فرشید مثقالی: بیشتر تصویرگران هنگام خلق اثر به مخاطب فکر نمی‌کنند
Monday, July 17, 2017

همزمان با برپایی نمایشگاه های تصویرگری «تابستانه» و «خروس نشان»، نشست بازار تصویرگری ایران با حضور فرشید مثقالی، کیانوش غریب پور و علی بوذری به همت معاونت هنری خانه هنرمندان ایران و انجمن تصویرگران عصر روز پنج شنبه 22 تیرماه در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
فرشید مثقالی در ابتدای این نشست گفت: بررسی وضیعت بازار تصویرگری ایران یکی از موضوعاتی است که تاکنون درباره آن کم صحبت شده است. تصویرگری بخش های متنوعی چون مطبوعات، آموزشی، کتاب و کودکان دارد و در این نشست قصد دارم بحث را روی موضوع کتاب کودکان متمرکز کنم.
او افزود: برآیند فعالیت نویسنده، تصویرگر، ناشر و عوامل تولید منجر به انتشار کتاب می شود و یک کتاب تا زمانی که وارد چرخه بازار نشود و به دست مخاطب نرسد این چرخه معیوب است. خریدار و بازار از ارکان مهم تولید به شمار می روند. سوال این جاست که من نویسنده و تصویرگر هنگام خلق یک اثر به مخاطب و نیازهای او فکر می کنم. در بیشتر موارد نویسنده ها و تصویرگرها آن قدر خودشان پشت میز کامپیوترشان درگیر کار می کنند که فراموش می کنند که به مخاطب نیز فکر کنند.
به گفته مثقالی در چرخه تولید، بازار کلمه بسیار حساسیت زایی است، برای این که ما هنگام کار بیشتر به فرهیخته ها فکر می کنیم و کمتر پیش می آید که به عامه مردم نیز فکر کنیم. شاید چنین رویکردی هنگام خلق کتاب بزرگسال جواب بدهد چون مخاطبان خاص ما قطعا افرادی هستند که مثل ما فکر می کنند اما در حوزه کتاب کودک این رویکرد جواب نمی دهد.
این تصویرگر پیشکسوت ادامه داد: میزان درک و فهم بچه ها در جای جای جهان براساس رشد فیزیولوژی شان متغییر است و جالب این جاست که میزان فهم بچه ها هم سن در جهان یکسان است. مثلا تمام بچه های دنیا با سیندرلا و یا پینوکیو ارتباط برقرار می کنند، البته همواره موارد استثنا هم وجود دارد.
او با بیان این مطلب که مفهوم بازار در حوزه کتاب کودک با بزرگسال متفاوت است گفت: در حوزه کتاب بزرگسال وقتی کتابی خوب فروش می رود از آن به عنوان کتاب بازاری یاد می کنند مثل برخی رمان های عامه پسند. اما فروش کتاب در حوزه کودک موضوع کلیدی است. البته در ایران با عرضه و تقاضای نامتعادلی در حوزه کتاب کودک مواجه هستیم. با این که مخاطبان کتاب های کودک کودکان هستند اما در ایران پدر و مادرها هنگام خرید کتاب کمتر به این نکته توجه می کنند که کودک با کتاب ارتباط برقرار می کند یا خیر. یکی از بهترین و تنها مراکزی که می توان در آن جا به پسند و سلیقه بچه ها برای کتاب کودک پی برد مهد کودک ها است. در مهد کودک ها کتاب ها را در یک سبد می گذارند و خود کودکان کتابی که نظرشان را جلب می کند را انتخاب می کنند که در بیشتر موارد به سراغ کتاب های خارجی می روند.
مثقالی با اشاره به کتاب «گربه چکمه پوش» نوشته «شارل پرو» گفت: این کتاب 400 سال پیش نوشته شده است و تاکنون بیش از 200 بار مصور شده و در جای جای جهان فروش رفته است و با بازار خوبی که پیدا کرده است همچنان نیز با اقبال روبرو می شود. فروش و نشر قوانین نانوشته ای را از آغاز با خود همراه دارد و شارل پرو 400 سال پیش به این قوانین پی برده که توانسته اثری مخاطب و بازار پسند خلق کند.
او افزود: 99 درصد کتاب های کودک که خلق شده اند در محدوده درک عام کودکان غربی نوشته و طراحی شده اند ولی تجربه ثابت کرده تمام کودکان دنیا با این کتاب ها ارتباط برقرار کرده اند. تمام کتاب های موفقی که می شناسید با فرمول مخاطب و بازار ساخته شده اند. در غرب قیمت انبار داری بالاست از این رو وقتی یک کتاب که یک سال فروش نرود، خمیر می شود. با این شیوه اگر کتاب یک نویسنده و یا مصور  اقبال بازار را کسب نکرد، خیلی زود از چرخه خارج می شود.
این تصویرگر ادامه داد: یکی از بحث هایی که این روزها در تصویرگری مطرح شده و در حال گسترش است، بحث کتاب های تصویردار است و کتاب های مصور. کتاب های تصویردار به کتاب هایی اطلاق می شود که متن بدون تصویر قابلیت درک دارد ولی تصویر به فهم بیشتر کتاب کمک می کند. کتاب های مصور کتاب هایی هستند که متن بدون تصویر قابل درک نیست. از زمانی که کتاب سازی برای کودکان آغاز شده همواره با کتاب هایی مواجه شدیم که تصویر داشته اند. من معتقدم که در ایران هنوز کتاب مصور نداریم. یعنی کتابی نداریم که متن بدون تصویر غیر قابل درک باشد. کتاب داستاهای پیتر خرگوشه از جمله کتاب های تصویر دار است. این کتاب در سال 1903 توسط باتریس پاتر برای شاد کردن کودک پنج ساله ای که او از آن نگهداری می کرده نوشته و مصور شده است. پیتر خرگوشه در تمام دنیا توانسته بازار خودش را پیدا کند و به 35 زبان تاکنون ترجمه شده است.
او افزود: پیتر خرگوشه داستان ساده ای دارد. یک خرگوش چند بچه دارد که یکی از آن ها نافرمان است و نافرمانی هایی که می کند برای بچه ها جذاب است. تاکنون از این کتاب 40 میلیون فروش رفته است. او خودش این کتاب را تصویرگری کرده و در تصویر سازی هایش به نکات ظریفی اشاره کرده که در متن نیست.
مثقالی ادامه داد: فروش کتاب امری بسیار کلیدی است اگر کتاب فروش کند یعنی شما با مخاطب تان ارتباط برقرار کرده اید و فروش کتاب الزاما به معنای نازل بودن کتاب نیست.
در ادامه نشست کیانوش غریب پور گفت: صحبت کردن درباره وضیعت تصویرسازی در گذشته زیاد کمکی به ما نمی کند، مگر بخش تاریخی آن که مرور تاریخ است برای این که بدانیم چه مسیری را تا به امروز طی کرده ایم. من بیشتر دوست دارم درباره فضای تصویر سازی امروز ایران صحبت کنم. تا جایی که من به خاطر دارم در 10 و 15 سال اخیر ما با دو جریان موازی در تصویرگری مواجه بوده ایم. جریان مست و واله تصویرگری  است  که از تصویرگری که به شدت در حالت خلسه روحی و کاملا غریزی لذت می برد و برای او یک دنبال به شدت دوست داشتنی است. در حدی که همه دوستان من که تدریس تصویرگری می کنند سرکلاس هایشان با تصویرگرانی مواجه شده اند که اگر تصویرگر نشوند می میرند و یا به مرحله اعلای افسردگی می رسند.
او ادامه داد: به نظر من این مستی و شیدایی که در دنیای تصویرگری هست بخشی از آن معطوف به خصلت روایت گر ما ایرانی ها است که وقتی نقاشی هم می کنیم نقاشی هایمان خصلت تصویرگری و روایتگری دارند. جریان دوم محدود است و بیشتر شامل کسانی می شود که یا کار تدریس تصویرگری می کنند و یا کار نقد تصویرگری و یا حتی می شود گفت دوران شیدایی را کنار گذاشته اند و به وضوح واقعی تری رسیده اند.
غریب پور با بیان این مطلب که ما ایرانی ها در حوزه ادبیات داستانی توفیق ارتباط با مخاطب و هم آوردی با پیشخوان کتاب کودک خارجی را کسب نکرده ایم، گفت: این موضوع معنایش این نیست که ما توانایی تصویرگری ضعیفی داریم (البته باید توجه داشته باشیم که در بخش هایی از تصویرگری از جمله طراحی مشکل داریم) اما بخشی از این ضعف و عدم توان درست هم آوردی ناشی از این است که کتاب کودک در دوره معاصر نتوانسته جایگاه واقعی خود را کسب کند. بخشی از این موضوع ناشی از اندیشه متکلف نویسندگان ایرانی می شود که در فضای بسته و نصحیت گر همچنان به دنبال نقش تربیتی هستند. بخشی از این موضوع نیز ناشی از توصیفات سخت نویسندگان ایرانی است که در بیشتر موارد حتی تصویرگران طراز اول ایرانی نیز از پس تصویرگرکردن موضوع مد نظر آن ها بر نمی آیند و در نهایت راه جدا و مستقلی را بیان هنری خود پیدا می کنند.
او ادامه داد: پس از انقلاب ترویج کتاب در ایران از بین رفت. برای این که بتوانیم مخاطب یک کتاب را پیدا کنیم نیاز به مروجین کتاب داریم که کتاب را توصیه کنند. گاهی اوقات مربیان، معلم ها سر کلاس چنین نقشی را ایفاء می کنند و مخاطب را با ساختار کتاب آشنا می کنند. در دوره کودکی ما کانون پرورش چنین رویکردی را داشت. برای همین ما از کتاب هایی که امروزه از آن ها با این عنوان یاد می کنیم که روشنفکرانه تصویرگری شده اند، در کانون ما یا این کتاب ها را درک می کردیم و یا به ما یاد می دادنند که چگونه این کتاب ها را درک کنیم.
غریب پور ادامه داد: وقتی ما در ادبیات داستانی مان کتاب هایی داریم که به ندرت می توانیم به فرهنگ های دیگر عرضه کنیم و یا در فروش کپی رایت کتاب هایمان ناتوانیم چون جهان بخش عمده نوع ادبیات معاصر ما را درک نمی کند، تنها امتیاز ما به لحاظ حضور در بازارهای جهانی توانایی تصویرگران ما است، موازنه ای بهم می خورد و تصویرگر یاد می گیرد که بدون اتکا به متن هم می تواند در دنیا عرضه اندام کند و در جشنواره های تصویرگری شرکت کند و جایزه هم بگیرد و کپی رایت کتابش را نیز به فروش برساند. اما در همین حین او توانسته با اتکاء به توانایی خودش موفق باشد اما کتابش فروش نرود و سرنوشت خوبی پیدا نکند. دلیل این ناتوانایی بنیاد ادبیات داستانی ما و خود موضوع کتاب کودک است.
او با بیان این مطلب که تصویرگری گستره روایت گرانه تصویر است، گفت: ما تصویرگری را نباید تنها به کتاب کودک و ادبیات داستانی مختص کنیم. این موضوع را من از دو جهت مطرح می کنم تصویرگری هنر بزرگتری از بخشی است که در کتاب کودک به کار می رود و دامنه گسترده تری دارد و ظرفیت های بسیار بالایی برای ایجاد بازار برای تصویرگران برخوردار است که بخشی از این ظرفیت ها را در ما در دو سالانه ششم  و بخش موضوعی هفته تصویرگری به نمایش گذاشتیم. تصویرگران ما یاد گرفته اند با وجود بازار بیمار کتاب در ایران موفق باشند اما این موضوع تبعات دیگری را همچنان به همراه دارد و آن این است که ما تصویرگران همچنان نتوانیم ارتباط موفقی با مخاطب داشته باشیم. ما در دوسالانه و هفته تصویرگری سعی کردیم که حوزه های دیگر تصویرگری را نیز به مخاطب نشان دهیم. در حقیقت تعریف نادرست ما از تصویرگری موجب شده که بازار تصویرگری را محدود کنیم.
این گرافیست و طراح ادامه داد: بیشتر تصویرگران حرفه ای ما حاضر نشده اند که از قیمت قطعی تصویر سازی کتاب بگذرند و درصد پشت جلد کتاب را بگیرند، چون ناشران ما می خواهند سه الی شش ماه از انتشار کتاب بگذرد و سپس درصدی از فروش کتاب را به تصویرگر اختصاص بدهند. این سخن ناشران بدان معناست که شما تصویرگران نیز در موفقیت یا عدم موفقیت یک کتاب شریک هستید، اما تصویرگران حاضر نمی شوند که این رسیک را بکنند. تا زمانی که چرخه صنعت نشر درست نشود ما همواره با این معظل مواجه خواهیم که با تصویرگری های زیبایی مواجه خواهیم بود که خودمان دوست شان داریم اما الزاما مخاطب آن ها را دوست ندارد.
او در ادامه با بیان این مطلب که زمینه علاقه مندی به تصویرگری کمیک در ایران کم است گفت: همچنان در ایران تنها کمیک موفق کتاب تن تن است و باقی کتاب ها در حد یک ستاره درخشان درخششی داشته اند و بعد افول کرده اند. استعدادهایی که در این بخش پرورش داده شده اند نیز جذب مطبوعات شده اند. ژانر کتاب کمیک درایران ژانرعمومی نیست. بخشی از این موضوع نیز ناشی از این می شود که ممیزی وزارت ارشاد در دهه 60 موجب شد که کتاب های کمیک به عنوان کتاب های ظاله و گمراه کننده شناخته شوند و ریشه این جنس کتاب در ایران زده شود. ما با این همه می توان از قابلیت طراح ها و تصویرگران می توان در فضای جدید به خلق کتاب های کمیک استفاده کرد.
او با بیان این مطلب که تمام بار کتاب تصویری بر روی تصویر است، گفت: در ایران این گونه کتاب در حال شکل گیری است اما هنوز ناشران به این کتاب ها اعتماد ندارند و بارها من شاهد بوده ام که تصویرگر را موظف کرده اند که متن هر چند کوتاه نیز به این کتاب ها اضافه کنند. اما جای امیدوری است که تا پایان سال چند عنوان کتاب کمیک در ایران منتشر خواهد شد. کتاب تصویری داستان دارد، روایت دارد اما کلمه ندارد.
غریب پور با بیان این مطلب که تصویرگری فانتزی پر درآمدترین فعل تصویرگرانه است گفت: تصویرگری فانتزی در حوزه ادبیات بیشتر در طراحی جلد کاربرد دارد. در انیمیشن و طراحی هم کاربرد زیاد دارد که نیاز به توانایی بالایی دارد که در حال حاضر در کشور ما نیز مورد توجه تصویرگران قرار گرفته است. اما بیشتر تصویرگرانی که در حوزه فانتزی فعالیت می کنند اغلب شان با ایران کار نمی کنند و تمرکز فعالیت شان با کشورهای انگولاسکسون و آمریکا گذاشته اند.
او افزود: موضوع های دیگری نیز مرتبط با تصویرگری وجود دارند که در سال های اخیر مورد توجه تصویرگران ما قرار گرفته است که یکی از آن ها استفاده از تصویرگری برای نقاشی دیواری است. این بازار به تازگی برای تصویرگران ایرانی بوجود آمده است اما باید درظر داشت این موضوع به واقیعت تصویرگری جهان ارتباطی ندارد.
غریب پور در بخش دیگر سخنانش گفت: بازار تصویرگری کلاسیک ما زمانی حالش خوب می شود که اساسا چرخه نشرما حالش خوب شود. در حوزه های همجوار نشر مثل طراحی جلد، طراحی کانسپت و کتاب های کمیک باز هم تصویرگری ما با چرخه نشر گره خورده اما از این نظر در مقایسه با تصویرگری بهتری قرار دارند.
فرشید مثقالی در ادامه نشست گفت:  نشر ساختار خاص خودش را دارد و در نشرها افرادی هستند که کسانی هستند که فعالیت نشر را از نظر اقتصادی اداره می کنند. ولی تصمیمات بزرگ را این افراد نمی گیرند و این وظیفه ویراستاران است که متن ها را بررسی کنند و امکان انتشار آن ها را فراهم کنند و پس از آن مدیریت هنری است که تصمیم می گیرد برای این متن چه تصویری مناسب است. باید قبول کرد که در بیشتر موارد مدیران هنری تصویرسازی ها را از نظر زیبایی شناسی بررسی می کنند نه این که این تصاویر چقدر می توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. در ایران این سلسله مراتب در نشر کمتر رعایت می شود و  کمتر کسی به مخاطب فکر می کند و همین موضوع به نشر ما آسیب می زند.
او درباره تفاوت نوع قرارداد ناشران غربی با تصویرگران در مقایسه با ایران گفت: در غرب مثلا پنج درصد پشت جلد را به تصویرگران می دهند و در مرحله نخست یک کتاب را پنج هزار نسخه منتشر می کنند و درصدی از پشت جلد را به تصویرگر پیش پرداخت می کنند این گونه نیست که دست تصویرگر از ابتدا خالی باشد تا چه زمانی کتاب فروش برود. این موضوع موجب می شود که تصویرگر سعی بیشتری بکند.
مثقالی در ادامه با اشاره از تصویر سازی در مطبوعات گفت: متاسفانه تصویرگران ما بازار مطبوعات را نادیده گرفته اند. در بیشتر موارد یک تصویر خوب می تواند مخاطب را جلب کند که متن آن را نیز مطالعه کند . من همواره به شاگردانم قابلیت و اهمیت این بازار را گوشزد کرده ام اما آن ها بیشتر ترجیح می دهند که بیشتر کار خودشان را بکنند و در این بازار قدم نگذارند.