقعه فردی آغاز میشود اما خیلی زود مرزهای شخصی را پشت سر میگذارد و به مسئلهای جمعی تبدیل میشود.
رضا بهکام در مقام کارگردان این نمایش تلاش کرده با تکیه بر روایتی غیرخطی، استفاده از بدن بازیگران، فضایی تعلیقی و نشانههای بصری و صوتی، جهان ذهنی شخصیتهایی را بسازد که میان خاطره، تروما و واقعیت در رفت و آمدند. در «نامقصد» فرودگاه تنها یک مکان نیست؛ استعارهای است از معلق ماندن، از رفتنی که به رسیدن ختم نمیشود.
این نمایش که به موضوعاتی چون خشونت ساختاری، تروما و مسئله آزار جنسی نزدیک میشود، تلاش میکند بدون آنکه در دام بازنمایی مستقیم خشونت بیفتد، لایههای پنهان آن را آشکار کند؛ همان خشونتی که گاه در سکوت، عادیسازی و ساختارهای اجتماعی بازتولید میشود. در گفتوگوی پیش رو با رضا بهکام درباره شکلگیری این جهان نمایشی، زبان اجرایی اثر و نگاه او به مسئله خشونت در جامعه صحبت کردهایم.
در «نامقصد» یک کنش خشونتآمیز فردی به تدریج به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود. در طراحی دراماتورژی اثر، چگونه این گذار از «تراژدی فردی» به «خشونت ساختاری و اجتماعی» را در روایت و میزانسنها شکل دادید؟
بر اساس ظرفیت پست دراماتیک متن و ژانرهای تلفیقی مورد استفاده، این امر میسر شد. خشونتی که از فردیت در سیال ذهن به چرخهای اجتماعی دست میزند.
در تحلیل این نمایش میتوان ردپای مفهوم «خشونت نمادین» پییر بوردیو جامعهشناس و مردمشناس سرشناس فرانسوی را دید؛ خشونتی که از طریق سکوت، عادیسازی و ساختارهای اجتماعی بازتولید میشود. این ایده در فرآیند کارگردانی و هدایت بازیگران چگونه به زبان صحنه تبدیل شد؟
با استفاده از برخی آکسسوارها مانند چاقو که هویتی جاندار به خود میگیرد و نیز بهرهگیری از ایده آوانگارد طراحی صحنه در توسعه میزانسنها در فرم اجرایی به این فرایند نزدیک شدیم.
ساختار روایت در «نامقصد» خطی نیست و از طریق ایمیلها، فلشبکها و خاطرات گسسته پیش میرود. در طراحی این ساختار روایی، چگونه تلاش کردید منطق «حافظه ترومازده» را به فرم نمایشی تبدیل کنید تا تماشاگر نیز این گسست زمانی را تجربه کند؟
چنین المانهایی در متن، فرم حافظه را نشانهگذاری میکند تا مدخل ورود به حفرههای زمانی باشد، زمانهایی که با کمک میزانسنهای منشعب از طراحی حرکت و قراردادهایی در طراحی لباس و چهره و صحنه بدانها ورود میشود و بازگشتهایی که به زمان حال رخ میدهد.
در اجرا به نظر میرسد از رئالیسم فاصله گرفتهاید و به نوعی بیان اکسپرسیونیستی نزدیک شدهاید؛ بهویژه در استفاده از بدن بازیگران بهعنوان حامل رنج و خشونت. درباره شیوه هدایت بدن بازیگران و طراحی فیزیکال این صحنهها بیشتر توضیح میدهید؟با کمک اسکیل آوانگارد در طراحی صحنه اعم از دکور و البته طراحی نور و صدا، این مکانمندی به هویتی مستقل در ساختار نزدیک شد.
تولد کودکی نابینا با نام آبان بهنوعی استعاره از جامعهای است که حقیقت را نمیبیند. در شکلگیری این استعاره، چه نسبتی میان متن، کارگردانی و نشانههای بصری صحنه برقرار کردید تا این مفهوم بیش از حد توضیحی نشود؟
با بهرهگیری از ژانر فراطبیعی منشعب از متن و المانهایی نظیر افکتهای صوتی و اکسسوار عروسک این نشانهگذاریها به زبانی پویا و تصویری برای روایت بدل شد.
انتخاب بازیگر این نقش بر اساس هویت انتاگونیستی شخصیت نامبرده بر پایه ظرفیتهای ارائه شده در شخصیتپردازی و لحظات یا آنهایی که میتواند سکوت را سرشار از تعلیق و معنا کند.
شما در این اثر به نوعی بازخوانی وارونه از الگوی اسطورهای «سفر قهرمان» نزدیک میشوید؛ جایی که شخصیت آبان هرگز به مرحله رستگاری نمیرسد. این انتخاب آگاهانه در ساختار دراماتیک چه نسبتی با نگاه شما به چرخه خشونت در جامعه دارد؟
اهداف شخصی در واقعیت گاهی به مقصد نمیرسند و طبعا سرگردانی این شخصیت که به بیمقصد بودن او منجر شده نیز بیانگر پروندههای راکدی است که گاهی در بازخوانیها نیازمند تاباندن نور به بخشهای تاریکی از آن است و دوگانگی نوع مرگ آبان، که تفاسیر و قضاوتهایی را برای مخاطبان اثر به همراه دارد.
موضوع نمایش به تروما و خشونت جنسی میپردازد، در میزانسن و روایت چگونه میان «بازنمایی خشونت» و «پرهیز از بازتولید یا زیباییشناسی خشونت» تعادل برقرار کردید؟
با غایب قرار دادن ابژه جنسی مرد و بدنمندی بازیگران زن بهخصوص دو قطب آبان و آزاده در روایت و جنس بازی امر خشونت و تروما، با گذر از ساختار حافظه، تلاش شده که موازنهای ایجاد شود.
در «نامقصد» بدن بازیگر، فضا و ساختار روایی همگی در خدمت بازنمایی حافظه زخمی هستند. در فرآیند تمرین، چه روشهایی برای رسیدن به این زبان مشترک میان بازیگران، متن و فرم اجرایی به کار بردید؟
با کمک میزانسنهای هندسی در فرم اجرایی که به اسکیل مفهومی طراحی صحنه وابسته است و خلاقیت بازیگران مبتنی بر اثرپذیری از جنس طراحی موسیقیهای امبینت به عنوان نماینده حاملهای زمان و حس و البته ظرفیت ژانری متن این اسکلت حافظهمند در ساختمان نمایشی اثر بنیان شد.
چرا سراغ موضوع تجاوز رفتید؟ دغدغه اجتماعی بود یا زنانه؟
پدیده می-تو در مدیوم تئاتر امری کمتر پرداخته شده است که متاسفانه سرپوشهای جهتگیری شده و زیادی روی آن گذاشته شده است. لذا «نامقصد» در صدد آن برآمد تا با ساختار روایی و پلات داستانی خود این مضمون انتقادی و جسورانه و پنهان شده در بستر اجتماعی را عیان کند تا بخشی از جامعه الیت نیز به پلشتیهای درونی خود واقف شود.
و چگونه به عنوان یک مرد توانستید نمایشی بسازید که تا این اندازه زنانه باشد؟
اراده، مطالعات جامعه شناختی، مشاهدات اجتماعی و بهره گیری از منابع ادبیات و سینما.
نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام و تهیه کنندگی عماد اخلاقی تا جمعه ۲۲ خرداد در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران، ساعت ۱۸:۳۰ روی صحنه میرود.
در این اثر نمایشی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این اثر آمده: سه دوست قدیمی دوران دانشکده هنر و آکادمی تئاتر، در زمان حال به روایتهای موازی از مسیر زندگی ده ساله خود میپردازند…
از دیگر عوامل این نمایش ۶۰ دقیقهای میتوان به پرفورمر: خاتون نوری، مدیر پروژه: عماد اخلاقی، مجری طرح: کریدور هنر پیدایش، مشاور کارگردان: مازیار نیستانی، دستیار کارگردان: محمد ضخیمی، منشی صحنه و برنامه ریز: المیرا رضایی، مشاور و عکاس: کورش برزی، طراح صحنه: امیر پناهی فر، طراح حرکت: سارینا شاد، طراح گریم: ندا میرزایی، طراح لباس: آیسن آق آتابای، طراح نور: رضا مقصودی، آهنگساز: وحید قنوعی، گرافیک و تیزر: آوانس کات، موشنگرافیست: حامد فرهی، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی، اتاق فرمان: مونا چاوشی و محمد ضخیمی، مدیر صحنه: علی اصغری صفدر، مجری گریم: بهار نیری، تکنسین نور: بهنام محسن پور، دستیار آهنگساز: یلدا روح اللهی، گروه کارگردانی: میلاد رمضانی و خاتون نوری، دوخت لباس: رعنا شمسی و نسترن مختاری، دکوراتور: حمید جهانگیری و دستیار صحنه: بهزاد حاجی حسنی و حسن بابایی اشاره کرد.
مهسا بهادری – اتاق خبر خانه هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید