گفتوگو با «میکائیل شهرستانی» درباره اجرای تازه «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی»
«پونتیلا…» در زمانه ما؛ دیالکتیک طنز و قدرت روی صحنه / باید شنید و پاسخ داشت
به گزارش اتاق خبر خانه هنرمندان ایران، برشت جایی نوشته بود: «تئاتر قرار نیست تماشاگر را مسحور کند؛ قرار است او را وادار کند که فکر کند.» در جهان او، صحنه نه جایی برای فراموشی واقعیت، که مکانی برای دیدن دوباره آن است؛ با فاصله، با مکث، و با پرسشی که پس از خاموش شدن نورها همچنان در ذهن تماشاگر باقی میماند.
در چنین جهانی است که «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» معنا پیدا میکند؛ کمدیای که زیر خندههایش، سازوکار قدرت، فریب و مناسبات طبقاتی را آشکار میکند. برشت با طنزی گزنده نشان میدهد چگونه یک ارباب میتواند همزمان مهربان و بهرهکش باشد، و چگونه این دوگانگی نه صرفاً یک خصوصیت فردی، بلکه نشانهای از ساختارهای عمیقتر اجتماعی است.
میکاییل شهرستانی در اجرای تازه این نمایشنامه، به همین نقطه بازگشته است؛ جایی میان طنز و اعتراض. او تلاش کرده با حفظ روح دیالکتیکی برشت، متنی را که دههها پیش نوشته شده، به گفتوگویی معاصر تبدیل کند؛ گفتوگویی درباره قدرت، فریبکاری و آن دوگانگی آشنایی که گاهی در چهره یک فرد و گاهی در ساختار یک جامعه خود را نشان میدهد. در ادامه متن کامل گفتوگو با «میکائیل شهرستانی» هنرمند کهنهکار عرصه نمایش را درباره اجرای تازهترین اثرش در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران میخوانید.
چه چیزی باعث شد در این مقطع به سراغ «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» بروید، نه صرفاً بهعنوان یک متن برشتی، بلکه بهعنوان متنی که امروز قابلیت اجرا دارد؟
برای بنده شرایط اجتماعی و همینطور موقعیتی که هنرجویانم در آن قرار دارند عوامل بسیار مهمی هستند که تعیین کنندهاند. علاوه بر آن اجرای نافرجام پیشین اثر هم مزید بر علت بود. در بروشور نمایش توضیح دادهام. ولی برشت (البته نه همه آثارش) همواره وسوسهای شیرین برایم بوده تا با زبان طنز و مطایبه، مطالبه کرد و خواست و معترض بود.
در خوانش شما، هسته مرکزی این نمایشنامه بیشتر بر روابط طبقاتی استوار است، یا بر دوپارگی شخصیت پونتیلا و مناسبات قدرتی که از خلال آن آشکار میشود؟
تصریح میکنم که در اجرای نمایش «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» هردو طرف مورد نظر بوده و شاید هم بخش دوم بیشتر. در جوامع توتالیتر فریبکاری و تحمیق و بهرهکشی، چه فیزیکی و چه روحی بن مایه شکلگیری آنهاست.
آیا این متن را بیشتر یک کمدی سیاسی میدانید، یک اثر اجتماعی یا نمونهای از تئاتر دیالکتیکی برشت؟
دیالکتیک اساس و بنیان درام را میسازد. پرسش و پاسخ، گفتن و شنیدن. غیر از این باشد جامعه به قهقرا میرود، باید شنید و پاسخی برایش داشت وگرنه آشفته بازاری که امروزه روز جوامع و جهان درگیر آن هستند، پیش میآید یکی میگوید و دیگری توان شنیدن ندارد و یا نمیگوییم و متوقعیم حرفهای ناگفتهمان شنیده شود.
اجرای برشت همیشه با این پرسش همراه است که فاصلهگذاری چگونه باید محقق شود تا صرفاً به یک شگرد فرمی تقلیل پیدا نکند. در اجرای شما این مفهوم چگونه ترجمه صحنهای شده است؟
برای بنده اشعار نگارنده اسباب این برش و فاصله گذاری بود (البته پس از تنظیم و آهنگسازی) و گاه ارتباط هرچند کوتاه بازیگر با تماشاگر که گهگاه از آن بهره میبریم. حتی نوع طراحی صحنه که به اختصار و مینیمالیستی از آن بهره بردهام. اما نور این مجموعه که بسیار مفصل میشد از آن بهره برد به دلیل کاستیهای زیاد آن دستم را بسته بود.
برای اجرای این متن، تا چه حد به بازخوانی یا دراماتورژی تازهای رسیدهاید؟
شرایط ده سال قبل (اجرای پیشین) بسیار متفاوت با امروز بود، پس باید دستی در آن برده میشد و این انطباق تا جای ممکن اتفاق افتاد. البته اثر پیش رو با اثر برشت نسبتا فاصله گرفته و حرف زمانه خود را میزند.
مهمترین چالش شما در انتقال جهان برشت به صحنه چه بود؟
چالش نه، بلکه آشتی این دو جهان که خیلی هم از هم فاصله نداشتند برایم چندان دشوار نبود. انقدر دو فضا با وجود فاصله زمانی نزدیک هستند که برای انطباق آن دچار چالش زیادی نشدم.
به نظر شما، در تئاتر امروز ایران، سوءبرداشت رایج از برشت چیست؟ اینکه او را صرفاً ضد احساس میفهمند؟
برشت ضد احساس نیست، اما نمیخواهد تماشاگر را مستغرق کند. غرق شده در غصه و نقش بهگونهای که او را (مخاطب) به بند کشد و از جهان پیرامون فارغ کند از اهداف برشت نیست. برشت به مخاطب متفکر نیازمند است و اصولا برایش اندیشیدن بر احساساتی شدن و رمانتیزیسم رجحان و برتری دارد. برای همین احساسات مخاطب را دستکاری نمیکند، او را به تفکر وامیدارد.
بازی در نقشهای مثل پونتیلا و ماتی، نیازمند فاصلهای آگاهانه میان بازیگر و نقش است. در هدایت بازیگران به این کیفیت، روی چه مؤلفههایی تأکید داشتید؟
با بیان پخته و سلیس و تحلیل جمله به جمله برای بازیگر و آگاهی از سوژهای که با آن دست به گریبان است و باید همچون تماشاگر با چشمانی باز و نه احساساتی شدن در جای جای نمایش کنش و واکنش داشته باشد و در این میان باید تکنیک ابزار آن باشد.
از آنجایی که دکور بسیار سبکی دارید آیا بهلحاظ بصری، تلاش کردهاید سازوکار صحنه را برای تماشاگر افشا کنید؛ همانطور که برشت بر آشکار بودنِ امر نمایشی تأکید داشت؟
برشت مثل رادی وطنیمان و میلر و چخوف و ایبسن غیر وطنی نیست. برشت اصولا بر انتقال مفاهیم (سیاسی_اجتماعی) به “بازیگر”اش تکیه دارد و مظروفش را در ظرف پروداکشن وسیع و جزء به جزء و رئالیستی قرار نمیدهد، پس شما با المانهایی هرچند جمع و جور و نشانههایی که برای مخاطبات تعیین میکنی و قراردادی که ناگفته میبندی میتوانی مفهوم و حرفت را منتقل کنی.
و موسیقی در این اجرا چه کارکردی دارد؟
پیشتر هم عرض کردم یکی از ابزارهای این نوع تئاتر موسیقی است و در عین حال بعد از تلخیص و دراماتورژی و تغییرات اساسی در اثر، این ابزار به کمکمان میآمد تا هم نشانهگذاری کنیم و هم به مخاطب بگوییم که برای دیدن چه نوع تئاتری به سالن آمده و هم برای انتقال پارهای اطلاعات که از طرح آن برای طولانی نشدن نمایش امکان استفاده داشت، بهره بردیم.
ریتم اجرا را چگونه تنظیم کردهاید تا نمایش در عین حفظ وجه انتقادی، به خطابهگویی یا آموزش مستقیم تقلیل پیدا نکند؟
تمپو و ریتم نمایش را هم با بهره گرفتن از توانایی و چالاکی و دینامیک عمل کردن. از بازیگران خواستم و موظفشان کردم که از وقفههای بیجا و غیر ضروری پرهیز کنند و در جابهجایی صحنهها و حتی تغییر پوزیشن و بازی در بازی هایشان از سرعت عمل بالا بهره ببرند.
آیا میتوان پونتیلا را امروز نه فقط در قالب یک ارباب سنتی، بلکه در اشکال مدرنتر قدرت هم بازخوانی کرد؟
شاید بتوان دید. بستگی به ریزبینی مخاطب دارد که قرینههای تاریخی وقایع و اتفاقات و حتی نقشها را کشف کند.
در این اجرا، طنز چه نسبتی با نقد دارد؟ آیا طنز، تماشاگر را به اندیشیدن نزدیک میکند یا خطر بیاثر کردن خشونت پنهان در روابط قدرت را هم دارد؟
بنده در هیچ نمایشی برای خنداندن یا بهعبارتی فریبکاری، دست به هر ادا و اطواری نمیزنم. البته وجه سرگرم کنندگی نمایش سرجای خودش است؛ ولی همانطور که در تجربیات متفاوتم اتفاق افتاده طنز برایم ابزاری است برای تفهیم و انتقال داشتهها و حرفهایی که در بستر تراژدی نمیشود گفت. پس باید با حفظ حرمت مخاطب و خود طناز بود و طنازی کرد.
مهسا بهادری ـ اتاق خبر خانه هنرمندان ایران


دیدگاه خود را بنویسید