گفتوگو با «لیلا شوقی» درباره نمایشگاه «آغشتگی» در گالری زمستان
میان رنج و امید آغشته به زندگی / زمان و تجربه زیسته در «آغشتگی» اهمیت دارد

نمایشگاه «آغشتگی» در گالری زمستان خانه هنرمندان ایران، تلاشی است برای بازخوانی تجربه زیسته انسان معاصر؛ تجربهای که از لایههای متراکم احساس، خاطره، رنج، امید و گذر زمان شکل گرفته است.
به گزارش اتاق خبر خانه هنرمندان ایران، نمایشگاه گروهی مجسمهسازان معاصر با عنوان «آغشتگی» به کوشش لیلا شوقی و با آثار مهسا باطبی، الناز بهبودی، ریحانه جلیلی، سعیده خیریپور، رزیتا دارایجامه، مژده رضایی، فاطمه روغنیها، پوپک رهنمون، غزاله سپهربند، لیلا شوقی، سارا عصاره، دنیا فاضل نیا و سوگل موحدپور به تماشا گذاشته شده است. این نمایشگاه از جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ افتتاح شد و تا جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ در گالری زمستان خانه هنرمندان ایران پذیرای علاقهمندان است.
.لیلا شوقی در معرفی نمایشگاه «آغشتگی» چنین نوشته است: «بدن، حافظهی رنج و زایش است؛ جایی که زندگی و مرگ همزمان رخ میدهند و آرزو، حتی در فرسایش، خاموش نمیشود. تن هرگز خالص نیست؛ همیشه آغشته است به زمان، عشق، ترس و امید.»
گرداننده این نمایشگاه، با گرد هم آوردن آثاری فیگوراتیو و عمدتاً حجمی از هنرمندان زن، فضایی را خلق کرده که در آن بدن، زمان و زیست روزمره به هم گره میخورند. این نمایشگاه نه صرفاً روایت فرم، بلکه بازتاب زندگی است؛ زندگیای که در آن تجربهها رسوب میکنند، منتقل میشوند و در نهایت، در اثر هنری به مواجهه با مخاطب میرسند. به بهانه این نمایشگاه با لیلا شوقی به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید.
عنوان نمایشگاه «آغشتگی» مفهومی چندلایه دارد. این عنوان از کجا آمد و به چه معناست؟
من فکر میکنم انسان بهطور کلی موجودی است که مدام درگیر لایههای مختلف تجربههای زیستی خودش میشود؛ خاطرات، احساسات، ترسها، امیدها، شادیها و غمها. ما به همه اینها آغشته میشویم و در آنها غلت میخوریم. «آغشتگی» به همین وضعیت اشاره دارد؛ به اینکه هیچکدام از این تجربهها جدا از ما نیستند و همه به شکلی روی وجود و زیست ما اثر میگذارند.
در مواجهه با آثار نمایشگاه، بهویژه آثار حجمی، نوعی تأکید بر رنج انسان معاصر دیده میشود…
رنج قطعاً بخشی از این نمایشگاه است، اما نه بهعنوان تنها مضمون. رنج یکی از احساسات جداییناپذیر زندگی انسان است. ما حتی در لحظههای امید یا شادی هم، ردپایی از رنج را با خودمان حمل میکنیم. با این حال، نکته مهم این است که آثار را نمیشود به یک معنا محدود کرد.
منظورتان از چندمعنایی بودن آثار چیست؟
هر اثر میتواند همزمان چند برداشت متفاوت داشته باشد. یک کار ممکن است از یک زاویه به مرگ تعبیر شود و از زاویهای دیگر به تولد. همانقدر که میتواند فرو رفتن در یک وضعیت را نشان بدهد، میتواند برآمدن از آن را هم تداعی کند. مثلاً فیگوری که روی مبل در حالت ریلکس کردن دیده میشود، برای یک مخاطب نشانه فرسودگی است و برای مخاطب دیگر لحظهای از آرامش. اثر هنری را نمیتوان «بست»؛ هر مخاطب با تجربه و ذهنیت خودش با آن ارتباط برقرار میکند.
روی دیوار نمایشگاه به مفاهیمی مثل عشق، ترس و امید اشاره شده است. چقدر آگاهانه تلاش کردید که این مفاهیم در آثار پررنگ باشند؟
این مفاهیم بهصورت طبیعی در آثار حضور داشتند. من فکر میکنم همه این احساسات در کنار هم معنا پیدا میکنند. رنج، عشق، ترس و امید از هم جدا نیستند و در زندگی واقعی هم همیشه درهمتنیدهاند. نمایشگاه هم بازتاب همین وضعیت است.
درباره روند شکلگیری نمایشگاه و انتخاب آثار توضیح میدهید؟
روند شکلگیری نمایشگاه بسیار فشرده بود. زمان کمی برای جمعآوری و انتخاب آثار داشتیم. وقتی قرار شد نمایشگاه بهطور جدی شکل بگیرد، از میان آثار پذیرفتهشده، ترجیح دادم کارهایی را انتخاب کنم که از نظر مضمون و بیان به هم نزدیکتر باشند، بهویژه آثار فیگوراتیو، تا نمایشگاه یکدستتر دیده شود. فکر میکنم این انتخاب به انسجام کلی نمایشگاه کمک کرده است.
«آغشتگی» اولین تجربه کیوریتوری شماست؟
این اولین تجربه رسمی من در مقام کیوریتور است. من سالها است که کار دوستان هنرمندم را دنبال میکنم و با سبک و مسیر کاری بسیاری از آنها آشنا هستم. همین شناخت قبلی باعث شد انتخاب آثار برایم سادهتر شود، هرچند مسئولیتش سنگین بود.
چرا تمرکز نمایشگاه بیشتر بر آثار فیگوراتیو است؟
بخشی از این انتخاب ناخودآگاه بود. آثاری که برای من ارسال میشدند، خودبهخود من را به سمت فیگوراتیو هدایت میکردند. برای من مهم بود اثری انتخاب شود که حس داشته باشد، مخاطب را درگیر کند و او را وادار کند چند لحظه مقابلش بایستد و فکر کند. بعضی کارهای فانتزی یا سوررئال را کنار گذاشتیم تا شاید در قالب یک نمایشگاه دیگر به آنها پرداخته شود.
فکر میکنید «آغشتگی» تا چه حد به هدفی که در ذهن داشتید نزدیک شده است؟
توجه به محدودیت زمان و اولین تجربه بودن، فکر میکنم نمایشگاه به هدفش نزدیک شده و توانسته فضایی برای مواجهه مخاطب با احساسات و تجربههای انسانی ایجاد کند؛ مواجههای که هرکس آن را به شیوه خودش تفسیر میکند.
نکته قابلتوجه در «آغشتگی» این است که همه شرکتکنندگان زن هستند. این موضوع چه تأثیری بر فضای کلی نمایشگاه داشته است؟
تمام شرکتکنندگان نمایشگاه خانم هستند و نکته مهمتر این است که اکثر آنها مادرند. بسیاری از این هنرمندان درگیر زیست روزمرهای هستند که با مسئولیتهای مادری گره خورده است. مثلاً یکی از هنرمندان ما فقط سه ماه از زایمانش گذشته بود و با وجود تمام سختیها، تلاش کرد آتلیهاش را دوباره راه بیندازد و اثرش را آماده و تحویل دهد. اینها تجربههای ساده نیستند و مستقیماً روی نگاه و بیان هنری تأثیر میگذارند.
این تجربه زیسته چطور در آثار نمود پیدا کرده است؟
به نظر من دقیقاً همین زیست باعث شده نگاه آثار سطحی نباشد. هنرمندان صرفاً به دنبال ساخت یک اثر حجمی «زیبا» نبودهاند. هرکدام توانستهاند تجربه شخصی خودشان را منتقل کنند؛ تجربهای که از دل زندگی واقعی میآید. این همان چیزی است که برای من در «آغشتگی» اهمیت داشت.
اگر بخواهید مهمترین ویژگی یا مفهوم نمایشگاه «آغشتگی» را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
«آغشتگی» نمایش تجربه انسان است؛ تجربه زیست ما. تجربههایی که در طول زمان در ما رسوب میکنند. حتی اگر از یک اتفاق سالها بگذرد، اثرش در ما باقی میماند و روی نگاه و رفتارمان تأثیر میگذارد. این چیزی نیست که بتوان آن را قطع کرد یا نادیده گرفت.
شما در آثار خودتان هم به مفهوم زمان اشاره کردهاید. این موضوع چه نسبتی با ایده نمایشگاه دارد؟
در کارهای خودم هم زمان حضور پررنگی دارد. تجربهها، حتی وقتی زمان از آنها میگذرد، در وجود ما ذخیره میشوند. یک ردی، یک نشانه، همیشه باقی میماند. این تأثیرگذاری مداومِ تجربه، یکی از محورهای اصلی «آغشتگی» است.
مهسا بهادری


دیدگاه خود را بنویسید