پیمان ایروانی عکاس و فعال حوزه هنرهای تجسمی مطرح کرد:
عکس دربرگیرنده هزاران روایت و ایده برای شروع ساخت یک فیلم مستند

پیمان ایروانی عکاس و فعال حوزه هنرهای تجسمی در گفتگویی، عنوان کرد که اعجاز عکس این است که میتواند حرفهای یک کتاب صد صفحهای را در یک فریم با زبان بصری خودش بیان کند.
به گزارش ستاد خبری جشنواره، نخستین دوره مسابقه «از قاب تا روایت مستند» به دبیری مهدی سروری در قالب نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت در خانه هنرمندان ایران برگزار شده است. به این بهانه گفتگویی با پیمان ایروانی عکاس و فعال حوزه هنرهای تجسمی درباره این رویداد و تاثیرش بر جامعه عکاسی انجام دادیم.
پیمان ایروانی در سخنان ابتدایی، روایت را مهمترین خصیصه ۱۳ مجموعه عکس به نمایش درآمده در رویداد عنوان کرد: با ورود به سالن برای دیدن این مجموعهها با دیدن این همبستگی و یکپارچه بودنی که در آثار به نمایش درآمده وجود داشت، خودش را نشان داد علیرغم اینکه انتخاب عکسها بر مبنای عکاسی مستند بوده است، عکسهای طبیعت هم در آنها به چشم میخورد و همچنان، روایت و داستانی که باید در عکسها باشد، در همه آنها دیده میشود. حتی عکسهای طبیعت هم در آن روند مستند بودن، اجتماعی بودن و سیر زندگی وجود دارد و دیده میشود. تنوع خوبی از اقوام مختلف کشور در این عکسها وجود دارد و این هم از دیگر مواردی است که بر این یکپارچگی صحه میگذارد.
او بیانیههای هنری مجموعه عکسها را قابل قبول دانست و گفت: از نکات بارز مجموعه عکسها، بیانیههای هنری قوی آنهاست که شناسنامه هر اثر هستند و ممکن است هر آدمی از دور هر برداشتی با هر سواد بصری که دارد، داشته باشد، آن بیانیههای هنری این ارتباط را تکمیل میکند. بیانیههای هنری که من دیدم، واقعا قوی بودند و واقعا روی آنها کار شده بود. این روایتهای یکپارچه موجود در عکسها دارد به مثابه سینما یا یک فیلم عمل میکند انگار که دارید فصلهای مختلف یک سریال را در قالب یک عکس مشاهده میکنید. اینها نکات جالب این مجموعه عکسها بودند.
این هنرمند در سخنان پایانی، ارتباط عکس مستند با سینمای مستند را اینگونه توصیف کرد: وجهه اصلی عکس، آن منجمد بودن و ثبت لحظهای است که هیچوقت برنمیگردد، است و به قول معروف، این جادوی عکاسی است. حالا ثبتی که انجام شده، ممکن است در آن هزاران روایت و ایده برای شروع ساخت یک فیلم مستند وجود داشته باشد. خود یک عکس ممکن است یک فِریم باشد و آن فِریم با توجه به اینکه یک زمان را متوقف میکند، فرصت میدهد تا تک تک عناصر و روایتهای آن عکس را در کنار هم قرار بدهید و بسط بدهید تا به یک فیلم یا به یک کتاب برسید؛ به صورتی که این عکسها در کنار هم بتوانند یک روایت گستردهتر پیرامون آن موضوع شکل بدهند. همانطور که گفتم اعجاز عکس این است که میتواند حرفهای یک کتاب صد صفحهای را در یک فریم با زبان بصری خودش بیان کند.
ایمان صمدی عکاس مطرح کرد:
سینمای مستند و عکس مستند به هم تنیده هستند

ایمان صمدی عکاس در گفتگویی، عنوان کرد که مسئلهای که در عکاسی مستند داریم این است که عکاسان به سراغ سوژههای تکراری میروند که بارها، عکاسی شده است.
به گزارش ستاد خبری جشنواره، نخستین دوره مسابقه «از قاب تا روایت مستند» به دبیری مهدی سروری در قالب نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت در خانه هنرمندان ایران گشایش یافته است از اینرو به این بهانه گفتگویی با ایمان صمدی انجام دادیم تا به ضعف شرکتکنندگان و داوران در حاشیه برگزاری مسابقات عکاسی پی ببریم.
ایمان صمدی در سخنان ابتدایی، برگزاری نخستین دوره مسابقه «از قاب تا روایت مستند» در قالب نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت را اتفاق خوبی دانست و گفت: اتفاق خوبی که دارد میافتد این است که ما در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت داریم عکس مستند هم میبینیم. سینمای مستند و عکس مستند به هم تنیده هستند و میتوانند از هم در سوژهها و موضوعات متفاوت الگو بگیرند.
این هنرمند، عکاسی از سوژههای تکراری را معضل حوزه عکاسی مستند قلمداد و بیان کرد: مسئلهای که در عکاسی مستند داریم این است که عکاسان به سراغ سوژههای تکراری میروند که بارها، عکاسی شده است و حتی از یک زاویه یا دریچه دیگر به آن موضوعات نگاه نمیکنند.
او در ارزیابی خود از ۱۳ مجموعه عکس به نمایش درآمده عنوان کرد: من چند مجموعه را دوست داشتم و قبلا هم آنها را جاهای دیگری دیده بودم با اینحال به طور کل، آن مجموعهها را دوست دارم از جهت نگاه متفاوتی که داشتند و عکاسان سرشناسی هستند که کمتر از این از آنها انتظار نمیرود.
وی در تشریح ضعف داوری در مسابقات عکاسی گفت: مسئلهای که در حوزه داوری عکاسی وجود دارد، تکراری بودن برخی نامهاست که خوشبختانه، در اینجا، نام متفاوت تری مشاهده شد و این خودش تأثیرگذار خواهد بود. در مجموع، وقتی داوران مشابهی در چند جشنواره مختلف داوری میکنند، خروجی جشنوارهها به تکرار میرسد. از طرف دیگر، عکاسانی را میبینیم که یک یا دو مجموعه عکس شان را در چندین جشنواره شرکت میدهند و اغلب دیده میشود در نتیجه وقتی یک عده داوران یکسانی، داوری چند رویداد را بر عهده داشته باشند، آن مجموعه عکسها را رد نمیکنند زیرا این عکسها برای چشمان آنها با وجود کدگذاری شدن و مشخص نبودن نام عکاس، شناختهشده است. وقتی مجموعه عکسی چندین جایزه را ببرد، خود به خود احتمال رد شدنش در نظر داوران کاهش مییابد. این ضعف داوری ماست.
او افزود: ضعف عکاسی ما هم این است که زمانی که درباره عکاسی مستند صحبت میکنیم، گستره عظیمی از سوژهها و موضوعات متفاوت را در بر میگیرد در صورتی که نگاه عکاسان بیشتر به سمت مستند اجتماعی است. مستند و مستند اجتماعی دو طیف مختلف هستند و مستند اجتماعی زیر مجموعه مستند محسوب میشود. داورهای ما در این نوع مسابقات بیشتر به سمت مستند اجتماعی تا عکس مستند میرود و از نظر من، این همان به تکرار رسیدن است.
ایمان صمدی در سخنان پایانی، راجع به نسبت عکاسی مستند و سینمای مستند خاطرنشان کرد: سینمای مستند و عکاسی مستند در هم تنیده و مرتبط هستند و میتوان گفت در ذات، عکاسی رشته مادر سینما است که بعد آن، سینما به وجود آمد. در واقع، تفاوت فاحشی بین این دو نیست و از یک جنس هستند به صورتی که میتوانند از همدیگر الگو بگیرند.

دیدگاه خود را بنویسید